صفحه اصلی دعا ـ بنیاد بین المللی دعاکتابشناسی دعا ـ بنیاد بین المللی دعا پژوهشی در نسخه شهید اول از صحیفه ی سجادیه
Loading
صحیفه، سجادیه، شهرت، تواتر، شهید، نسخه، دعا، نیایش پژوهشی در نسخه شهید اول از صحیفه ی سجادیه

پژوهشی در نسخه شهید اول از صحیفه ی سجادیه


نويسنده در اين گفتار، درباره کتاب صحيفه سجاديه از ديدگاه شهرت و تواتر، متن و روايت آن گفت و گو مي کند. سپس به روايت مشهور و متداول صحيفه مي پردازد و علل اختلاف روايات صحيفه را بررسي مي کند. آنگاه نسخه شهيد اول را با اجازات و مقابله هاي آن مي شناساند، اصالت آن را ثابت مي کند، راوياني را که شهيد اول صحيفه را از آنها نقل کرده و راوياني را که صحيفه را از شهيد اول نقل کرده اند، برمي شمارد. و پس از آن نام کساني را مي آورد که صحيفه را به صورت وجاده از نسخه شهيد اول نقل کرده اند.

مقدمه


بسم الله الرحمن الرحیم‏
و به نستعین
الحمدلله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین محمد و عترته الطیبین الطاهرین، لا سیما علی بقیة الله فی الارضین الحجة بن الحسن العسکری عجل الله فرجه الشریف، و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
صحیفه‏ ی کامله‏ ی سجادیه از مهمترین و اصیل‏ترین منابع و اسناد حدیثی است که مسلمین از قرن اول " 1 " ضمن عنایت و توجه بدان، برای حفظ و نشر و نگارش این مجموعه‏ی نفیس بر صفحات قلوب و اوراق دفاتر، تلاشهای ارزنده‏ای داشته‏اند و آن را سینه به سینه و نسل اندر نسل با نهایت دقت در حفظ و ضبط دقیق و اتقاق آن نقل و روایت کرده و برای آیندگان به ارث گذاردند.
صحیفه‏ ی کامله‏ ی سجادیه به انشاء امام علین بن حسین بن علی بن ابی‏طالب زین العباد و سید السجاد علیه‏السلام است که خداوند متعال، چشمه‏ های حکمت و حقایق نبودی صلی الله علیه و آله و سلم را بر زبان مبارک ایشان جاری ساخت. لذا این صحیفه به «انجیل اهل البیت» و «زبور آل محمد» موسوم گشته است. " 2 " همان گونه که انجیل و زبور، بر زبان عیسی بن مریم و داود علیهماالسلام جریان یافت، این دعاهای الهی نیز از دهان شخصیتی صادر گشت که به کثرت سجود و عبادت و بکاء شبانه روزی مشهور بود. " 3 ".
صحیفه سجادیه فقط مجموعه ‏ای از دعاها نیست، بلکه بحق دایرة المعارفی علمی، عقیدتی، اجتماعی، سیاسی... به گونه‏ های مختلف است که زبان، یاران بیان و توصیف آن را ندارد. این مجموعه، اثری است جاودانی که موحدان شیعه و سنی را از تدبر در الفاظ و معانی ژرف آن، چاره و گریزی نیست.
علت نگارش این مقاله


آنچه در این صفحات تقدیم می‏ شود، نگاهی است اجمالی به نسخه‏ ای نفیس و ارزشمند و منحصر به فرد از صحیفه‏ ی شریفه‏ ی سجادیه، به خط عالم بزرگ و فقیه آل رسول صلی الله علیه و آله و سلم شهید اول محمد بن مکی عاملی - رضوان الله تعالی علیه. " 4 ".
انگیزه‏ ی نگارنده در نگارش این مقاله، متن این گوهر نفیس است که خود، اصل و اساس صحیفه‏ های خطی و چاپی متداول در عصر ما و نیز اساس تعدادی از نسخ و صحیفه‏ های خطی مفقود می ‏باشد که به برخی از آنها اشاره خواهد شد. روشن و واضح است که اکثر طرق روایتی صحیفه - چه به شکل اجازه یا وجاده یا غیر آن - به شهید اول قدس سره می‏رسد " 5 " بنابراین، این دره‏ ی فاخره، نزدیک به سه قرن از دیدگان پنهان بود، با اینکه سزاوارتر بود که در تصحیح و مقابله به آن رجوع شود، زیرا که این نسخه از دیگر نسخه‏ ها اتقان بیشتری دارد، چرا که آن‏ها به یک واسطه یا بیشتر با این نسخه مقابله شده ‏اند.
از همین رو، نگارنده به شناسایی و معرفی این نسخه پرداخت تا گامی دیگر در جهت صحیح و تحقیق صحیفه ‏ها برداشته شده باشد.
بدین ترتیب، این نوشتار را در مباحثی چند تقدیم می ‏داریم:
اعتبار صحیفه سجادیه


بحث در این زمینه چند بخش دارد:
1 - 1. اعتبار صحیفه از جهت شهرت
2 - 1. از جهت متن
3 - 1. از حیث روایت
تفصیل این مباحث را باید در جای دیگری مطرح کرد که در این زمینه، مقالات متعددی در مجلات و کتب مستقل و مفصل نشر یافته است. لذا تکرار آنها در اینجا ضرورت ندارد. در این مقاله در حد بضاعت خود، زبده‏ ی آنچه را که در این باب گفته شده می‏ آوریم تا ذکرش خالی از فایده نباشد و تا حد امکان می‏ کوشیم به مطالبی بپردازیم که در اغلب نگارش‏ها و کتب، چندان مطرح نشده است، بدان امید که خواننده، از خلال آنچه دیگران نوشته‏ اند و ما بدان خواهیم پرداخت، به نتیجه‏ ای اتم و اکمل برسد.
اعتبار صحیفه، از جهت انتساب به امام سجاد علیه‏السلام و شهرت بین علما


در این زمینه، کلام ابن‏ ادریس (م 598 ه) ما را بس است که در مقدمه شرح صحیفه می‏ گوید: «صحیفه سجادیه، بزرگترین شفا بخشی است که اهل تعبد برای درمان خود از آن کمک می‏گیرند.» " 6 " این سخن، شهرت صحیفه و اهتمام علما بدان را در آن زمان می‏نمایاند.
میرداماد (م 1041 ه) می‏گوید: «صحیفه کریمه‏ ی سجادیه مسمی به انجیل اهل بیت و زبور آل رسول، به تواتر نقل شده است، مانند سایر کتابهایی که نسبت آنها به مصنفاتشان متواتر است. در این میان، ذکر اسناد فقط برای بیان طریق نقل حدیث و اجازه‏ی روایت آن است که این قضیه در بین مشایخ اجازات سنت، جریان دارد.» " 7 ".
سید علی خان مدنی شارح صحیفه سجادیه (م 1120 ه) می‏ نویسد: «انتساب صحیفه شریفه به امام سجاد علیه‏السلام آنچنان مستفیض است که تا سر حد تواتر می‏ رسد.» " 8 ".
" 11 ".
همه‏ ی این موارد، انتساب قطعی و یقینی این اثر به امام سجاد علیه ‏السلام و شهرت آن در بلاد اسلامی را نشان می ‏دهد.
علاوه بر آن، کثرت و فراوانی نسخه‏ های قدیمی موجود است از صحیفه - چنانکه به برخی از آنها اشاره خواهد شد - خود دلیل دیگری بر این مطلب است، به گونه‏ای که چنین کثرتی در نسخه‏های کتابهای دیگر کمتر دیده می‏شود.
فراوانی نسخه‏ های صحیفه بطور مطلق و در همه‏ ی قرون، محققان را از استقصای همه آنها - ولو به اشاره و اجمال ناتوان می‏سازد. کافی است بدانیم دشمنان و مغرضان - که برای تشکیک در بسیاری از آثار ائمه علیهم‏السلام می‏ کوشند - در برابر صحیفه سجادیه به تواضع سر فرود آورده‏ اند.
اعتبار صحیفه از جهت متن


میرداماد (م 1041 ه) می‏گوید: «در انجیل اهل بیت و زبور آل محمد علیهم‏ السلام رموزی آسمانی و الفاظی الهی و اسلوبی و حیانی و جلوه‏ های فرقانی یافت می ‏شود.» " 12 ".
سید علی خان مدنی (م 1120 ه) می‏نویسد: «صحیفه ‏ی سجادیه، نمادی از علم الهی است و بوی معطر کلام نبوی از آن استشمام می‏ شود. باید چنین باشد، چرا که پاره‏ای از نور مشکات رسالت و نفحه ‏ای از شمیم بوستان امامت است. تا آنجا که - از جهت اشتمال بر انوار حقایق معرفت و میوه‏ های باغهای حکمت - با وحی آسمانی و صحف عرشی و ملکوتی مانندش دانسته ‏اند.» " 13 ".
مولی محمد تقی مجلسی (م 1070 ه) می‏گوید: «بی‏شک صحیفه کامله سجادیه، اثر مولایمان سید الساجدین است، چرا که محتوای آن و فصاحت و بلاغتش و اشتمالش بر علوم الهی، به گونه ‏ای است که جز معصوم نمی‏ تواند گوینده ‏ی آن باشد. خدای رب العالمین را سپاس و ستایش می‏ کنیم بر این نعمت جلیل و عظیمی که به ما شیعیان اختصاص یافته است.» " 14 ".
وی بعد از ذکر طرق روایتی فراوان برای صحیفه می‏گوید: «اما صحیفه از حیث عبارت، واضح‏تر و روشن‏تر از آن است که به بیان آید. این کتاب - همانند قرآن مجید - در اوج فصاحت است. از جهت مشتمل بودنش بر علوم الهی نیز بر کسی که کمترین اطلاعی از علوم دارد، روشن و واضح است.» " 15 ".
در اعتبار صحیفه همین بس که محدثان بزرگ و مصنفان حدیث، آن را معتبر دانسته و در کتب خود از آن نقل می‏ کنند؛ شخصیت‏هایی چون شیخ الطائفه طوسی (م 460 ه) در کتابهای مصباح المجتهد کبیر و صغیر خود، شیخ قطب الدین راوندی (م 573 ه) در کتاب سلوة الحزین و تحفة العلیل، سید علی ابن‏طاوس (م 664) در کتب دعایی خود، شهید اول محمد بن مکی (م 786 ه) در کتاب المزار، ابراهیم بن علی کفعمی (م 905 ه) در بلد الامین و شخصیتهای برجسته‏ی دیگر. این همه نقل، شاهد صادقی است بر صحت انتساب متن این اثر به امام علیه‏ السلام از دید بزرگان و شخصیت‏های شیعه.
اعتبار صحیفه از حیث روایت


راجع به راویان صحیفه که شهید اول از آنان نقل کرده و کسانی که از شهید روایت کرده ‏اند، بحث خواهد شد.
چنانکه گفتیم، علما و محدثان، نسل اندر نسل و در هر طبقه به روایت و درایت این صحیفه‏ ی مبارکه اهتمام و عنایت داشتند.
میرداماد (م 1041 ه) می‏گوید: «اسانید طریق مشایخ و اساتید فن - رضوان الله تعالی علیهم - که صحیفه را نقل کرده‏ اند، متواتر است و البته شکل‏های نقل ایشان گونه‏ گون می‏باشد.» " 16 ".
افندی (ق 12) اظهار می‏ دارد: «ما شماری از نسخه‏ های صحیفه سجادیه را یافتیم که به طریق غیر مشهور روایت شد که به ده طریق می‏رسد.» " 17 " سپس هشت طریق را ذکر می‏کند.
مولی محمد تقی مجلسی (م 1070 ه) بعد از ذکر برخی از طریق صحیفه می‏نویسد: «آنچه که من اسانید غیر مشهوره صحیفه دیده‏ام، بیش از آن است که به شماره آید و بی‏تردید این اثر از آن سید الساجدین علیه‏السلام است. اما از جهت اسناد به مانند قرآن مجید (روشن و قطعی) است و از طریق زیدیه نیز به تواتر نقل شده است...» " 18 ".
در جای دیگر، مولی محمد تقی مجلسی در مورد شمار اسانید صحیفه می‏ نویسد که تعداد آنها به پنجاه هزار سند و 100 اسناد می‏رسد " 19 ".
مخفی نماند که مقصود از این تعداد، تعداد مشایخ اجازات است و نه راویان اصلی صحیفه؛ چرا که حتی تا امروز - یعنی سال 1426 ه - روایات مختلفی در ضمن صحیفه‏ های متفاوتی، در کتابخانه‏ ها یا اجازات یافت می‏شود که راویان آنها به این شخصیت‏ها منتهی می‏ شوند:
اول: حسین بن اشکیب مروزی از اصحاب امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام. " 20 ".
دوم: علی بن مالک، به روایت از احمد بن عبدالله، از محمد بن صالح " 21 ".
سوم: علی بن حماد بن علاء. " 22 ".
چهارم: ابوعیسی عبیدالله بن فضل بن محمد بن هلال نبهانی " 23 ".
پنجم: ابوالحسن علی بن نعمان اعلم مصری. " 24 ".
ششم: محمد بن احمد بن مسلم بن مطهر از پدرش احمد مطهر " 25 ".
اما روایت کنندگان از این شخصیت‏ها در این مقال فراوان‏اند که مجالی برای ذکر اسامی آنان نیست.
اما فردی که صحیفه را برای این بزرگان روایت کرده عمیر بن متوکل می‏ باشد که وی نیز از پدرش متوکل عمر بن هارون بلخی روایت کرده است.
متوکل صحیفه را از دو نفر نقل می‏ کند:
اول از امام جعفر بن محمد صادق علیهم‏ السلام و ایشان نیز از والد ماجد خود امام محمد بن علی باقر علیه‏السلام؛ دوم یحیی بن زید و او نیز از پدرش زید بن علی علیه‏السلام روایت کرده است.
هر یک از بزرگواران نیز، صحیفه را از پدید آورنده‏ ی آن، امام علی بن حسین صلوات الله علیهما روایت کرده‏اند.
روایت مشهور و سبب شهرت آن


روایت مشهور و متداول عصر ما از صحیفه به دو روایت اخیر - یعنی روایت ابن اعلم مصری و محمد بن احمد بن مسلم بن مطهر بازمی‏گردد " 26 " چنانکه از مقدمه‏ ی صحیفه‏ ها بر می‏ آید، که از جمله نسخه‏ ی اصل و مورد بحث ماست. در همه این نسخه‏ ها، این دو طریق در مقدمه ذکر شده است.
نخستین عالمی که این روایت را بدین شکل و بدین ترتیب رواج داد، شهید اول (رحمه الله) در قرن هشتم بود. چنانکه خواهد آمد، ایشان صحیفه را دوبار به کتابت آورد و این نشانگر اهتمام وی بدین امر بوده است. و از این طریق، نسخه‏ های صحیفه توسط شاگردان شهید در قرن نهم انتشار یافت. " 27 " بعد از ایشان - در قرن دهم - شهید ثانی نسخه خود را با نسخه شهید اول مقابله کرده و آن را انتشار داد. در قرن یازدهم شیخ بهاء الدین محمد عاملی (1030 ه) و مولی محمد تقی مجلسی (1070 ه) و فرزندش علامه محمد باقر مجلسی (1110 ه) در نشر و توزیع آن در بلاد اسلامی‏ بسیار کوشیدند، به گونه‏ای که اسانید صحیفه در این قرون، به چنین شخصیتهای بزرگی می‏رسد.
مجلسی اول - رحمه الله - در شرح مشیخة من لا یحضره الفقیه و در بعضی اجازاتش علت اصلی در سبب انتشار این نسخه از میان باقی نسخ را چنین ذکر می‏کند:
«من در اوایل در پی جلب رضایت الهی کوشا و ساعی بودم و جز یاد و ذکر خداوند تعالی آرام و قرار نداشتم، تا اینکه بین خواب و بیداری دیدم حضرت صاحب الزمان - صلوات الله علیه - در مسجد جامع قدیم اصفهان نزدیک باب طینی - که اکنون محل تدریس من است - ایستاده‏ اند. بر ایشان - صلوات الله علیه - سلام کردم و خواستم که بر قدم‏های مبارکشان بوسه زنم، اما آن حضرت نگذاشتند و مرا گرفتند من نیز دستان مبارکشان را بوسیدم در مورد مسایلی که در آنها اشکال داشتم از ایشان پرسیدم...
از جمله اینکه گفتم: مولای من! نمی‏ توانم هر لحظه خدمت شما برسم. کتابی به من بدهید که همواره بر اساس آن عمل کنم. حضرت فرمودند: کتابی برای تو، به مولانا محمد تاج می ‏دهم (من در خواب، او را می‏شناختم). سپس فرمود: برو و کتاب را از او بگیر.
من، از یک در مسجد که مقابل ایشان به سمت دارالبطیخ - که محله‏ای در اصفهان است - خارج شدم. هنگامی‏که به شخص مورد نظر رسیدم و مرا دید، پرسید: حضرت صاحب - صلوات الله علیه - تو را به سوی من فرستاده است؟
پاسخ مثبت دادم. او، از گریبان خود کتابی بیرون آورد و آن را گشود و من دیدم که آن کتاب دعا است. آن را بوسیدم و بر دیدگانم نهادم، از وی جدا شدم به سوی حضرت صاحب - صلوات الله علیه - رو آوردم. ناگهان بیدار شدم، اما آن کتاب را نزد خود نیافتم. از این رو - به خاطر از دست دادن کتاب - تا صبح تضرع می‏کردم و اشک حسرت می‏ریختم.
زمانی که نماز و تعقیبات را به پایان بردم، در ذهن خود آوردم که مولی محمد تا جا همان شیخ بهایی است که به خاطر اشتهارش در بین علماء، به تاج معروف است.
هنگامی که به محل تدریس ایشان واقع در جوار مسجد جامع آمدم، او را مشغول مقابله صحیفه یافتم. قرائت کننده صحیفه، سید صالح، امیر ذوالفقار گلپایگانی بود. لحظه‏ ای نشستم تا آن مقابله را به پایان برد. و ظاهرا وی مشغول قرائت سند صحیفه بود، اما بخاطر حسرتی که در دل داشتم، کلام ایشان را نمی‏فهمیدم. به گریه افتادم و نزد شیخ رفتم و ماجرای رؤیای خود را بازگفتم، در حالی که بخاطر از دست دادن کتاب گریان بودم.
شیخ فرمود: تو را به علوم الهی و معارف یقینی و جمیع آنچه که دایم در طلب آن هستی بشارت می‏ دهم. اما با این سخنان، آرامش نیافتم. به حالتی گریان و اندیشناک، از محضرش خارج شدم و در دلم افتاد که به سمتی بروم که حضرت را در خواب آنجا دیده بود.. وقتی به دار بطیخ رسیدم، مرد صالحی به نام آقا حسن ملقب به تاجا را یافتم و بر او سلام کردم. او به من گفت: تعدادی کتب وقفی نزد من است. طلبه‏هایی که این کتابها را در اختیار می‏ گیرند، به شرایط وقف عمل نمی‏کنند. اما تو این شرایط را رعایت می‏ کنی، بیا و این کتابها را ببین و هر کدام را خواستی بردار. همراه او به کتابخانه‏اش رفتم، نخستین کتابی که به من داد، همان بود که در رؤیا دیده بودم. به محض دیدن کتاب، به گریه افتادم و گفتم: همین مرا بس. در خاطرم نیست که آیا رؤیایی را که دیده بودم، برای او تعریف کردم یا نه.
نزد شیخ بهاء الدین عاملی آمدم و به مقابله‏ی این کتاب با نسخه ‏ای که جد پدری او، از روی نسخه شهید نوشته بود، پرداختم. شهید، نسخه‏ اش را از روی نسخه عمید الرؤساء. و ابن ‏سکون نوشته و آن را با نسخه‏ ی ابن‏ ادریس با واسطه یا بدون واسطه مقابله کرده بود. نسخه ای که حضرت صاحب به من عطا فرموده بود نیز، از روی خط شهید کتابت شده بود و کاملا مطابق با آن نسخه بود، حتی در حواشی.
بعد از فراغت یافتن از کار مقابله، دیگران نیز از روی نسخه‏ ی من مقابله کردند. و به برکت عطیه‏ ی حضرت صاحب الزمان - صلوات الله علیه - صحیفه کامله سجادیه در تمامی بلاد منتشر گشت، به ویژه در اصفهان. در نتیجه بسیاری از مردم نسخه‏ های متعدد از صحیفه داشتند و اکثر ایشان جزو صلحا و اهل دعا و بسیاری نیز مستجاب الدعوه شدند. و این آثار و برکات، معجزه‏ای از حضرت صاحب الامر علیه‏السلام بود. علومی را که خداوند به سبب این صحیفه به من عنایت فرمود، نمی‏ توانم برشمرم. این از فضل خداوند بر ما و بر مردم است و الحمد لله رب العالمین. " 28 ".
فرزندش علامه‏ ی ملجسی در این باره می ‏گوید: «پدرم - قدس الله روحه - حدود پنجاه سال برای تحصیل و ترویج و تبیین اسرار و انوار درخشان این صحیفه کوشید. و در هر سال بطور مکرر با این نسخه مدارست و ممارست داشت، تا آنجا که نسخه‏ های مصحح و مضبوط از این صحیفه در جمیع بلاد شایع و تکثیر شد.» " 29 ".
از همین رو، مجلسی اول افتخار می‏کند به اینکه به لقای حضرت بقیة الله الاعظم - ارواحنا و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء - مشرف شده و توانسته به شرف مناوله‏ای که ذکر کردیم و خود وی نیز در اکثر اجازاتش آورده است، برسد.
از جمله در اجازه‏ای که بعد از اجازه‏ی شهید ثانی به فرزندش داده، بدین عبارت نگاشته است:
«به فرزند عزیزم اجازه می‏دهم که این صحیفه را از من به این اسناد از امام ساجدین و زین‏العابدین و العارفین علی بن الحسین بن ابی‏طالب علیهماالسلام روایت کند و نیز اجازه می‏دهم اسنادی را که بدون واسطه از صاحب الزمان سلام الله علیه در رویایی که دیدم روایت کند و نیز سایر اسانیدی که به هزار هزار سند می‏رسند.» " 30 ".
ان شاء الله بحث در زمینه‏ی طرق روایی مشهور صحیفه خواهد آمد.
علل اختلاف روایات


روشن شد که این صحیفه به روایت عمیر بن متوکل و او نیز از پدرش به ما رسیده و بعد از ایشان صحیفه انتشار یافته و عده‏ای از اعلام و محدثان، آن را از این دو نفر روایت کرده‏اند. حال این مسأله باقی می‏ماند که چرا بین این روایات، اختلاف وجود دارد؟
با نگاهی به نسخه‏های چاپی یا خطی این صحیفه‏ ها، تفاوتهای آشکاری بین آنها دیده می‏ شود. این تفاوتها، در مقدمه، تعداد دعاها، برخی الفاظ، تقدیم و تأخیر، تداخل برخی ادعیه با یکدیگر، وجود عبارتی در یک نسخه و نبود آن در دیگری - و مانند آن - است. چگونه این تفاوتها در دعاهای صحیفه وجود دارد، با آنکه مصدر و منبع و راوی همه یکی است؟!
برای پاسخگویی به این مطلب و روشن شدن حقیقت، به تحقیقی عمیق و مفصل نیاز است که در این مقال، مجالی برای توضیح و بیان آن مباحث نیست، اما به دلیل ضرورت بحث، در اینجا به اجمال بدان می‏ پردازیم؛ باشد که به حل این اشکال کمک کند.
واضح است که در زمان انشاء دعاهای صحیفه توسط امام علی بن حسین زین‏ العابدین برای فرزندانش امام محمد بن علی باقر و زید بن علی علیهم ‏السلام اختلافی در متن ادعیه صحیفه وجود نداشته است. همچنین دانستیم که این دو بزرگوار، نخستین راویان صحیفه ‏اند و کتابت ونشر آن توسط این دو فرزند امام صورت گرفته است. طبعا نمی‏ توان تفاوت در روایت و نقل ادعیه از این دو بزرگوار را فرض کرد؛ مقدمه صحیفه به روشنی این احتمال را منتفی می‏سازد. وقتی امام صادق جعفر بن محمد علیهماالسلام به متوکل اجازه می‏ دهد که نسخه خود را با نسخه جناب زید مقابله کند، متوکل پس از مقابله می‏ گوید: «من نگریستم، و هر دو نسخه را کاملا یکسان دیدم، به گونه‏ای که در هیچ حرفی تفاوتی با هم نداشتند.»
بدین صورت، احتمال وقوع اختلاف در روایت امام محمد باقر و زین بن علی علیهماالسلام منتفی می‏ گردد.
از آنجا که متوکل، صحیفه‏ی خود را بر اساس آن دو صحیفه تدوین کرده، احتمال وقوع تفاوت و اختلاف در صحیفه متوکل نیز، از میان می‏رود. پس این تفاوت از کجا آمده است؟ در پاسخگویی به این سؤال باید مواردی چند را به طور اجمال توضیح دهیم:
1 - 3. کمی و زیادی دعاهای صحیفه، فقدان عبارتی در یک نقل، نقل به معنی شدن در کلمات و تقدیم و تأخیر در برخی دعاها می‏تواند ناشی از نسیان یا عوامل دیگری باشد، چرا که در آن زمان، صحیفه از تعدادی ابواب و اوراق گردآوری شده بود. همچنین احتمال می‏رود که هر بابی از آن در صحیفه‏ای مستقل و منفصل از بقیه صحیفه‏ها بر روی پوست و اشیای دیگر نوشته شده بود و به مرور زمان، برخی از آن صحیفه‏ها از بین رفته یا در ترتیب و تسلسل آنها تفاوتهایی پدید آمده باشد. در نتیجه، اختلاف و تفاوت بین صحیفه‏ ها از اینجا ناشی می‏ شود.
شاهد بر این مدعا، روایت ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی است که به سند خود روایت می‏کند از ابوحمزه‏ی ثمالی که گفت:
«صحیفه ‏ای خواندم شامل کلامی در باب زهد، از امام علی بن حسین علیهماالسلام، آن صحیفه را نوشتم. سپس به خدمت حضرتش رفتم و آن نوشته را بر آن جناب عرضه کردم. حضرت، کلام را تأیید و تصحیح فرمود.» " 31 ".
همچنین کلام متوکل بن هارون راوی صحیفه، این مطلب را تأیید می‏ کند:
«ابوعبدالله امام صادق علیه ‏السلام ادعیه را بر من املا فرمود که 75 باب بود، که یازده باب از نسخه‏ ی من ساقط شده بود، در نتیجه شصت و چند باب را نگاه داشتم.» " 32 ".
با این همه، دعاهای موجود از صحیفه که از طریق روایت مشهور به ما رسیده، پنجا و چهار دعا است. این نکته، جای تأمل دارد.
علت دیگر فقدان برخی از دعاهای صحیفه به کاتبان یا راویان مربوط می‏ شود. این مسأله از نسخه ‏ای از صحیفه به روایت علی بن مالک، که استاد محقق سید محمد حسین جلالی تحقیق و منتشر کرده بر می‏آید که تعداد ادعیه آن چهل و یک دعاست. " 33 ".
در مقابل، در چاپ دیگری از صحیفه به روایت همان راوی یعنی علی بن مالک که مرحو استاد کاظم مدیر شانه‏ چی منتشر کرده، می‏بینیم که در آن سی و هشت دعا آمده است و این به وضوح دلالت بر آن دارد.
2 - 3. حدیث شریف، از ابتدای پیدایش تا زمان حکومت عمر بن عبدالعزیز، دستخوش تغییرات متفاوت و مختلف شد، از جمله آنکه در برخی مقاطع تاریخ صدر اسلام، نقل همه‏ی احادیث یا برخی از آنها ممنوع گردید. در نتیجه قضایای عجیب و غریبی بر حدیث گذشت، از جمله: سوزاندن، به آب افکندن و در خاک کردن احادیث و غیر آن. در خلال این مدت طولانی، به خاطر ترس و یا اطاعت از حکومت، نقل و رواج احادیث، متروک و مهجور شد. این عامل در فقدان و ضایع شدن بخشی از احادیث مؤثر بود. علاوه بر آن، در پی عارض شدن فراموشی و نسیان بر حفاظ حدیث، به اجمال یا تفصیل، برخی احادیث نقل به معنی شد و بطور کلی آثار و تبعات سوئی را بجای گذاشت... " 34 ".
ممنوعیت نقل احادیث - بویژه در مورد شیعیان آل محمد علیهم‏السلام - به شدت اجرا می‏شد. هر کس صفحات تاریخ را مطالعه کند، بالعیان آن را می‏بیند: کتابهای شیعه را - به دلیل همراهی نکردن با حکومت‏های جور - سوزاندند؛ درباره‏ی آنها جرم‏هایی مرتکب شدند که روی تاریخ را سیاه کرده و هر ناظر بی‏طرف را به مظلومیت آنان واقف می‏ سازد.
در نتیجه‏ ی آن وضعیت دشواری که برای اهل بیت نبوت علیهم‏ السلام پدید آمد، مدتی صحیفه سجادیه در دسترس قرار نگرفت، چنان که از مقدمه‏ ی آن بر می‏ آید، به گونه‏ای که یحیی بن زید بن علی بن الحسین علیه‏ السلام صحیفه را مخفیانه و پنهانی و با احتیاط کامل در اختیار متوکل قرار داد. چرا که از کشته شدن یا نابودی اثر توسط دشمنان آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم در امان نبودند. یحیی صحیفه را به متوکل بلخی سپرد که آن را به پسر عموهایش محمد و ابراهیم فرزندان عبدالله بن حسن در مدینه برساند. این کار، اندک زمانی قبل از کشته شدن و به دار آویخته شدن یحیی بود. در آن حال به او گفت: «نگرانم از آن که این دانش در اختیار بنی‏امیه قرار گیرد و آن را کتمان کنند و در پستوهای خویش پنهان دارند. پس آن را بگیر و پنهان دار و با تمام توان در نگاهداری آن بکوش.»
امام جعفر صادق علیه‏ السلام نیز در هنگام دادن صحیفه به فرزندان عبدالله بن حسن فرمود: «این صحیفه را از مدینه بیرون نبرید.»
حضرتش در زمینه‏ی علت آن فرمود:
«پسر عموی شما، در مورد این صحیفه، از مطلبی نگران داشت که من نیز نسبت به آن امر، بر شما نگرانم.»
سالها بدین منوال گذشت، تا این که ظهور و بروز این گنج پنهان فرارسید، که با رعایت تمام جوانب دقت و احتیاط، این صحیفه در تمام خانه‏ها، بلکه در خانه‏ی دل‏ها جای گرفت، تا روح عبودیت را همواره در انسان‏ها بدمد.
3 - 3. احتمال قوی می ‏رود که برخی از آن دعاها، از راوی اول یعنی متوکل ساقط شده باشد، در نتیجه برخی از آن ادعیه را راویان به دلایل گوناگون نقل نکرده باشند. این نکته به عقاید راویان بستگی داشته است، چرا که این ادعیه را عده‏ای از محدثان شیعه و سنی روایت کرده‏اند.
راویان شیعه برخی از ادعیه را از روی ترس و تقیه تدوین نکرده و انتشار ندادند و تنها در حافظه‏ ها نگاه داشتند؛ زیرا که مضامین برخی از این دعاها بیان مظلومیت آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم و شکایت از حکام جور در آن زمان بوده، مانند لعن امام سجاد علیه‏ السلام بر اهل شام و بنی‏امیه و لعن دشمنان آل محمد و ستمگران برایشان یا دعاهایی که از ایشان در ذکر آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم و ترغیب مردم به پیروی از ایشان وارد شده و یا دعاهایی که در کتابهای دعایی و ملحقات صحیفه آمده و خشم امرا و حکام وقت را برمی‏انگیخته است.
مسلم است که اهل سنت امثال چنین دعاهایی را نقل نمی‏ کنند، چرا که مخالف مبانی فکری و اعتقادی آنان - یعنی تبعیت از نظر و رأی سلطان - است.
معرفی نسخه‏ ی شهید یا نسخه اصل، و شرح اجازات و مقابله‏ ها و بیان اصالت آن


نسخه‏ ی مذکور در کتابخانه علامه سید محمد تقی بن سید العلماء حسین بن دلدار علی بن محمد معین بن عبدالهادی تقوی رضوی نصیر آبادی لکهنوی مشهور به ممتاز العلماء موجود است.

پاورقی
1- محمد بن علی بن شهر آشوب (م 588 ه) در مقدمه معالم العلماء در پاسخ به کلام غزالی می‏گوید: نخستین کسی که (در اسلام) به کار تصنیف دست زد، مولا علی علیه‏السلام بود که کتاب خداوند جل جلاله را گرد آورد. بعد از ایشان می‏توان به ترتیب زمانی، از سلمان فارسی، ابوذر غفاری، اصبغ بن نباته، عبیدالله ابن ابی‏رافع و صحیفه کامله امام زین‏العابدین علیه‏السلام نام برد. (معالم العلماء، ص 38)
2- ابن شهر آشوب نخستین کسی است که صحیفه را بدین نام‏ها نامید چنانکه در معالم العلماء، در شرح حال متوکل بن عمیر گوید: صحیفه به «زبور آل محمد علیهم‏السلام» لقب یافته است. (معالم العلماء ص 160) و در شرح حال یحیی بن علی بن محمد بن حسین رقی، گوید: از امام صادق علیه‏السلام دعای معروف به «انجیل اهل البیت علیهم‏السلام» روایت شده است. (همان، ص 166)
3- بنگرید: بحارالانوار، ج 110، ص 61، صورت 41
4- درباره‏ی این شخصیت والامقام، بنگرید به کتاب «الشهید الاول، حیاته و آثاره» نوشته حجة الاسلام رضا مختاری (قم: بوستان کتاب، 1426)
5- بنگرید: بحارالانوار ج 110 (کتاب الاجازات) ص 66 - 43، جمعیع طرقی که مولی محمد تقی مجلسی ذکر کرده: به شهید رحمه الله علیه بازمی‏گردد
6- الذریعه ج 13، ص 358، رقم 1326
7- شرح صحیفه، میرداماد، ص 56
8- ریاض السالکین، ج 1 ص 58
9- رجال النجاشی، ص 426، رقم 1144
10- فهرست طوسی، ص 477، رقم 769
11- راجع به شروح صحیفه و نسخه‏های آن‏ها مراجع شود به:
الف: شیخ علامه آقا بزرگ طهرانی در «الذریعة الی تصانیف الشیعه»،
ب: علامه استاد سید محمد حسین حسینی جلالی در کتابش به نام «دراسات حول الصحیفه السجادیه» در این کتاب، ایشان از شروح صحیفه تحت عنوان «الصحیفه عبر القرون» نام برده است. این پژوهش همچنین همراه با تحقیق ایشان بر روی نسخه‏ای از صحیفه به روایت علی بن مالک در قم منتشر شده است.
ج. حسین درگاهی در کتاب «کتابنامه صحیفه سجادیه»،
د. فؤاد سزگین در «تاریخ التراث العربی».ه. دو مقدمه آیة الله مرعشی و سید مشکاة که یک ابر حدود شصت سال پیشتر و بار دیگر در مقدمه نسخه‏ای از صحیفه، به تصحیح و چاپ شیخ محمد آخوندی منتشر شده. این دو مقدمه اخیرا به طور مستقل و در خور شأن آن به اشراف استادمان علامه سید محمد رضا جلالی - دام توفیقه - در مجله علوم الحدیث (عربی) منتشر شده اس
12- شرح صحیفه سجادیه، ص 55
13- ریاض السالکین، ج 1 ص 51
14- بحارالانوار ج 110، ص 66، وی این مطلب را در ضمن اجازه‏ای به تاریخ 1064 ه ایراد کرده است
15- بحارالانوار، ج 110، ص 59، صورت 41
16- شرح صحیفه سجادیه، ص 56
17- صحیفه ثالثه سجادیه، ص 11
18- بحارالانوار، ج 110، ص 59، صورت 41
19- همان، ص 61
20- نسخه‏ای از آن را که میرزا عبدالله افندی اصفهانی دیده و در صحیفه ثالثه ص 11 از آن خبر داده، نسخه‏ای نفیس و کهن، به خط ابن‏مقله خطاط مشهور عصر عباسی بوده است. علامه محقق سید محمد علی روضاتی حفظه الله، نسخه‏ای از این روایت در اختیار دارد که آن را محمد باقر حسینی سلطانی شوشتری در سال 1123، ه به دستور سلطان حسین صفوی به نگارش در آورده و مرکز تحقیقات کامپیوتری حوزه علمیه اصفهان به تحقیق سید احمد سجادی همراه با تقریظ علامه مذکور به چاپ رسانده است
21- نسخه‏ای از آن در کتابخانه آستان قدس رضوی به شماره‏ی 12405 موجود است. این نسخه را حسن بن ابراهیم الزامی در سال 416 ه کتابت کرده که قدیمی‏ترین نسخه‏ی موجود از صحیفه است. استاد کاظم مدیر شانه‏چی در مشهد مقدس، آن را تحقیق و منتشر کرده است. نسخه دیگری در کتابخانه آیة الله مرعشی قم به شماره‏ی 3685 وجود دارد که آن نیز، نسخه‏ای قدیمی و به نسخ معرب است. در برگه 21 این نسخه آمده است. «بلغ عند مستجمع العلوم شیخ الاسلام و المسلمین زین الملة والدین مدظله و ایده الله تعالی.» از این عبارت معلوم می‏شود که مراد، شهید ثانی زین‏العابدین بن علی عاملی (شهید به سال 965 ه) است. این نسخه را علامه سید محمد حسین حسینی جلالی در قم همراه با تحقیقات و توضیحات لازم و مقدمه‏ای در خور منتشر کرده است
22- علامه مجلسی در اجازات بحارالانوار ج 109، ص 101 و آقا بزرگ تهرانی در ذریعه، ج 1، ص 231 از آن یاد کرده‏اند
23- اگر این گفته صحیح باشد، نسخه‏ای از آن در کتابخانه ایاصوفیا استانبول به شماره‏ی 2819 موجود است
24- نسخه‏ای از آن در کتابخانه موزه کاخ گلستان تهران به شماره‏ی 2105 موجود است، به کتابت یاقوت مستعصمی به سال 694 ه. نسخه دیگر در کتابخانه ایاصوفیه استانبول به شماره‏ی 1946 (کتابت سال 697 ه) وجود دارد
25- نسخه‏ای از این روایت به شماره 3685 در کتابخانه آیة الله مرعشی است به خط حسین بن محمد حسینی شیرازی تاریخ کتابت: روز جمعه 11 ربیع الاخر 695 ه. بر اساس توصیف سید احمد حسینی اشکوری فهرست نگار کتابخانه، این نسخه چهل و یک دعا دارد که سیزده دعا، از ادعیه نسخه‏های معروف صحیفه کمتر است. سند این نسخه کوتاه است و مقدمه‏ی صحیفه‏های معروف را نیز ندارد. (فهرست کتابخانه آیة الله مرعشی، ج 10، ص 81)
26- یکی از فضلای معاصر معتقد است که روایت مشهور از دو روایت که با یکدیگر ادغام شده‏اند، شکل گرفته است. در ادامه‏ی بحث، در مورد ویژگی‏های روایت مشهور، گفتگو خواهد شد
27- در ادامه‏ی گفتار، نام شاگردان شهید اول که صحیفه را از ایشان روایت کرده‏اند، خواهد آمد
28- شرح من لا یحضره الفقیه، ج 14، ص 418
29- الفرائد الطریفة، ص 5
30- بحارالانوار، ج 110، ص 50
31- الکافی، ج 8، ص 14، ح 2؛ الفهرست،ص 68، رقم 138
32- بنگرید به: مقدمه‏ی صحیفه سجادیه
33- در مبحث روایتهای صحیفه، از نسخه‏ای که از طریق علی بن مالک روایت شده ذکری به میان آمد
34- البته این نکات، از ارزش و حجیت و اعتبار حدیث نمی‏کاهد، چرا که حفاظ و محدثان بزرگ اعتقادی به ممنوعیت حدیث نداشتند، احادیث را حفظ و نگهداری کرده و محافظت از احادیث را - چه به صورت کتابت یا حفظ در سینه - نصب العین خود قرار داده بودند، بویژه شاگردان مکتب وحی و پیروان اهل بیت علیهم‏السلام

منبع: مجله سفینه


Codded & Powered by:سیستم مدیریت محتوای کنز ـ دهکده وب ver 0.2