صفحه اصلی دعا ـ بنیاد بین المللی دعازیارت امیرالمؤمنین علی علیه السلام دعا ـ بنیاد بین المللی دعا زیارت مطلقه امیرالمومنین علیه السلام
Loading
زیارت، مطلقه، امیرالمومنین، دانلودزیارت مطلقه امیرالمومنین علی علیه السلام
زیارت مطلقه امیرالمومنین علیه السلام




در کیفيّت زيارت آن حضرت است بدانکه زیارات منقوله براى آن حضرت بر دو قسم است یکى مُطْلَقَه که مُقَيَّدْ به وقتى از اوقات نیست و دیگر مخصوصه که عکس آن است و این زیارات در ضمن دو مقصد بیان مى شود
مقصد اوّل در زیارات مُطْلَقه است و آنها بسیار است و ما اکتفا مى کنیم در اینجا به ذکر چند زیارت اوّل زیارتى است که شیخ مفید و شهید و سيّد بن طاوس و دیگران ذکر کرده اند و کیفيّت آن چنان است که هرگاه اراده زیارت نمائى غسل کن و دو جامه پاک بپوش و به چیزى از بوى خوش خود را خوشبو کن و اگر نیابى و نکنى نیز مجزى است و چون از خانه بیرون آمدى بگو:
اَللّهُمَّ اِنّى خَرَجْتُ مِنْ مَنْزِلى اَبْغى فَضْلَكَ وَاَزُورُ وَصِىَّ نَبِيِّكَ
خدايا من از خانه ام بيرون آمده و جوياى فضل تواءم و قاصد زيارت وصى پيامبرت
صَلَواتُكَ عَلَيْهِما اَللّهُمَّ فَيَسِّرْ ذلِكَ لى وَسَبِّبِ الْمَزارَ لَهُ وَاخْلُفْنى
که درودهاى تو بر هر دوشان باد هستم خدايا پس آسان گردان براى من آن را و فراهم کن اسباب زيارتش را و جانشينم
فى عاقِبَتى وَحُزانَتى بِاَحْسَنِ الْخِلافَةِ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
باش در انجام کارم و کسانم به بهترين جانشينى اى مهربانترين مهربانان
پس روانه شو درحالى که زبانت گويا باشد به ذکر:
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ وَسُبْحانَ الِلَّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللَّهُ
ستايش خداى را است و منزه است خدا و معبودى نيست جز خدا
و چون رسيدى به خندق کوفه بايست و بگو:
اَللَّهُ اَكْبَرُ اَللَّهُ اَكْبَرُ اَهْلَ الْكِبْرِيآءِ وَالْمَجْدِ
خدا بزرگتر است خدا بزرگتر است که شايسته بزرگى و مجد
وَالْعَظَمَةِ اَللَّهُ اَكْبَرُ اَهْلَ التَّكْبير وَالتَّقدْيسِ وَالتَّسْبيحِ وَالاْلا ءِ اَللَّهُ اَكْبَرُ
و عظمت است خدا بزرگتر است که شايسته بزرگ شمردن و تقديس و تنزيه و نعمتها است خدا بزرگتر است
مِمّا اَخافُ وَاَحْذَرُ اَللَّهُ اَكْبَرُ عِمادى وَعَلَيْهِ اَتَوَكَّلُ اَللَّهُ اَكْبَرُ رَجآئى
از آنچه مى ترسم و بيم دارم خدا بزرگتر است که تکيه گاه من است و توکل بر او کنم خدا بزرگتر است که اميد من
وَاِلَيْهِ اُنيبُ اَللّهُمَّ اَنْتَ وَلِىُّ نِعْمَتى وَالْقادِرُ عَلى طَلِبَتى تَعْلَمُ
است و بسويش باز گردم خدايا تو ولى نعمت منى و تواناى بر انجام خواسته ام هستى مى دانى
حاجَتى وَما تُضْمِرُهُ هَواجِسُ الصُّدُورِ وَخَواطِرُ النُّفُوسِ فَاَسْئَلُكَ
حاجتم را و آنچه را پنهان کند تشويشهاى دلها و خاطرات نفوس پس از تو خواهم
بِمُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى الَّذى قَطَعْتَ بِهِ حُجَجَ الْمُحْتَجّينَ وَعُذْرَ
به محمد مصطفى که قطع کردى بوسيله او دليلهاى دليل تراشان و عذر
الْمُعْتَذِرينَ وَجَعَلْتَهُ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ اَنْ لا تَحْرِمَنى ثَوابَ زِيارَةِ
عذرخواهان را و او را براى جهانيان رحمت قرار دادى که محرومم نکنى از ثواب زيارت
وَلِيِّكَ وَاَخى نَبِيِّكَ اَميرِ الْمؤْمِنينَ وَقَصْدَهُ وَتَجْعَلَنى مِنْ وَفْدِهِ
ولى خود و برادر پيامبرت امير مؤ منان و توجه بسويش و قرار دهى مرا از واردين
الصّالِحينَ وَشِيعَتِهِ الْمُتَّقينَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
شايسته و شيعيان پرهيزکارش به مهرت اى مهربانترين مهربانان
و چون نمودار شود براى تو قُبِّه شريفه آن حضرت بگو:
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى مَا اخْتَصَّنى بِهِ مِنْ
ستايش خداى را که مخصوصم داشت
طيبِ الْمَوْلِدِ وَاسْتَخْلَصَنى اِكْراماً بِهِ مِنْ مُوالاةِ الاَْبْرارِ السَّفَرَةِ
به پاکى ولادت و برگزيدم از روى اکرام بدوستى نيکان و سفيران
الاَْطْهارِ وَالْخِيَرَةِ الاَْعْلامِ اَللّهُمَّ فَتَقَبَّلْ سَعْيى اِلَيْكَ وَتَضَرُّعى بَيْنَ
پاک و برگزيدگان نمونه خدايا پس بپذير کوششم را بسويت و زاريم را پيش
يَدَيْكَ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى لا تَخْفى عَلَيْكَ اِنَّكَ اَنْتَ اللَّهُ الْمَلِكُ الْغَفّارُ
درگاهت و بيامرز گناهانم را که بر تو پوشيده نيست که براستى توئى خداى فرمانرواى آمرزش پيشه
مؤ لّف گويد: که چون در وقت ديدن قبّه منوره يک حال نشاط و شوقى براى زائر روى مى دهد که ميل دارد در آن وقت تمام توجّه خود را به آن جناب نمايد و به هر لسانى و بيانى که تواند مدح و ثناى آن بزرگوار گويد خصوص زائر اگر از اهل علم و کمال باشد دوست مى دارد که اگر شعر بليغى در نظر داشته باشد در آن حال به آن تَمَثُّل جُويَد لذا بخاطرم رسيد که اين چند شعر را از قصيده هائيّه اُزْرِيَّه که مناسب اين مقام است ذکر نمايم و رَجاء واثق که سلامى از جانب اين صاحب صحيفه سُوداء به آن صاحب قُبّه بَيْضاء بنمايد و از دُعاى خير فراموشم نفرمايد
وَالاَْشْعارُ هذِهِ:
اَيُّهَا الرّاكِبُ الْمُجِدُّ رُوَيْداً بِقُلُوبٍ تَقَلَّبَتْ فى جَواها
اى سوار تندرو مهلتى ده بر دلهائى که زير و رو شوند در سوز و گدازش
اِنْ تَرائَتْ اَرْضُ الْغَرِيَّيْنِ فَاخْضَعْ وَاخْلَعِ النَّعْلَ دُونَ وادى طُواها
چون نمايان گشت سرزمين نجف خضوع کن و کفش را در بيرون دروازه شهر از پاى بيرون آر
وَاِذا شِمْتَ قُبَّةَ الْعالَمِ الاَْعْلى وَاَنْوارُ رَبِّها تَغْشاها
و چون چشمت به گنبد عالم اعلى افتاد که انوار پروردگارش پوشانده
فَتَواضَعْ فَثَمَّ دارَةُ قُدْسٍ تَتَمَنَّى الاَْفْلاكُ لَثْمَ ثَراها
فروتنى کن که آنجا خانه قدسى است که افلاک آرزوى بوسيدن خاکش را کنند
قُلْ لَهُ وَالدُّمُوعُ سَفْحُ عَقيقٍ وَالْحَشا تَصْطَلى بِنارِ غَضاها
به او بگو با ديده خونبار چون عقيق سرخ و با دلى سوزان به آتش فروزانش
يَابْنَ عَمِّ النَّبىِّ اَنْتَ يَدُ اللَّهِ الَّتى عَمَّ كُلَّ شَىْءٍ نَداها
اى پسر عموى پيغمبر توئى دست خدا که فرا گرفته سخايش همه چيز را
اَنْتَ قُرْآنُهُ الْقَديمُ وَاَوْصافُ كَ آياتُهُ الَّتى اَوْحاها
توئى قرآن قديم حق و صفات تو آيه هاى آن قرآن است که وحى کرد آن را
خَصَّكَ اللَّهُ فى مَاءثِرَ شَتّى هِىَ مِثْلُ الاَْعْدادِ لا تَتَناهى
ويژه ات داشت خدا به افتخارات گوناگونى که مانند اعداد بى پايان است
لَيْتَ عَيْناً بِغَيْرِ رَوْضِكَ تَرْعى قَذِيَتْ وَاسْتَمَرَّ فيها قَذاها
اى کاش چشمى که در غير بوستان تو بچرد پر از خاشاک شود و اين خاشاک همچنان در آن بماند
اَنْتَ بَعْدَ النَّبِىِّ خَيْرُ الْبَرايا وَالسَّما خَيْرُ ما بِها قَمَراها
تو بعد از پيغمبر بهترين مردمى چنانچه در آسمان بهترين اختران مهر و ماه اند
لَكَ ذاتٌ كَذاتِهِ حَيْثُ لَوْلا اَنَّها مِثْلُها لَما آخاها
ذات تو چون ذات پيمبر است و اگر چنين نبود هرگز تو را به برادرى خويش نمى گرفت
قَدْ تَراضَعْتُما بِثَدْىِ وِصالٍ كانَ مِنْ جَوْهَرِ التَّجَلّى غِذاها
هر دوى شما از پستان وصالى شير خورده ايد که غذاى آن از گوهر تجلى حق بود
يا اَخَا الْمُصْطَفى لَدَىَّ ذُنُوبٌ هِىَ عَيْنُ الْقَذا وَاَنْتَ جَلاها
اى برادر پيامبر مصطفى مرا گناهانى است که چون خارى در چشم منند و توئى جلا دهنده آن
لَكَ فى مُرْتَقَى الْعُلى وَالْمَعالى دَرَجاتٌ لا يُرْتَقى اَدْناها
تو را در نردبان رفعت و برترى درجاتى است که از پائين ترين آنها نتوان بالا رفت
لَكَ نَفْسٌ مِنْمَعْدِنِ اللُّطْفِصيغَتْ جَعَلَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ فِداها
تو را جانى است که از معدن لطف حق پى ريزى شده و خدا هر جانى را فداى آن کند
و چون به دروازه نجف برسى بگو:
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى هَدانا لِهذا وَما كُنّا لِنَهْتَدِىَ
ستايش خدائى را که مرا بدين جا راهنمائى کرد
لَوْلا اَنْ هَدانَا اللَّهُ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى سَيَّرَنى فى بِلادِهِ وَحَمَلَنى عَلى
و ما خود نمى توانستيم بدان راهبر شويم اگر خدا راهنمائيمان نمى کرد ستايش خدائى را که مرا در شهرهاى خويش سير داد و بر
دَوآبِّهِ وَطَوى لِىَ الْبَعيدَ وَصَرَفَ عَنِّى الْمَحْذوُرَ وَدَفَعَ عَنِّى
چهارپايانش سوار کرد و راههاى دور را زير پايم در نورديد و هرمحذورى را از سر راهم
الْمَكْرُوهَ حَتّى اَقْدَمَنى حَرَمَ اَخى رَسُولِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ
برداشت ناراحتى را از من دور کرد تا فرودم آورد در حرم برادر رسول او که درود خدا بر او و آلش باد
پس داخل شهر شو و بگو:
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى اَدْخَلَنى هذِهِ الْبُقْعَةَ الْمُبارَكَةَ الَّتى
ستايش خاص خدائى است که واردم کرد در اين بقعه مبارکه اى که
بارَكَ اللَّهُ فيها وَاخْتارَها لِوَصِىِّ نَبِيِّهِ اَللّهُمَّ فَاجْعَلْها شاهِدَةً لى
برکت داد خداوند در او و آن را براى وصى پيامبرش انتخاب فرمود خدايا پس آن را گواه من قرار ده
پس چون به درگاه اوّل برسى بگو:
اَللّهُمَّ لِبابِكَ وَقَفْتُ وَبِفِنائِكَ نَزَلْتُ وَبِحَبْلِكَ
خدايا به در خانه تو ايستادم و به آستانت فرود آمدم و به ريسمان تو
اعْتَصَمْتُ وِلِرَحْمَتِكَ تَعَرَّضْتُ وَبِوَلِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ تَوَسَّلْتُ
چنگ زدم و خود را در مهر تو قرار دادم و به نماينده تو که درودهاى تو بر او باد توسل جستم
فَاجْعَلها زِيارَةً مَقْبوُلَةً وَدُعآءً مُسْتَجاباً
پس آن را بگردان زيارتى پذيرفته و دعائى اجابت شده
پس چون به در صحن برسى بگو:
اَللّهُمَّ اِنَّ هذَا الْحَرَمَ حَرَمُكَ وَالْمَقامَ مَقامُكَ وَاَ نَااَدْخُلُ اِلَيْهِ اُناجيكَ
خدايا اين حرم حرم تو است و اين مقام مقام تو است و من داخل آن گردم و با تو راز گويم
بِما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى وَمِنْ سِرّى وَنَجْواىَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَنّانِ الْمَنّانِ
بدانچه تو بدان از من داناترى و هم از درون من و از راز من آگاهى ستايش خاص خداى پرنعمت و پرمنت
الْمُتَطَوِّلِ الَّذى مِنْ تَطَوُّلِهِ سَهَّلَ لى زِيارَةَ مَوْلاىَ بِاِحْسانِهِ وَلَمْ
و پربخششى است که از بخشش او است که آسان کرد براى من زيارت مولايم را به احسانش و چنانم
يَجْعَلْنى عَنْ زِيارَتِهِ مَمْنوُعاً وَلا عَنْ وِلايَتِهِ مَدْفُوعاً بَلْ تَطَوَّلَ
نکرد که از زيارتش ممنوع باشم و نه از ولايتش برکنار بلکه بخشش کرد
وَمَنَحَ اَللّهُمَّ كَما مَنَنْتَ عَلَىَّ بِمَعْرِفَتِهِ فَاجْعَلْنى مِنْ شيعَتِهِ وَاَدْخِلْنىِ
و احسان فرمود خدايا چنانچه بر من بوسيله معرفتش منت نهادى پس مرا از شيعيانش قرار ده
الْجَنَّةَ بِشَفاعَتِهِ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
و بوسيله شفاعتش داخل بهشتم گردان اى مهربانترين مهربانان
پس داخل صحن شو و بگو:
اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى اَكْرَمَنى بِمَعْرِفَتِهِ وَمَعْرِفَةِ رَسوُلِهِ وَمَنْ فَرَضَ عَلَىَّ طاعَتَهُ
ستايش خدائى را که گرامى داشت مرا بوسيله شناختن او و شناختن پيامبرش و آن کس که اطاعتش را بر من واجب فرمود
رَحْمَةً مِنْهُ لى وَتَطَوُّلاً مِنْهُ عَلَىَّ وَمَنَّ عَلَىَّ بِالاْيمانِ الْحَمْدُ لِلَّهِ
از روى مهرى که به من داشت و بخششى که به من فرمود و منت نهاد بر من به ايمان ، ستايش خدائى را
الَّذى اَدْخَلَنى حَرَمَ اَخى رَسوُلِهِ وَاَرانيهِ فى عافِيَةٍ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى
که وارد کرد مرا به حرم برادر رسولش و در حال تندرستى آن را نشان من داد ستايش خدائى را که مرا
جَعَلَنى مِنْ زُوّارِ قَبْرِ وَصِىِّ رَسوُلِهِ اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا
از زائران قبر وصى رسولش قرار داد گواهى دهم که معبودى نيست جز خداى يگانه اى که
شَريكَ لَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ جآءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
شريک ندارد و گواهى دهم که محمد بنده و رسول او است که بحق از نزد خدا آمده
وَاَشْهَدُ اَنَّ عَلِيَّاً عَبْدُاللَّهِ وَاَخوُ رَسوُلِ اللَّهِ اَللَّهُ اَكْبَرُ اَللَّهُ اَكْبَرُ اَللَّهُ اَكْبَرُ لا
و گواهى دهم که على بنده خدا و برادر رسول او است ، خدا بزرگتر است خدا بزرگتر است ....
اِلهَ اِلا اللَّهُ وَاللَّهُ اَكْبَرُ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى هِدايَتِهِ وَتَوْفيقِهِ لِما دَعا اِلَيْهِ
معبودى جز خدا نيست و خدا بزرگتر است و ستايش خداى را بر راهنمائيش و توفيقش به راهى که بدان (مردم را)
مِنْ سَبيلِهِ اَللّهُمَّ اِنَّكَ اَفْضَلُ مَقْصوُدٍ وَاَكْرَمُ مَاْتِىٍّ وَقَدْ اَتَيْتُكَ
خوانده است خدايا براستى تو بهترين مقصود و گرامى ترين کسى هستى که نزدت آيند و اينک به درگاهت آمده
مُتَقَرِّباً اِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ وَبِاَخيهِ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ عَلِىِّ بْنِ
و تقرب جويم بسويت بوسيله پيامبرت پيامبر رحمت و به برادرش امير مؤ منان على بن
اَبيطالِبٍ عَلَيْهِمَا السَّلامُ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَلا تُخَيِّبْ
ابيطالب عليهماالسلام پس درود فرست بر محمد و آل محمد و نوميد مکن
سَعْيى وَانْظُرْ اِلَىَّ نَظْرَةً رَحيمَةً تَنْعَشُنى بِها وَاجْعَلْنى عِنْدَكَ وَجيهاً
کوششم را و بنگر به من به نگاهى مهربانانه که نجات و سربلنديم بخشى بدان و قرارم ده در پيش خود آبرومند
فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبينَ
در دنيا و آخرت و هم از مقربان
وچون به در رواق برسى بايست و بگو:
اَلسَّلامُ عَلى رَسوُلِ اللَّهِ اَمينِ اللَّهِ عَلى وَحْيِهِ وَعَزآئِمِ اَمْرِهِ الْخاتِمِ
سلام بر رسول خدا امين خدا بر وحيش و بر دستورات حتمى اش ختم کننده
لِما سَبَقَ وَالْفاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ وَالْمُهَيْمِنِ عَلى ذلِكَ كُلِّهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ
آنچه گذشته و گشاينده آنچه پس از اين آيد و نگهبان بر همه آنها (سلام و) رحمت خدا
وَبَرَكاتُهُ السَّلامُ عَلى صاحِبِ السَّكينَةِ السَّلامُ عَلَى الْمَدْفوُنِ
و برکاتش (بر او باد) سلام بر دارنده آرامش مخصوص حق سلام بر آنکه
بِالْمَدينَةِ السَّلامُ عَلَى الْمَنْصُورِ الْمُؤَيَّدِ السَّلامُ عَلى اَبِى الْقاسِمِ
در مدينه مدفون است سلام بر آن يارى شده و تاءييد شده حق سلام بر ابوالقاسم
مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ
محمد بن عبداللّه و رحمت خدا و برکاتش
پس داخل رواق شو و در وقت داخل شدن پاى راست را مقدم دار و بايست بر در حرم و بگو:
اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ
گواهى دهم که معبودى نيست جز
وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ جآءَ بِالْحَقِّ مِنْ
خداى يگانه اى که شريک ندارد و گواهى دهم که محمد بنده و رسول او است که بحق از نزد
عِنْدِهِ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسوُلَ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ
او آمده و رسولان را تصديق فرمود سلام بر تو اى رسول خدا سلام بر تو
يا حَبيبَ اللَّهِ وَخِيَرَتَهُ مِنْ خَلْقِهِ اَلسَّلامُ عَلى اَميرِ الْمُؤْمِنينَ عَبْدِاللَّهِ
اى حبيب خدا و برگزيده اش از خلق او سلام بر امير مؤ منان بنده خدا
وَاَخى رَسوُلِ اللَّهِ يا مَوْلاىَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ
و برادر رسول خدا اى مولاى من اى امير مؤ منان بنده تو و پسر بنده تو
وَابْنُ اَمَتِكَ جآءَكَ مُسْتَجيراً بِذِمَّتِكَ قاصِداً اِلى حَرَمِكَ مُتَوَجِّهاً اِلى
و فرزند کنيز تو به نزدت آمده پناه جويم به عهده و ذمه تو قاصدم حرمت را و به
مَقامِكَ مُتَوَسِّلاً اِلىَ اللَّهِ تَعالى بِكَ ءَاَدْخُلُ يا مَوْلاىَ ءَاَدْخُلُ يا اَميرَ
مقامت توجه کرده ام و به درگاه خداى تعالى بوسيله تو توسل جسته ام آيا داخل شوم اى مولاى من آيا داخل شوم اى امير
الْمُؤْمِنينَ ءَاَدْخُلُ يا حُجَّةَ اللَّهِ ءَاَدْخُلُ يا اَمينَ اللَّهِ ءَاَدْخُلُ يا مَلائِكَةَ
مؤ منان آيا داخل شوم اى حجت خدا آيا داخل شوم اى امين خدا آيا داخل شوم اى فرشتگان
اللَّهِ الْمُقيمينَ فى هذَا الْمَشْهَدِ يا مَوْلاىَ اَتَاْذَنُ لى بِالدُّخوُلِ اَفْضَلَ
خدا که در اين زيارتگاه مقيم هستيد اى مولاى من آيا اذن دخولم مى دهى به بهترين
ما اَذِنْتَ لاَِحَدٍ مِنْ اَوْلِيائِكَ فَاِنْ لَمْ اَكُنْ لَهُ اَهْلاً فَاَنْتَ اَهْلٌ لِذلِكَ
اذنى که به يکى از دوستانت داده اى ؟ که اگر من شايسته آن نيستم تو شايسته آنى
پس عَتَبه را ببوس و مقدم دار پاى راست را پيش از پاى چپ و داخل شو و در حال داخل شدن بگو:
بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَفى سَبيلِ اللَّهِ وَعَلى مِلَّةِ رَسوُلِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ
به نام خدا و (توکل ) به خدا و در راه خدا و بر کيش رسول خدا درود خدا بر او
وَ الِهِ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لى وَارْحَمْنى وَتُبْ عَلَىَّ اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ الرَّحيمُ
و آلش خدايا بيامرز مرا و به من رحم کن و توبه ام بپذير که براستى توئى توبه پذير مهربان
پس برو تا محاذى قبر مطهّر شوى و توقّف نما پيش از رسيدن به قبر و رو به قبر کن و بگو:
اَلسَّلامُ مِنَ اللَّهِ عَلى مُحَمَّدٍ رَسوُلِ اللَّهِ اَمينِ اللَّهِ عَلى وَحْيِهِ
سلام از خدا بر محمد رسول خدا که امين او است بر وحيش
وَرِسالاتِهِ وَعَزائِمِ اَمْرِهِ وَمَعْدِنِ الْوَحْىِ وَالتَّنْزيلِ الْخاتِمِ لِما سَبَقَ
و پيغامهايش و دستورات حتميش آن کان وحى و تنزيل که ختم کننده آنچه گذشته
وَالْفاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ وَالْمُهَيْمِنِ عَلى ذلِكَ كُلِّهِ الشّاهِدِ عَلَى الْخَلْقِ
و گشاينده است آنچه را پس از اين آيد و نگهبان بر همه آنها است گواه بر خلق ،
السِّراجِ الْمُنيرِ وَالسَّلامُ عَلَيْهِ وَرَحْمَةُ اللَّهُ وَبَرَكاتُهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى
چراغ تابان و سلام بر او و رحمت خدا و برکاتش خدايا درود فرست بر
مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ الْمَظْلوُمينَ اَفْضَلَ وَاَكْمَلَ وَاَرْفَعَ وَاَشْرَفَ ما
محمد و خاندان مظلومش بهترين و کاملترين و برترين و شريفترين درودى که
صَلَّيْتَ عَلى اَحَدٍ مِنْ اَنْبِيآئِكَ وَرُسُلِكَ وَاَصْفِيآئِكَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى
بفرستى بر يکى از پيمبران و رسولان و برگزيدگانت خدايا درود فرست بر
اَميرِ الْمُؤْمِنينَ عَبْدِكَ وَخَيْرِ خَلْقِكَ بَعْدَ نَبِيِّكَ وَاَخى رَسوُلِكَ
امير مؤ منان بنده ات و بهترين خلق تو پس از پيامبرت و برادر رسول تو
وَوَصِىِّ حَبيبِكَ الَّذِى انْتَجَبْتَهُ مِنْ خَلْقِكَ وَالدَّليلِ عَلى مَنْ بَعَثْتَهُ
و وصى حبيبت آنکس که او را از خلق خود برگزيدى و دليل بود بر آن کس که
بِرِسالاتِكَ وَدَيّانِ الدّينِ بِعَدْلِكَ وَفَصْلِ قَضآئِكَ بَيْنَ خَلْقِكَ
به رسالتهايت برانگيختى و حاکم در دين از روى عدل و جدا كُنِ حکم تو در ميان آفريدگانت
وَالسَّلامُ عَلَيْهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى الاَْئِمَّةِ مِنْ
و سلام بر او و رحمت خدا و برکاتش خدايا درود فرست بر پيشوايان از
وُلْدِهِ الْقَوّامينَ بِاَمْرِكَ مِنْ بَعْدِهِ الْمُطَهَّرينَ الَّذينَ ارْتَضَيْتَهُمْ اَنْصاراً
فرزندانش قيام کنندگان به فرمان خدا پس از رسول تو آن پاکانى که پسنديدى آنها را براى يارى
لِدينِكَ وَحَفَظَةً لِسِرِّكَ وَشُهَدآءَ عَلى خَلْقِكَ وَاَعْلاماً لِعِبادِكَ
دينت و براى نگهبانى رازت و گواهان بر آفريدگانت و نشانه هائى براى بندگانت
صَلَواتُكَ عَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ اَلسَّلامُ عَلى اَميرِ الْمُؤْمِنينَ عَلِىِّ بْنِ
درودهاى تو بر ايشان همگى سلام بر امير مؤ منان على بن
اَبيطالِبٍ وَصِىِّ رَسوُلِ اللَّهِ وَخَليفَتِهِ وَالْقآئِمِ بِاَمْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ سَيِّدِ
ابيطالب وصى رسول خدا و جانشينش و قيام کننده به فرمان او پس از پيامبر و سيد
الْوَصِيّينَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلى فاطِمَةَ بِنْتِ رَسوُلِ اللَّهِ
اوصياء و رحمت خدا و برکاتش سلام بر فاطمه دختر رسول خدا
صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ سَيِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَى الْحَسَنِ
صلى اللّه عليه و آله بانوى زنان جهانيان سلام بر حسن
وَالْحُسَيْنِ سَيِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْخَلْقِ اَجْمَعينَ اَلسَّلامُ عَلَى
و حسين دو آقاى جوانان اهل بهشت از همه خلق سلام بر
الاَْئِمَّةِ الرّاشِدينَ اَلسَّلامُ عَلَى الاَْنْبِيآءِ وَالْمُرْسَلينَ اَلسَّلامُ عَلَى
امامان راه يافته سلام بر پيمبران و رسولان سلام بر
الاَْئِمَّةَ الْمُسْتَوْدَعينَ اَلسَّلامُ عَلى خآصَّةِ اللَّهِ مِنْ خَلْقِهِ اَلسَّلامُ عَلَى
پيشوايانى که سپرده شدگان (اسرار نبوت ) هستند سلام بر خاصّان خدا از آفريدگانش سلام بر
الْمُتَوَسِّمينَ اَلسَّلامُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ الَّذينَ قاموُا بِاَمْرِهِ وَوازَرُوا
دقيق نظران نکته سنج سلام بر آن مردان با ايمانى که قيام کردند به فرمان او و پشتيبانى کردند
اَوْلِياءَ اللَّهِ وَخافوُا بِخَوْفِهِمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْمَلاَّئِكَةِ الْمُقَرَّبينَ اَلسَّلا مُ
از اولياء خدا و با ترس آنها آنان نيز ترسيدند سلام بر فرشتگان مقرب حق سلام
عَلَيْنا وَعَلى عِبادِ اللَّهِ الصّالِحينَ
بر ما و بر بندگان شايسته خدا
پس برو تا بايستى نزديک قبر و رو به قبر و پشت به قبله کن و بگو:
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حَبيبَ
سلام بر تو اى امير مؤ منان سلام بر تو اى حبيب
اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا صَفْوَةَ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وَلِىَّ اللَّهِ اَلسَّلامُ
خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا سلام بر تو اى ولى خدا سلام
عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اِمامَ الْهُدى اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا
بر تو اى حجّت خدا سلام بر تو اى پيشواى هدايت سلام بر تو اى
عَلَمَ التُّقى اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْوَصِىُّ الْبَرُّ التَّقىُّ النَّقىُّ الْوَفِىُّ
نشانه پرهيزکارى سلام بر تو اى وصى نيکوکار پرهيزکار و پاکيزه با وفا
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبَا الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَموُدَ
سلام بر تو اى پدر بزرگوار حسن و حسين سلام بر تو اى ستون
الدّينِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا سَيِّدَ الْوَصِيّينَ وَاَمينَ رَبِّ الْعالَمينَ وَدَيّانَ
دين سلام بر تو اى آقاى اوصياء و امانتدار پروردگار جهانيان و حکومت کننده
يَوْمِ الدّينِ وَخَيْرَ الْمُؤْمِنينَ وَسَيِّدَ الصِّدّيقينَ وَالصَّفْوَةَ مِنْ سُلالَةِ
در روز جزا (به اذن خدا) و بهترين مؤ منان و آقاى صديقين و برگزيده از نژاد
النَّبِيّينَ وَبابَ حِكْمَةِ رَبِّ الْعالَمينَ وَخازِنَ وَحْيِهِ وَعَيْبَةَ عِلْمِهِ
پيمبران و درب حکمت پروردگار جهانيان و خزينه دار وحى او و گنجينه دانشش
وَالنّاصِحَ لاُِمَّةِ نَبِيِّهِ وَالتّالِىَ لِرَسوُلِهِ وَالْمُواسِىَ لَهُ بِنَفْسِهِ وَالنّاطِقَ
و خيرخواه امت پيامبرش و پيرو رسولش و کسى که جانش را براى او به کف گرفت و گوياى
بِحُجَّتِهِ وَالدّاعِىَ اِلى شَريِعَتِهِ وَالْماضِىَ عَلى سُنَّتِهِ اَللّهُمَّ اِنّى
به حجتش و دعوت کننده به شريعتش و رونده بر طريقه و روش او خدايا من
اَشْهَدُ اَنَّهُ قَدْ بَلَّغَ عَنْ رَسوُلِكَ ما حُمِّلَ وَرَعى مَا اسْتُحْفِظَ وَحَفِظَ مَا
گواهى دهم که آنچه بر عهده داشت از جانب رسول تو همه را رساند و نگهدارى کرد آنچه از او خواسته شده بود
اسْتوُدِعَ وَحَلَّلَ حَلالَكَ وَحَرَّمَ حَرامَكَ وَاَقامَ اَحْكامَكَ وَجاهَدَ
و حفظ کرد آنچه به او سپرده شده بود و حلال کرد حلال تو را و حرام کرد حرام تو را و برپا داشت احکامت را و پيکار کرد
النّاكِثينَ فى سَبيلِكَ وَالْقاسِطينَ فى حُكْمِكَ وَالْمارِقينَ عَنْ اَمْرِكَ
با پيمان شکنان (اصحاب جمل ) در راهت و با زور گويان در حُکمت (معاويه و همدستانش ) و با بيرون رفتگان از دين تو (خوارج )
صابِراً مُحْتَسِباً لا تَاْخُذُهُ فيكَ لَوْمَةُ لا ئِمٍ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ اَفْضَلَ ما
بردبارانه و پاداش جويانه و در راه تو باکى از سرزنش مردم نداشت خدايا درود فرست بر او بهترين
صَلَّيْتَ عَلى اَحَدٍ مِنْ اَوْلِياَّئِكَ وَاَصْفِياَّئِكَ وَاَوْصِياَّءِ اَنْبِيآئِكَ اَللّهُمَّ
درودى که بفرستى بر يکى از اولياء و برگزيدگانت و اوصياء پيمبرانت خدايا
هذا قَبْرُ وَلِيِّكَ الَّذى فَرَضْتَ طاعَتَهُ وَجَعَلْتَ فى اَعْناقِ عِبادِكَ
اين قبر ولى تو است که اطاعتش را واجب فرمودى و بيعتش را در گردن بندگانت قرار دادى
مُبايَعَتَهُ وَخَليفَتِكَ الَّذى بِهِ تَاْخُذُ وَتُعْطى وَبِهِ تُثيبُ وَتُعاقِبُ وَقَدْ
و خليفه ات که بوسيله او بگيرى و بدهى و به او پاداش نيک يا کيفر دهى و من
قَصَدْتُهُ طَمَعاً لِما اَعْدَدْتَهُ لاَِوْلِيآئِكَ فَبِعَظيِمِ قَدْرِهِ عِنْدَكَ وَجَليلِ
آهنگ او کرده ام به طمع آنچه آماده کرده اى براى دوستانت پس سوگند به آن مرتبه بزرگى که نزد تو دارد و آن موقعيت
خَطَرِهِ لَدَيْكَ وَقُرْبَ مَنْزِلَتِهِ مِنْكَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
شايانى که در پيش تو دارد و منزلت نزديکش درود فرست بر محمد و آل محمد


Codded & Powered by:سیستم مدیریت محتوای کنز ـ دهکده وب ver 0.2