Loading
دعا، نثر، تقرب، نیایش آداب تقرب

آداب تقرّب


آداب تقرّب

انواع استطاعت
ای عزیز! بدان که هر شخص مسلمانی عاقلی بالغی را که استطاعت حاصل شود، یک نوبت در همه عمر حج بر وی واجب شود؛ و استطاعت بر دو نوع است:
یکی آن است که توانا بود، به تن خویشتن حج تواند گزاردن، و این به سه چیز درست شود:
اول، آنکه به تن درست بود.
دوم، آنکه امن راه حاصل شود، چنانکه دشمنی که از او خوف جان و مال باشد، بر راه نباشد و دریای خطرناک مانع نه.
سوم، آنکه چندان مال داشته باشد که بعد از گزاردن وام ها، جهت عیال و اطفال نفقه تمام نهادن و وجهی که چهارپای توانا حاصل تواند کردن تا او را و زادی که درآمد شد، به کار باید، بر تواند داشتن، داشته باشد که اگر از این هر سه شرط یکی مفقود بود، استطاعت حاصل نبود [و نیز] حج واجب نبود؛ و اگر مزمنی باشد چنانکه امید بهتر شدن نباشد، استطاعت او بدان حاصل آید که چندانی مالش باشد که بعد از مالابد او و عیال او نایبی را به اجره تواند گرفتن تا از جهت او حج بگزارد؛ اما باید که آن نایب به جهت خود حجّ اسلام گزارده باشد، از آنکه اگر جهت خود حج نگزارده باشد، هر حجّی که به نیابت گزارد، جهت منوب محسوب نباشد و از حجّ اسلام که بر وی واجب بود، افتد و مال منوب در ذمّه او واجب شود، ادا باید کرد.

آداب حج
و دیگر بداند که فیض و سنن و آداب حج به همدیگر آمیخته است و لیکن از اول تا آخر اعمال حجّ بر این ترتیب است:
اول: چون عزم حج خواهد کردن، باید که توبه نصوح کند و رد مظالم بر خود واجب داند و وام ها ادا کند و جهت هر کسی که نفقه آن کس بر وی واجب شود، نفقه بنهد و وصیت نامه بنویسد و زاد راه و کرای چهارپایان از وجهی حلال حاصل کند؛ اگر حرام باشد زاد و راحله، حج مقبول نیفتد؛ نعوذ بالله تعالی.
و مستحب آن است که زاد چندان بردارد که با اصحاب و محتاجان، رفیقی تواند کرد، و مکاری باید که به همه انواع از وی شاکر باشد و زیادت از آنچه قرار باشد بر چهارپای، زیادت بر او ننهد، و گاه گاه اگر پیاده شود تا چهارپای نیز ساعتی بیاساید، نیکو باشد. و پیش از آنکه از خانه بیرون آمدن، باید که صدقه بدهد و نماز استخاره بگزارد و خود را و عیال و اطفال خود را و مال و منال خود را به خدای تعالی سپرد.
* * *
و در جمله راه باید که به ذکر حق عزّ اسمه و تلاوت قرآن کریم مشغول باشد، چون بر بلندی خواهد رفتن، تکبیر آغاز کند، چون به سربالا رسد، بگوید: اَللّهمَّ لَکَ الشَّرَفُ عَلی کُلِّ شَرَفٍ وَ لَکَ الْحَمْدُ عَلی کُلِّ حالٍ؛ و چون روی به نشیب آرد، صلوات می دهد. و اگر در راه خوفی ظاهر شود، آیة الکرسی می خواند و در حق می گریزد. و اگر از جمله ذاکران است، به ذکر مشغول گردد.

غسل های مستحبی
در حج، ده سبب را غسل سنّت است:
اول، جهت احرام بستن.
دوم، جهت در آمدن به مکّه.
سوم، جهت طواف قدوم.
چهارم، جهت زیارت خانه معظّم.
پنجم، جهت وقوف به عرفات.
ششم، جهت اقامه به مزدلفه.
هفتم، جهت سنگ انداختن در سه جمره.
هشتم، جهت طواف وداع.

حج حقیقی
اما حجّ حقیقی آن است که به نیّت طواف کعبه دل، قدم از خانه دنیا بیرون نهد و خانگیان نفس و هوی را وداع کند و روی در براری غیب نهد و دشمنان شیاطین را در عقبة الشیطان به تیغ ذکر، سر از تن جدا کند و در ذات العرق جان، کفن بی اختیاری در دوش زند، و بر عرفات عرفان برآید و از آنجا روی بر منای محبّت آرد و سنگ رد بر روی مرادات بشری زند؛ و چون منای نفس به قربانی بر زمین منا روان کند و حلق کند از لذّات شهوانی و تمتعات جسمانی به جای آرد و روی در مکّه وجود کند و قدم در حرم صدر نهد و در محاذات سویدا که قائم مقام حجر الاسود است، در کعبه دل بایستد و طواف کعبه دل آغاز کند.
* * *
باری به یقین بی ترک دنیا و وداع نفس و هوی قدم در براری غیب نتواند نهادن؛ و بی آنکه در عقبة الشیطان به تیغ ذکر سر دزادن شیاطین بردارد به سلامت از براری غیب نتواند گذشتن؛ و تا کفن بی اختیاری در ذات العرق جان بر دوش نزند، بر عرفات عرفان نتواند آمدن. مردی می باید و از این دنیای فانی قدم بیرون نهاد و همچون مردان دنیا را گفتن: «طَلَّقْتُکَ ثَلاثا لا رَجْعَةَ لِی فیکَ» تا هم در دنیا بیاساید و هم در آخرت، به آسانی بر صراط گذر تواند کرد.

پدید آورنده : علاءالدوله سمنانی (قرن 7)


Codded & Powered by:سیستم مدیریت محتوای کنز ـ دهکده وب ver 0.2