صفحه اصلی دعا ـ بنیاد بین المللی دعامعرفی چهل دعا دعا ـ بنیاد بین المللی دعا دعاى اويس قرنى (2)
Loading
دعاى اويس قرنی، مهج الدعوات، اویس قرنی
دانلود فایل PDF

دعاى اويس قرنى (2)


دعاى ديگرى از مولاى ما حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) كه به اويس قرنى تعليم نمود. حضرت اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(عليه السلام)فرمود كه حضرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: بنده‌اى نيست كه اين دعا را بخواند مگر آن كه خدا دعاى او را مستجاب گرداند. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) چندين مرتبه سوگند ياد نموده; اگر اين دعا بر آب روان خوانده شود مى ايستد. اگر اين دعا را شخصى بخواند كه گرسنه يا تشنه باشد، او را خدا اطعام مى نمايد و سيراب مى گرداند. اگر اين دعا بر كوهى خوانده شود كه از جاى خود منتقل شود، آن كوه جا به جا مى شود. اگر بر زنى خوانده شود كه دشوار مى زايد، خدا زائيدن او را آسان مى گرداند. اگر دعا را شخصى در شهرى بخواند و آن شهر بسوزد و خانه او وسط آن شهر باشد، خانه او نخواهد سوخت. اگر دعا را شخصى چهل شب جمعه بخواند، خدا همه گناهانى را كه ميان او و آدميان باشد مى آمرزد. دعا را اندوهناكى نمى خواند مگر آن كه خدا او را از غم و اندوه نجات مى دهد. دعا را در حضور پادشاه ظالمى نمى خواند مگر آن كه خدا وى را ايمن گردانيده و حاجت او را برمى آورد.
ابن طاووس مى گويد: براى اين دعا فايده بسيار است كه به ذكر همين قدر بسنده نمودم و دعا اين است:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَ لاَ أَسْأَلُ غَيْرَكَ وَ أَرْغَبُ إِلَيْكَ وَ لاَ أَرْغَبُ إِلَى غَيْرِكَ يَا أَمَانَ الْخَائِفِينَ وَ جَارَ الْمُسْتَجِيرِينَ أَنْتَ الْفَتَّاحُ ذُو الْخَيْرَاتِ مُقِيلُ الْعَثَرَاتِ مَاحِي السَّيِّئَاتِ وَ كَاتِبُ الْحَسَنَاتِ وَ رَافِعُ الدَّرَجَاتِ، أَسْأَلُكَ بِأَفْضَلِ الْمَسَائِلِ كُلِّهَا وَ أَنْجَحِهَا الَّتِي لاَ يَنْبَغِي لِلْعِبَادِ أَنْ يَسْأَلُوكَ إِلاَّ بِهَا يَا اللهُ يَا رَحْمَانُ وَ بِأَسْمَائِكَ الْحُسْنَى وَ بِأَمْثَالِكَ الْعُلْيَا وَ نِعَمِكَ الَّتِي لاَ تُحْصَى وَ بِأَكْرَمِ أَسْمَائِكَ عَلَيْكَ وَ أَحَبِّهَا إِلَيْكَ وَ أَشْرَفِهَا عِنْدَكَ مَنْزِلَةً وَ أَقْرَبِهَا مِنْكَ وَسِيلَةً وَ أَجْزَلِهَا مَبْلَغاً وَ أَسْرَعِهَا مِنْكَ إِجَابَةً، وَ بِاسْمِكَ الْمَخْزُونِ الْجَلِيلِ الاَْجَلِّ الْعَظِيمِ الَّذِي تُحِبُّهُ وَ تَرْضَاهُ وَ تَرْضَى عَمَّنْ دَعَاكَ بِهِ فَاسْتَجَبْتَ دُعَاءَهُ وَ حَقٌّ عَلَيْكَ أَلاَّ تَحْرِمَ سَائِلَكَ، وَبِكُلِّ اسْم هُوَ لَكَ فِي التَّوْرَاةِ وَ الاِْنْجِيلِ وَ الزَّبُورِ وَ الْفُرْقَانِ وَ بِكُلِّ اسْم هُوَ لَكَ عَلَّمْتَهُ أَحَداً مِنْ خَلْقِكَ أَوْ لَمْ تُعَلِّمْهُ أَحَداً، وَ بِكُلِّ اسْم دَعَاكَ بِهِ حَمَلَةُ عَرْشِكَ وَ مَلاَئِكَتُكَ وَ أَصْفِيَاؤُكَ مِنْ
خَلْقِكَ وَ بِحَقِّ السَّائِلِينَ لَكَ وَ الرَّاغِبِينَ إِلَيْكَ وَ الْمُتَعَوِّذِينَ بِكَ وَ الْمُتَضَرِّعِينَ لَدَيْكَ وَ بِحَقِّ كُلِّ عَبْد مُتَعَبِّد لَكَ فِي بَرّ أَوْ بَحْر أَوْ سَهْل أَوْ جَبَل. أَدْعُوكَ دُعَاءَ مَنْ قَدِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ وَ عَظُمَ جُرْمُهُ وَ أَشْرَفَ عَلَى الْهَلْكَةِ وَ ضَعُفَتْ قُوَّتُهُ وَ مَنْ لاَ يَثِقُ بِشَيْء مِنْ عَمَلِهِ وَ لاَ يَجِدُ لِذَنْبِهِ غَافِراً غَيْرَكَ وَ لاَ لِسَعْيِهِ شَاكِراً سِوَاكَ هَرَبْتُ مِنْكَ إِلَيْكَ مُعْتَرِفاً غَيْرَ مُسْتَنْكِف وَ لاَ مُسْتَكْبِر عَنْ عِبَادَتِكَ. يَا أُنْسَ كُلِّ فَقِير مُسْتَجِير أَسْأَلُكَ بِأَنَّكَ أَنْتَ اللهُ لاَ إِلَهَ
إِلاَّ أَنْتَ الْحَنَّانُ الْمَنَّانُ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَ الاَْرْضِ ذُو الْجَلالِ وَ الاِْكْرَامِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ.
أَنْتَ الرَّبُّ وَ أَنَا الْعَبْدُ وَ أَنْتَ الْمَالِكُ وَ أَنَا الْمَمْلُوكُ وَ أَنْتَ الْعَزِيزُ وَ أَنَا الذَّلِيلُ وَ أَنْتَ الْغَنِيُّ وَ أَنَا الْفَقِيرُ وَ أَنْتَ الْحَيُّ وَ أَنَا الْمَيِّتُ وَ أَنْتَ الْبَاقِي وَ أَنَا الْفَانِي وَ أَنْتَ الْمُحْسِنُ وَ أَنَا الْمُسِيءُ وَ أَنْتَ الْغَفُورُ وَ أَنَا الْمُذْنِبُ وَ أَنْتَ الرَّحِيمُ وَ أَنَا الْخَاطِئُ وَ أَنْتَ الْخَالِقُ وَ أَنَا الْمَخْلُوقُ وَ أَنْتَ الْقَوِيُّ وَ أَنَا الضَّعِيفُ وَ أَنْتَ الْمُعْطِي وَ أَنَا السَّائِلُ وَ أَنْتَ الاَْمِينُ وَ أَنَا الْخَائِفُ وَ أَنْتَ الرَّازِقُ وَ أَنَا الْمَرْزُوقُ
وَ أَنْتَ أَحَقُّ مَنْ شَكَوْتُ إِلَيْهِ وَ اسْتَغَثْتُ بِهِ وَ رَجَوْتُهُ لاَِنَّكَ كَمْ مِنْ مُذْنِب قَدْ غَفَرْتَ لَهُ وَ كَمْ مِنْ مُسِيء قَدْ تَجَاوَزْتَ عَنْهُ، فَاغْفِرْ لِي وَ تَجَاوَزْ عَنِّي وَ ارْحَمْنِي وَ عَافِنِي مِمَّا نَزَلَ بِي وَ لاَ تَفْضَحْنِي بِمَا جَنَيْتُهُ عَلَى نَفْسِي وَ خُذْ بِيَدِي وَبِيَدِ وَالِدَيَّ وَوُلْدِي وَ ارْحَمْنَا بِرَحْمَتِكَ يَا ذَا الْجَلاَلِ وَ الاِْكْرَامِ .(1)
به نام خداى بخشنده مهربان ابتدا مى كنم. خداوندا از تو درخواست مى كنم و از غير تو درخواست نمى كنم. از تو خواهش مى كنم و از غير تو خواهش نمى كنم. اى امان دهنده ترسندگان و پناه دهنده پناه آورندگان، گشاينده كارهاى مشكل تويى، داراى احسان و خيرات تويى، عفو كننده لغزش ها تويى، برطرف كننده گناهان تويى، ثواب دهنده نيكويى ها تويى، بلند كننده مرتبه ها تويى، از تو به كامل ترين خواهش ها، همه آنها و برآمده ترين آنها درخواست مى كنم، چون براى بندگان سزاوار نيست جز با آنها تو را مسألت نمايند.
اى خدا، اى بخشنده، به حق نام هاى تو كه نيكويند و به حق صفت هاى تو كه بلندند، به حق نعمت هاى تو كه شمرده نمى شوند و به گرامى ترين نام هاى تو و محبوب ترين و شريف ترين و نزديك ترين آنها به تو و به حق عظيم ترين آنها براى رسيدن به مقصود و زودترين آنها جهت برآوردن مطلوب، سوگند به نام تو كه به خزانه غيب سپرده شده، و عظيم و بسيار بزرگ است كه آن را دوست مى دارى و به آن خشنودى و از كسى كه تو را به آن نام بخواند راضى مى گردى، پس دعاى او را بر آورده و بر خود واجب مى كنى كه درخواست كننده را محروم نسازى. به حق هر نامى كه در تورات و انجيل و زبور و قرآن براى توست. به حق هر نامى كه براى توست و آن را به آفريدگان خود تعليم نموده اى يا تعليم نكرده اى. به حق هر نامى كه تو را به آن نام، بردارندگان عرش و فرشتگان و برگزيده هاى تو خوانده اند. به حق درخواست كنندگان و خواهش كنندگان از تو و پناه برندگان به تو و زارى كنندگان براى تو. به حق هر بنده عبادت كننده در صحرا و بيابان يا در دريا يا در زمين هموار يا در كوهستان.
تو را مى خوانم مانند كسى كه حاجت او بسيار است و تقصير و گناه او بزرگ است و به هلاكت نزديك شده و توانايى او ضعيف گشته است. نيز مانند خواندن كسى كه به كردار خود اميد ندارد و براى گناه خود آمرزنده اى غير تو نمى يابد و به سعى خود در طاعات اميد ندارد. سوى تو از خوف عذابت گريخته ام در حالى كه از بندگى تو سرپيچى نمى كنم، اى همراز هر فقير پناه آورنده، از تو به حق خداييت درخواست مى كنم. خدايى نيست مگر تو، كه رحم كننده و بخشنده و آفريننده آسمان ها و زمينى; صاحب عظمت و بخشنده; داناى غايب و حاضرى; بخشنده مهربانى، پروردگار تويى و منم بنده تو; صاحب تويى و منم بنده تو; قوى و غالب تويى و منم خوار و ذليل; توانگر و بى نياز تويى و منم فقير و محتاج; زنده تويى و منم مرده; باقى تويى و منم فانى; نيكوكار تويى و منم بدكار; آمرزنده تويى و منم گناهكار; رحم كننده تويى و منم خطاكار; آفريدگار تويى و منم آفريده شده; توانا تويى و منم ناتوان; بخشنده تويى و منم درخواست كننده; امان دهنده تويى و منم ترسنده; روزى دهنده تويى و منم روزى داده شده; سزاوارترين كسى كه به سوى او شِكْوه نمودم و از او فرياد رسى نمودم و به او اميدوارم. بسا گناهكارى كه او را آمرزيده اى. بسا بدكارى كه از تقصير او درگذشتى، پس مرا بيامرز و از تقصير من درگذر و رحم نما و مرا از بلاها كه نازل شده است، سلامتى ده و مرا به سبب آنچه ظلم نمودم، رسوا مكن. دست من و دست پدر و مادر و فرزند مرا بگير و ما را به شفقت خود، اى صاحب بزرگى و بخشش و اى رحم كننده ترين رحم كنندگان بيامرز.

1 . مهج الدّعوات: 104، بحار الأنوار: 92/391.


Codded & Powered by:سیستم مدیریت محتوای کنز ـ دهکده وب ver 0.2