Loading
دعای جامع، مهج الدعوات
دانلود فایل PDF

دعای جامع


مجاهد نقل نموده: سى نفر همگى گفتند ديديم حضرت اميرالمؤمنين علىّ بن ابى طالب(عليه السلام) در مسجدالحرام بود، پس روى خود را به ركن يمانى نمود و فرمود: «ها و ربّ الكعبة; قسم به پروردگار كعبه» پس از آن جا به حجرالاسود آمده، گفت: «هَا وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ ; سوگند به پروردگار كعبه» و از آن جا كنار دو ركن ديگر رفته، فرمود: «هَا وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ» و «هَا وَ رَبِّ الاْرْكَانِ كُلِّهَا وَ رَبِّ الْمَشَاعِرِ، هَا وَ رَبِّ هَذِهِ الْحُرَمَاتِ; به پروردگار كعبه و پروردگار چهار ركن و پروردگار مشعر و حرم قسم كه شنيدم از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) دعايى را كه براى شما نقل مى كنم، در زبور داود و در تورات موسى و انجيل عيسى و قرآن محمّد و بر جميع انبيا و رسولان نوشته شده و در هزار كتابى مى باشد كه از آسمان بر هزار پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نازل شده و آن دعا اين است :
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ فِي عِلْمِهِ مُنْتَهَى رِضَاهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ بَعْدَ عِلْمِهِ مُنْتَهَى رِضَاهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ مَعَ عِلْمِهِ مُنْتَهَى رِضَاهُ اللهُ أَكْبَرُ فِي عِلْمِهِ مُنْتَهَى رِضَاهُ اللهُ أَكْبَرُ بَعْدَ عِلْمِهِ مُنْتَهَى رِضَاهُ اللهُ أَكْبَرُ مَعَ عِلْمِهِ مُنْتَهَى رِضَاهُ الْحَمْدُ للهِِ فِي عِلْمِهِ مُنْتَهَى رِضَاهُ الْحَمْدُ للهِِ بَعْدَ عِلْمِهِ مُنْتَهَى رِضَاهُ الْحَمْدُ للهِِ مَعَ عِلْمِهِ مُنْتَهَى رِضَاهُ سُبْحَانَ اللهِ فِي عِلْمِهِ مُنْتَهَى رِضَاهُ سُبْحَانَ اللهِ بَعْدَ عِلْمِهِ مُنْتَهَى رِضَاهُ سُبْحَانَ اللهِ مَعَ عِلْمِهِ مُنْتَهَى رِضَاهُ وَ الْحَمْدُ للهِِ بِجَمِيعِ مَحَامِدِهِ عَلَى جَمِيعِ نَعْمَائِهِ وَ سُبْحَانَ اللهِ وَ بِحَمْدِهِ مُنْتَهَى رِضَاهُ فِي عِلْمِهِ وَ اللهُ أَكْبَرُ وَ حَقٌّ لَهُ ذَلِكَ .
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ نُورُ الاَْرَضِينَ السَّبْعِ وَ نُورُ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ تَهْلِيلاً لاَ يُحْصِيهِ غَيْرُهُ قَبْلَ كُلِّ أَحَد وَ مَعَ كُلِّ أَحَد وَ بَعْدَ كُلِّ أَحَد اللهُ أَكْبَرُ تَكْبِيراً لاَ يُحْصِيهِ غَيْرُهُ قَبْلَ كُلِّ أَحَد وَ مَعَ كُلِّ أَحَد وَ بَعْدَ كُلِّ أَحَد وَ سُبْحَانَ اللهِ تَسْبِيحاً لاَ يُحْصِيهِ غَيْرُهُ قَبْلَ كُلِّ أَحَد وَ مَعَ كُلِّ أَحَد وَ بَعْدَ كُلِّ أَحَد.
اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ وَ كَفَى بِكَ شَهِيداً فَاشْهَدْ لِي بِأَنَّ قَوْلَكَ حَقٌّ وَ أَنَّ قَضَاءَكَ حَقٌّ وَ أَنَّ قَدَرَكَ حَقٌّ وَ أَنَّ رُسُلَكَ حَقٌّ وَ أَنَّ أَوْصِيَاءَكَ حَقٌّ وَ أَنَّ رَحْمَتَكَ حَقٌّ وَ أَنَّ جَنَّتَكَ حَقٌّ وَ أَنَّ نَارَكَ حَقٌّ وَ أَنَّ قِيَامَتَكَ حَقٌّ وَ أَنَّكَ مُمِيتُ الاَْحْيَاءِ وَ أَنَّكَ مُحْيِي الْمَوْتَى وَ أَنَّكَ بَاعِثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ وَ أَنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْم لاَ رَيْبَ فِيهِ وَ أَنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَادَ. اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ وَ كَفَى بِكَ شَهِيداً فَاشْهَدْ لِي أَنَّكَ رَبِّي وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولَكَ نَبِيِّي وَ الاَْوْصِيَاءَ مِنْ بَعْدِهِ أَئِمَّتِي وَ أَنَّ الدِّينَ الَّذِي شَرَعْتَ دِينِي وَ أَنَّ الْكِتَابَ الَّذِي أَنْزَلْتَ عَلَى مُحَمَّد رَسُولِ اللهِ(صلى الله عليه وآله)نُورِي.
اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ وَ كَفَى بِكَ شَهِيداً فَاشْهَدْ لِي أَنَّكَ أَنْتَ الْمُنْعِمُ عَلَيَّ لاَ غَيْرُكَ لَكَ الْحَمْدُ وَ بِنِعْمَتِكَ تَتِمُّ الصَّالِحَاتُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ وَ اللهُ أَكْبَرُ وَ الْحَمْدُ للهِِ وَ سُبْحَانَ اللهِ وَ بِحَمْدِهِ وَ تَبَارَكَ اللهُ تَعَالَى وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ لاَ مَنْجَى وَ لاَ مَلْجَأَ مِنَ اللهِ إِلاَّ إِلَيْهِ عَدَدَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ وَ عَدَدَ كَلِمَاتِ رَبِّي الطَّيِّبَاتِ التَّامَّاتِ الْمُبَارَكَاتِ صَدَقَ اللهُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ.

نيست معبودى مگر خدا كه در دانش او مذكور است. به اندازه منتهاى خشنودى او ]بدين مطلب اعتراف دارم[ . نيست معبودى مگر خدا كه در دانش اوست. به اندازه نهايت خشنودى او ]اين مطلب را مى پذيرم[ . نيست معبودى مگر خدا، كه در دانش اوست. به اندازه منتهاى خوشنودى او مى پذيرم. خدا بزرگ تر است از آن كه به وصف آيد، آن گونه كه در علم اوست، به اندازه نهايت رضايتمندى او مى پذيرم. خدا بزرگ تر است، و اين مطلب در علم اوست. به اندازه نهايت خوشنودى او اعتراف دارم. خدا بزرگ تر است و اين در دانش اوست. به مقدار منتهاى خشنودى او مى گويم. همه ستايش ها سزاوار خداست، و اين در علم اوست. به اندازه منتهاى خوشنودى او اعتراف مى كنم. همه سپاس ها براى خدا و با دانش اوست. به قدر نهايت خوشنودى او. منزّه است خدا و پيراستگى در علم اوست. به قدر منتهاى رضايت مندى او.
منزّه است خدا و اين در دانش اوست، به قدر منتهاى خوشنودى او. منزّه است خدا و با علم اوست. به اندازه نهايت رضايت مندى او مى گويم. همه ستايش ها براى خداست، به سبب انواع نعمت ها، ستايش به خاطر همه نعمت هاى او. بسيار خدا را تسبيح مى كنم و به حمد او مشغولم، به قدر نهايت خوشنودى و در دانش او، و خدا بزرگ تر است از آن كه به وصف آيد و سزاوار اوست گفته شود كه نيست معبودى مگر خدايى كه بردبار و بخشنده است.
نيست معبودى مگر خدا كه بلند مرتبه بزرگ است. نيست معبودى مگر خدا كه روشنى بخش آسمان هاى هفت طبقه و روشن كننده زمين هاى هفت طبقه و روشنى بخش عرش بزرگ است. نيست معبودى مگر خدا، او را تهليل مى كنم كه نتواند آن را شمارش نمايد مگر خدا كه پيش از هر كسى و با هر كسى و بعد از هر كسى است. خدا بزرگ تر است و غير او نتواند خدا را در شمار آورد.
پيش از هر كسى و با هر كسى و بعد از هر كسى است.(1) همه ستايش ها براى خداست، ستايشى كه شمارش كردنش را غير او نتواند، پيش از هر كس و با هر كس و بعد از هر كس است. توان و نيرويى نيست مگر براى خداى بلند مرتبه عظيم، آن قدر كه شمارش كردنش را نتواند مگر او، پيش از هر كس و با هر كس و بعد از هر كس است. خدا را تسبيح مى كنم آن قدر كه غير او كسى نتواند تسبيح را شمارش كند. پيش از هر كسى و با هر كسى و بعد از هر كسى است. خداوندا، گواه مى گيرم تو را و تو براى گواهى كافى هستى. به آن كه گفتار تو راست و كردار تو درست و حكم تو ثابت و تقدير تو موجود است و پيغمبران تو راست گويانند و وصىّ هاى پيغمبر تو به راه راستند و رحمت تو گسترده است و بهشت تو راست است و آتش جهنم وجود دارد و روز قيامت صادق است و
آن كه زنده ها را مى ميرانى و مردگان را زنده مى كنى و كسانى را كه در قبرها باشند برمى انگيزى. جمع مى كنى مردمان را در روزى كه شكى در آمدن آن نيست و تو خلف وعده نمى كنى. خداوندا، تو را گواه مى گيرم و تو براى گواهى كافى هستى. پس گواهى مرا بپذير به آن كه تو پروردگار منى و آن كه محمّد (كه خدا بر او و بر آل او رحمت فرستد) فرستاده تو و پيغمبر است. وصىّ هاى او امامان و پيشوايان منند و آن كه اسلام دين من است و قرآنى كه بر محمّد رسولت فرستادى، راهنماى من است. خداوندا، تو را گواه مى گيرم و تو براى گواهى كافى هستى. پس گواهى مرا بپذير به آن كه تويى نعمت دهنده، نه غير تو. براى توست ستايش و به سبب نعمت تو عمل هاى نيكوى من انجام مى شود. معبودى مگر خدا نيست و خدا بزرگتر است و ستايش براى خداست و خدا را تسبيح مى كنم و به حمد او آراسته ام و خدا منزّه است و والا است و حركتى و توانايى نيست مگر براى خدا و پناهى و گريزى از عقوبت خدا نيست مگر به خود او، به عدد جفت و طاق و به شمار نام هاى پروردگار كه نيكو و تمام و با بركت اند. خدا راست گفته است و پيغمبران در فرموده هاى خود راست گويند.
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سپس فرمود: هر كس در مدّت عمر خود صد مرتبه اين دعا را بخواند خدا او را در روز قيامت جداگانه محشور گرداند و نزد او صد هزار هزار فرشته بفرستد كه سر كرده آنها فرشته اى باشد كه نام او مجديال است. با هر فرشته اى هزار اسب باشد كه هيچ يك از آنها شبيه به ديگرى نباشد و با ايشان هزار جامه باشد كه در آنها جامه اى شبيه به جامه ديگر نباشد. پس هرگاه نزد آن شخص برسند، مجديال به ايشان مى گويد كه: نزديك دوست خدا شويد و ايشان مانند آن كه فرشتگان يكپارچه شده و برخاسته اند، مى ايستند. تمامى چارپايان در اختيار وى قرار مى گيرند. مثل شخص مؤدب در حضور پادشاهى مى ايستند و... فرشتگان پيرامون او را از جانب راست و چپ فرا مى گيرند و آن شخص به راه مى افتد و فرشتگان نيز همراه او روان مى شوند و مى گويند: اين است دوستدار خدا، پس خوشا به حال او.
آن شخص بر هيچ گروهى از ملائكه و آدميان نمى گذرد مگر آن كه بر او سلام كنند، به اين نحو كه گويند: «السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللهِ» و تعظيم او نمايند تا آن كه زير لواء (پرچم) حمد بايستد. براى او تختى از ياقوت سرخ مهيا مى شود كه بر آن قبّه اى از زبرجد سبز مى باشد كه در آن حوران بهشت مى باشند.
پس بر آن سرير تكيه نمايد. گاهى برطرف راست و گاهى چپ، تا آن كه خدا ميان مردمان حكم نمايد و هر يك به جايگاه خود رود. پس ملائكه دور تخت را فرا مى گيرند و او را بر پشت شترى قوى از شترهاى بهشت بگذارند. نور آن شتر تابنده باشد تا آن كه به اولين منزل از منزل هاى خود فرود آيد.
پس او را سرايدارى از سرايدارهاى آن منزل ها پيشواز نمايد و مى خواهد كه دست آن شخص را بگيرد و او را از تخت فرود آورد. اگر محافظت خدا نباشد آن شخص خود را جهت تعظيم سرايدار به پائين مى اندازد. پس سرايدار مى گويد كه: اى دوست خدا، منم سرايدارى از سرايداران خانه هاى تو. صدها مثل اين قصر براى توست. در هر قصر يك سرايدار مثل من است. از براى هر يك از ايشان زنى است كه براى زنان تو خدمتكارانند و به شمار هر خدمتكارى يك زن براى توست. در هر خانه اى آن قدر نعمت ها براى توست كه دانستن شمار آنها ممكن نيست.
آن گاه آن شخص اين كلمات را مى گويد:

الْحَمْدُ للهِِ عَدَدَ مَا أَحْصَى عِلْمُهُ وَ مِثْلَ مَا أَحْصَى عِلْمُهُ وَ مِلْءَ مَا أَحْصَى عِلْمُهُ وَ أَضْعَافَ مَا أَحْصَى عِلْمُهُ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ عَدَدَ مَا أَحْصَى عِلْمُهُ وَ مِثْلَ مَا أَحْصَى عِلْمُهُ وَ مِلْءَ مَا أَحْصَى عِلْمُهُ وَ أَضْعَافَ مَا أَحْصَى عِلْمُهُ وَ اللهُ أَكْبَرُ عَدَدَ مَا أَحْصَى عِلْمُهُ وَ مِثْلَ مَا أَحْصَى عِلْمُهُ وَ مِلْءَ مَا أَحْصَى عِلْمُهُ وَ أَضْعَافَ مَا أَحْصَى عِلْمُهُ سُبْحَانَ اللهِ عَدَدَ مَا أَحْصَى عِلْمُهُ وَ مِثْلَ مَا أَحْصَى عِلْمُهُ وَ مِلْءَ مَا أَحْصَى عِلْمُهُ وَ أَضْعَافَ مَا أَحْصَى عِلْمُهُ.(2)

همه ستايش ها براى خداست، به اندازه آنچه علم خدا شمارش نموده، و مساوى آنچه علم او شمرده است و به قدر آنچه دانش او در شمار آورده و چندين برابر آنچه شمارش نموده است و نيست معبودى مگر خدا.
اين ستايش را مى گويم به اندازه آنچه دانش خدا شمارش نموده و به قدر آنچه علم خدا شمرده و به اندازه آنچه علم او در شمار آورده و چندين برابر آنچه علم او شمارش نموده و خدا بزرگتر است.
اين ستايش را مى گويم به اندازه آنچه علم خدا شمارش نموده و مساوى آنچه علم او شمرده و به اندازه آنچه علم او شمارش كرده و چندين برابر آنچه علم او شمارش نموده و خدا منزّه است. اين ستايش را مى گويم به اندازه آنچه علم او شمارش نموده است و مساوى آنچه دانش او شمرده و اندازه آنچه علم او در شمار آورده و چندين برابر آنچه علم او شمارش كرده است.

چون از خواندن اين كلمات فارغ شود، خدا در خانه هاى او نعمت ها را بسيار گرداند كه خدا بسيار بخشنده است.

1 . در مهج الدّعوات آمده : خدا را ستايش مى كنم، ستايشى كه جز او نتواند شمارش كند، ستايشى پيش از هر كس، همنوا با همه، پس از همه، و نيرو و توانى جز براى خدا نيست. ستايشى كه جز خدا نتواند شمارش كند; ستايشى پيش از همه، همراه با همه و پس از همگان!
2 . بحارالأنوار، ج92، ص388 ـ 386 عن مهج الدّعوات و منهج العبادات، ص137ـ134 .


Codded & Powered by:سیستم مدیریت محتوای کنز ـ دهکده وب ver 0.2