Loading
دعا، صحیفه، جبرئیل، پیامبر، مسجدالحرام  دعای صحیفه
دانلود فایل PDF

دعای صحیفه


از اميرالمؤمنين (عليه السلام) نقل است كه: پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمود: پشت مقام ابراهيم در مسجد الحرام نماز مى‌گزاردم كه جبرئيل گفت: يا محمّد! مى‌بينم خيلى نگران امّت خودى؛ خدا با بندگان خويش مهربان است. پيامبر(صلى الله عليه وآله) به جبرئيل فرمود: برادرم! تو محبوب من و امّت من هستى. دعايى به من بياموز تا امّت من پس از من مرا با آن ياد كنند. جبرئيل گفت: يا محمّد! سفارش مى كنم كه بفرمايى امّتت سه روز روشن (ايّام البيض كه درخشندگى ماه در شب هاى آن بيشترين مقدار است) هر ماه را روزه بدارند؛ سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم را.
هم چنين ـ يا محمّد ـ سفارش مى كنم كه امّتت را فرمان دهى اين دعا را بخوانند كه نگه داران عرش پروردگار، آن را به بركت اين دعا نگاه مى دارند. من نيز به بركت آن است كه بر زمين فرود مى آيم و به آسمان مى روم. اين دعا بر درهاى بهشت و حجره ها و ايوان ها و خانه هاى آن نوشته است و هم بدان درهاى بهشت باز مى گردد. با اين دعا، آفريدگان به فرمان حق در روز رستاخيز گِردهم مى آيند. هر كدام از پيروان تو اين دعا را بخواند، خداوند، به بركت آن، سختى گور را از او برمى دارد و از هراس بزرگ و آفت هاى دين و دنيا ايمنى مى بخشد و هر كه آن را بخواند خداوند از كيفر آتش رهايى اش مى دهد. در اين جا، پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) از جبرئيل پاداش (خواندن) دعا را پرسيد. او پاسخ داد: يا محمّد چيزى پرسيدى كه شرح آن را نمى توانم و اندازه اش را جز خدا نمى داند. يا محمّد اگر درختان جهان قلم شوند و درياها مركّب و همه ى آفريدگان نويسنده، پاداش خواننده ى اين دعا را نمى توانند نوشت. هر برده اى آن را بخواند و آزادى خويش را بخواهد، خداوند او را آزادى و از بندگى و غلامى رهايى خواهد داد. هر غم زده اى آن را بخواند، خداوند اندوه و غم را از او خواهد زدود. هر حاجت مندى آن را بخواند، خداوند ـ ان شاء الله ـ حاجت او را در دنيا و آخرت برخواهد آورد و مرگِ بى هنگام و هراس در قبر و تنگ دستى در دنيا را از وى دور خواهد داشت و در قيامت چهره خندان به شفاعتش خواهد رساند و به بركت دعا، به خانه ى امن (= دارالسّلام) درخواهد آورد و در كوشك هاى بهشتى مسكن خواهد داد و از پوشاك فرسوده ناشدنى بهشت خواهد پوشاند. هر كه اين دعا را روزه دار بخواند، خداوند پاداش جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل و ابراهيم خليل و موساى كليم و عيسى و پيامبر خاتم را كه درود خداوند بر همگى آن ها باد بدو خواهد داد!
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: من از افزونى ثواب هايى كه جبرئيل براى خواننده ى اين دعا برشمرد، به شگفت آمدم. جبرئيل افزود: يا محمّد هر يك از پيروان تو، يك بار در زندگى، اين دعا را بخواند، خداوند در روز قيامت او را با چهره اى به تابناكى ماه شب چهاردهم برمى انگيزد. مردم خواهند گفت: اين كيست؟ آيا پيامبر است؟ فرشتگان خواهند گفت كه: او نه پيامبر است و نه فرشته؛ او بنده اى از بندگان خداى متعال و از آدمى زادگان است كه در زندگى خويش يك بار اين دعا را خوانده است و خداوند اين كرامت را بدو ارزانى داشته است. آن گاه جبرئيل به پيامبر(صلى الله عليه وآله)گفت: يا محمّد، هر كه اين دعا را پنج بار بخواند، هنگام رستاخيز، من با اسبى بهشتى كنار گور او ايستاده خواهم بود تا (برخيزد و) بر آن اسب سوار شود و جز در سراى نعمت (= دار النّعيم) فرود نخواهد آمد؛ جاويد جاودان و بى حساب؛ در كنار ابراهيم(عليه السلام) و در كنار محمّد(صلى الله عليه وآله)! من براى خواننده ى اين دعا، زن يا مرد، پذيرفتارم كه خداى متعال كيفرش نكند؛ هر چند گناهانش بيش از كف هاى دريا و قطره هاى باران و برگ درختان و شمار بهشتيان و دوزخيان باشد.
خداوند فرمان مى دهد براى خواننده ى اين دعا يك حجّ نيكو و يك عمره ى پذيرفته بنويسند. يا محمّد، هر كه به هنگام خواب پنج بار اين دعا را بخواند، تو را در خواب مى بيند كه به بهشت وعده اش مى دهى. هر كه گرسنه يا تشنه باشد و خوردنى و آشاميدنى نيابد يا بيمار باشد و اين دعا را بخواند، خداى متعال به بركت دعا مشكلش را آسان مى سازد و آب و غذايش مى دهد و خواسته هاى دنيا و آخرتش را برمى آورد. هر مال باخته يا برده گريخته اى برخيزد و وضو بسازد و دو يا چهار ركعت بگزارد و در هر كدام يك سوره ى حمد و دو سوره ى اخلاص بخواند و پس از سلام اين دعا را بخواند و نوشته را پيش رو يا زير سر بگذارد، خداوند ـ ان شا ء الله ـ به بركت اين دعا، شرق و غرب را به هم مى پيوندد و گريخته را باز مى آورد و اگر از دشمن مى ترسد و اين دعا را بر خويش بخواند، خداوند او را در حصار محكمى قرار مى دهد و دشمنانش بر او دست رس نخواهند داشت. هر بنده ى وام دارى آن را بخواند وامش را خواهد توخت و إن شاء الله، پرداخت كننده اى فراهم خواهد ساخت. و هر كه آن را بر بيمارى بخواند، خداوند به بركت آن بهبودش خواهد داد. اگر بنده اى با ايمان خالص به خداى بزرگ آن را بر كوهى بخواند، به دستورىِ خداى متعال، آن كوه به جنبش خواهد آمد و هر كه با نيّت پاك بر آن بخواند، آب سخت خواهد شد. از اين همه ويژگى كه براى اين دعا گفتم شگفتى مكن كه اسم اعظم خداوند در آن است. اگر خواننده اى آن را خواند و فرشتگان و جنّ و انس آن را شنيدند، براى وى دعا مى كنند و خداى متعال دعايشان را خواهد پذيرفت و همه ى اين به بركت خداوند و به بركت اين دعاست.
هر كه خدا و پيامبرش را باور دارد، بايد كه دلش را به آن چه درباره ى اين دعا گفته شد سره كند كه خداوند هر كه را بخواهد بى حساب مى بخشد. هر كه آن را نگاه داشت يا نوشت، بر هيچ مسلمانى دريغ نكند.
پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: در هر نبردى اين دعا را خواندم، به بركت آن، بر دشمنانم پيروز شدم. هم چنين فرمود: «هر كه اين دعا را بخواند در چهره اش نور اوليا خواهد بود و هر سختى برايش آسان و هر آسانى شدنى خواهد گرديد.»
حسن بصرى گويد: من در ارزش اين دعا چيزهايى شنيده ام كه نمى توانم شرح دهم. اگر خواننده ى آن پا بر زمين كوبد، زمين خواهد جنبيد! سفيان ثورى گويد: واى بر آن كه ارزش اين دعا را نداند! هر كه ارزش و احترام آن را دانست خداوند بزرگ هر سختى را از او بازخواهد داشت و هر مشكلى را آسان خواهد ساخت و هر ناخواسته اى را باز خواهد داشت و هر بدى را دور خواهد ساخت و از هر بيمارى و حادثه اى نجاتش خواهد داد و غم و اندوه را از او خواهد زدود. آن را بياموزيد و فرا دهيد كه خير فراوان در آن است! و دعا اين است:
سُبْحَانَ اللهِ الْعَظيمِ وَبِحَمْدِه ]سه مرتبه مى گويى[ سُبْحَانَهُ مِنْ اِلَه مَا اَمْلَكَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مَليك مَا اَقْدَرَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ قَدير مَا اَعْظَمَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ عَظيم مَا اَجَلَّهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ جَليل مَا اَمْجَدَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ مَاجِد مَا اَرْاَفَهُ.
وَسُبْحَانَهُ مِنْ رَؤُوف مَا اَعَزَّهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ عَزيز مَا اَكْبَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ كَبير مَا اَقْدَمَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ قَديم مَا اَعْلاَهُ. وَسُبْحَانَهُ مِنْ عَال مَا اَسْنَاهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ سَنِيٍّ مَا اَبْهَاهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ بَهِيٍّ مَا اَنْوَرَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ مُنير مَا اَظْهَرَهُوَسُبْحَانَهُ مِنْ ظَاهِر مَا اَخْفَاهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ خَفِيٍّ مَا اَعْلَمَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ عَليم مَا اَخْبَرَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ خَبير مَا اَكْرَمَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ كَريم مَا اَلْطَفَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ لَطيف مَا اَبْصَرَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ بَصير مَا اَسْمَعَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ سَميع مَا اَحْفَظَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ حَفيظ مَا اَمْلاَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ مَلِيٍّ مَا اَوْفَاهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ وَفِيٍّ مَا اَغْنَاهُ.
وَسُبْحَانَهُ مِنْ غَنِيٍّ مَا اَعْطَاهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ مُعْط مَا اَوْسَعَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ وَاسِع مَا اَجْوَدَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ جَوَاد مَا اَفْضَلَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ مُفْضِل مَا اَنْعَمَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ مُنْعِم مَا اَسْيَدَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ سَيِّد مَا اَرْحَمَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ رَحيم مَا اَشَدَّهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ شَديد مَا اَقْوَاهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ قَوِيٍّ مَا اَحْمَدَهُ.
]وَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَميد مَا اَحْكَمَهُ[ وَسُبْحَانَهُ مِنْ حَكيم مَا اَبْطَشَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ بَاطِش مَا اَقْوَمَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ قَيُّوم مَا اَدْوَمَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ دَائِم مَا اَبْقَاهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ بَاق مَا اَفْرَدَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ فَرْد مَا اَوْحَدَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ وَاحِد مَا اَصْمَدَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ صَمَد مَا اَمْلَكَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ مَالِك مَا اَوْلاَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ وَلِيٍّ مَا اَعْظَمَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ عَظيم مَا اَكْمَلَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ كَامِل مَا اَتَمَّهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ تَامٍّ مَا اَعْجَبَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ عَجيب مَا اَفْخَرَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ فَاخِر مَا اَبْعَدَهُوَسُبْحَانَهُ مِنْ بَعيد مَا اَقْرَبَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ قَريب مَا اَمْنَعَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ مَانِع مَا اَغْلَبَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ غَالِب مَا اَعْفَاهُوَسُبْحَانَهُ مِنْ عَفُوٍّ مَا اَحْسَنَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ مُحْسِن مَا اَجْمَلَهُ. وَسُبْحَانَهُ مِنْ جَميل مَا اَقْبَلَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ قَابِل مَا اَشْكَرَهُوَسُبْحَانَهُ مِنْ شَكُور مَا اَغْفَرَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ غَفُور مَا اَكْبَرَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ كَبير مَا اَجْبَرَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ جَبَّار مَا اَدْيَنَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ دَيَّان مَا اَقْضَاهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ قَاض مَا اَمْضَاهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ مَاض مَا اَنْفَذَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ نَافِذ مَا اَحْلَمَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ حَليم مَا اَخْلَقَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ خَالِق مَا اَقْهَرَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ قَاهِر مَا اَنْشَاَهُ ]وَسُبْحَانَهُ مِنْ مُنْشِئ مَا اَمْلَكَهُ  [وَسُبْحَانَهُ مِنْ مَليك مَا اَقْدَرَهُ. وَسُبْحَانَهُ مِنْ قَادِر مَا اَرْفَعَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ رَفيع مَا اَشْرَفَهُوَسُبْحَانَهُ مِنْ شَريف مَا اَرْزَقَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ رَازِق مَا اَقْبَضَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ قَابِض مَا اَبْسَطَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ بَاسِط مَا اَهْدَاهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ هَاد مَا اَصْدَقَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ صَادِق مَا اَبْدَاهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ بَاد مَا اَقْدَسَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ قُدُّوس مَا اَطْهَرَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ طَاهِر مَا اَزْكَاهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ زَكِيٍّ مَا اَبْقَاهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ بَاق مَا اَعْوَدَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ عَوَّاد مَا اَفْطَرَهُ. وَسُبْحَانَهُ مِنْ فَاطِر مَا اَرْعَاهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ رَاع مَا اَعْوَنَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ مُعين مَا اَوْهَبَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ وَهَّاب مَا اَتْوَبَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ تَوَّاب مَا اَسْخَاهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ سَخِيٍّ مَا اَبْصَرَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ بَصير مَا اَسْلَمَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ سَليم مَا اَشْفَاهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ شَاف مَا اَنْجَاهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ مُنْج مَا ا َبَرَّهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ بَارٍّ مَا اَطْلَبَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ طَالِب مَا اَدْرَكَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ مُدْرِك مَا اَرْشَدّهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ رَشيد مَا اَعْطَفَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ مُتَعَطِّف مَا اَعْدَلَهُوَسُبْحَانَهُ مِنْ عَادِل مَا اَتْقَنَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ مُتْقِن مَا اَحْكَمَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ حَكيم مَا اَكْفَلَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ كَفيل مَا اَشْهَدَهُ و سُبْحَانَهُ مِنْ شَهيد مَا اَحْمَدَهُ وَسُبْحَانَهُ هُوَ اللهُ العَظيمُ وَبِحَمْدِه الْحَمْدُللهِِ وَلا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَاللهُ اَكْبَرُوَلِلّهِ الْحَمْدُ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِيِّ الْعَظيمِ دَافِعِ كُلِّ بَلِيَّة وَحَسْبُنَا اللهُ وَنِعْمَ الْوَكيلُ.(1)
منزّه است خداى بزرگ و سپاس و حمد براى اوست . منزّه است خدايى كه تواناست . منزّه است خداى قادرى كه بزرگ است . پيراسته است خداى بزرگى كه والاست . منزّه است خداى والايى كه بزرگ و عظيم است . منزّه است خداى عظيم كه مهربان است . منزّه است رئوفى كه عزيز و غالب است . منزّه است خداى غالبى كه بزرگ است . منزّه است بزرگى كه قديم و ازلى است . پيراسته است خداى ازلى كه والا و برتر است . پيراسته است خداى والايى كه نيكوكار است . منزّه است خداى والايى كه نور است . پيراسته است نورى كه تابان و درخشان است . منزّه است خداى تابناكى كه آشكار و عيان است .
پيراسته است خداى آشكارى كه پنهان است و ديده نمى شود . منزّه است خداى پنهانى كه دانا و آگاه به همه چيز است . پيراسته است خداى دانايى كه آگاه و دور از دسترس مردمان است . منزّه است دانايى كه گرامى و عزيز است . پيراسته است خداى كريم و بخشنده اى كه لطيف و مهربان است . منزّه است لطيفى كه بصير و هوشيار است . پيراسته است هوشيارى كه شنوا و سميع است . منزّه است خداى شنوايى كه نگهبان و پشتيبان ] مؤمنان  [است . پيراسته است خداى حافظ و نگه دارى كه غنى و بى نياز است . منزّه است غنى كه بخشنده است . پيراسته است بخشنده اى كه به عهد و پيمانش ] در پاداش دادن به تلاشگران [ متعهد و پايبند است . منزّه است خداى وفا كننده به عهد كه غنى و بى نياز است . پيراسته است بى نيازى كه بخشنده است . منزّه است بخشنده اى كه بسيار مى دهد و مى بخشد . پيراسته است خداى دهنده نعمت كه بخشنده و بخشايشگر است . منزّه است خداى بخشنده كه برتر و والاست . پيراسته است خداى والايى كه نعمت مى دهد . منزّه است نعمت دهنده اى كه سرور و مولاست .
پيراسته است مولايى كه رحيم و مهربان است . منزّه است مهربانى كه عذابش سخت و شديد است . پيراسته است خداى انتقامگير كه قدرتمند است . منزّه است قدرتمندى كه ستايشگر ] بندگان صالح  [است . پيراسته است ستايشگرى كه حكيم و داناست . منزّه است دانايى كه سختگير و قدرتمند است . پيراسته است خداى قدرتمندى كه ازلى و ابدى است . منزّه است خداى ازلى كه پاينده و پابرجاست . پيراسته است پاينده اى كه ماندگار و يگانه است . منزّه است پاينده اى كه يكتا و بى همتاست . پيراسته است يكتايى كه يگانه است . منزّه است خداى يگانه اى كه بى نياز است . پيراسته است بى نيازى كه مالك است . منزّه است مالكى كه سزاوارتر ] از بندگان به جان و مال شان  [است . پيراسته است سزاوارى كه عظيم و سترگ است . منزّه است خداى عظيمى كه كامل و بى نقص است . پيراسته است كاملى كه بى هيچ عيب و نقصى است . منزّه است خداى كاملى كه ] آفريده هايش  [شگفت آور است . پيراسته است خداى شگفت آورى كه فخر و مَجْد دارد . منزّه است خداى با مَجْد و بزرگى كه دور ] از اذهان و درك [ است ، پيراسته است خداى بعيد كه ] به دل ها [ قريب و نزديك است . منزّه است قريبى كه مانع ] از خواست بى دينان [ است . پيراسته است خداى منع كننده كه غالب و چيره است .
منزّه است خداى غالبى كه عفو مى كند و مى بخشد . پيراسته است عفو كننده اى كه ]  به بندگان [ نيكى و خوبى مى كند . منزّه است خداى نيكوكار كه ]  آفريده هايش [ چه زيباست . پيراسته است زيبايى كه پذيرنده ] عمل و توبه بندگان  [است . منزّه است پذيرنده اى كه سپاسگزار ] بندگان صالح [ است . پيراسته است سپاسگزارى كه بخشنده است . منزّه است بخشنده اى كه صابر و شكيباست . پيراسته است صبورى كه قدرتمند است . منزّه است قدرتمندى كه مالك و داراست . پيراسته است خداى مالكى كه حكمش را عملى مى كند . منزّه است خداى حكم كننده كه خواسته اش را عملى و اجرا مى كند . پيراسته است خدايى كه حكم كننده است و قضا و قَدَرش را پياده مى نمايد . منزّه است خداى قادرى كه بُردبار است . پيراسته است خداى بُردبارى كه آفريدگار است . منزّه است آفريننده اى كه رازق است . پيراسته است رازقى كه توانگر و غالب است .
منزّه است توانمندى كه آفريننده است . پيراسته است آفريدگارى كه مالك و داراست . منزّه است مالكى كه سرپرست همگان است . پيراسته است سرپرستى كه رفيع و بلند مرتبه است . منزّه است خداى بلند مرتبه اى كه ] بر همگان  [احاطه و چيرگى دارد . پيراسته است خداى چيره اى كه رحمتش را مى گستراند . منزّه است خداى بسيار رحيمى كه جان ها را مى ستاند . پيراسته است خداى ميراننده كه مى آفريند . منزّه است آفريدگارى كه پاك است . پيراسته است خداى پاكى كه ظاهر و آشكار است . منزّه است خداى آشكارى كه پاك و بى عيب و نقص است . پيراسته است خداى كاملى كه ] بندگان را به راه راست  [هدايت مى كند . منزّه است هدايتگرى كه صادق و راستين است . پيراسته است خداى راستگويى كه قديم و ازلى است . منزّه است ازلى كه آفريننده است . پيراسته است آفريدگارى كه سرپرست ] و حامى بندگان   [است . منزّه است سرپرستى كه ] بندگان را  [يارى مى كند . پيراسته است ياورى كه بسيار بخشنده است . منزّه است بخشنده اى كه توبه پذير است .
پيراسته است توبه پذيرى كه بخشايشگر است . منزّه است بخشايشگرى كه يارى كننده بندگان است . پيراسته است ياورى كه سلامتى مى بخشد . منزّه است خداى سلامت دهنده اى كه شفا بخش است . پيراسته است شفاگرى كه نجات مى دهد . منزّه است نجات بخشى كه نيكوكار است . پيراسته است نيكوكارى كه طالب ] و خواهان بندگان صالح  [است . منزّه است خداى طالبِ صالحان كه بخشنده بر حق است . پيراسته است خداى بر حقى كه هدايتگر است . منزّه است هدايتگرى كه مهربان است . پيراسته است مهربانى كه عادل و دادگر است . پيراسته است دادگرى كه استوار و درست عمل مى كند . منزّه است خداى استوارى كه حكيم و درست كردار است .
پيراسته است حكيمى كه سرپرست بندگان است . منزّه است سرپرستى كه حاضر و ناظر ] اعمال بندگان  [است . پيراسته است شاهدى كه سپاسگزار ] بندگان صالح و شايسته [ است . منزّه است خدا كه بزرگ است و او را ستايش مى كنيم . حمد براى خداست . معبودى جز خدا نيست . خدا بزرگ تر از آن است كه به وصف آيد . سپاس براى خداست . هر توان و قدرتى براى خداى دانا و بزرگ است كه گرفتارى و سختى ها را برطرف مى كند . خدا ما را بسنده است و حامى و پشتيبان نيكويى است .

1 . مهج الدّعوات، ص 84 ـ 79.


Codded & Powered by:سیستم مدیریت محتوای کنز ـ دهکده وب ver 0.2