صفحه اصلی دعا ـ بنیاد بین المللی دعاتعریف زیارت دعا ـ بنیاد بین المللی دعا گلگشتی در زیارت
Loading
زیارت، معنی، مفهوم، متبرک، ادای، حق، زائر، زیارت

گلگشتی در زیارت


بازشناسی معنا و مفهوم زیارت

زیارت واژه ای است عربی که در زبان فارسی نیز با همین ماده و شکل به کار می رود. پژوهندگان واژه شناس، معنای حقیقی زیارت را با قیدهای متفاوت چنین می دانند:

1. «دیدار و ملاقات، به دیدار کسی رفتن»، «سر زدن، دیدن، دیدن کردن، دیدار»؛

2. حاضر شدن نزد مزور؛

3. به معنی قصد، چنان که در دعا آمده است: «اللهُمّ اجْعَلْنی مِن زُوّارِکَ؛ پروردگارا مرا از زائرانت، یعنی از کسانی که تو را قصد کرده اند، قرار بده».

4. [زیارت] در عرف، به دیدار کسی به جهت تکریم و تعظیم یا انس گیری رفتن است.

5. «پس زیارت، حضوری است از روی قصد نزد زیارت شونده، با منظورهای متفاوت و این تفاوت نیز به خاطر تفاوتِ شأن و مقام زیارت شونده ها است».

برای نمونه، در زیارت جناب رسول الله صلی الله علیه و آله چهار هدف یاد شده است:

الف) برای یادکرد مرگ و آخرت؛

ب) به خاطر دعا برای آن حضرت؛

ج) برای متبرک شدن به وجود آن جناب که از بزرگ ترین برکت ها است؛

د) برای ادای حق آن جناب صلی الله علیه و آله .

4. برخی از پژوهندگان درباره ارتباط میان زائر و زیارت با عمره و عمارت، گزارشی داده اند که از آن، معنی «آبادسازی» برمی آید: «زائر با حضور در زیارتگاه، سبب آبادی و عمران آن مکان می شود. ازاین رو، عمل زائر را از این رهگذر، «عمره» می نامند. از این جهت، صاحب جواهر در ابتدای کتاب العمره، در تعریف عمره می فرماید:

و هی لغةً الزیارةُ اَخذا من العِمارة، لاِءَنَّ الزائرَ یَعْمُر الْمَکانَ بِزیارته.

عمره، در لغت زیارت را می گویند و این زیارت، از عمارت گرفته شده است؛ چون زائر، با زیارت خود آن مکان را آباد می سازد.

البته از منظر دیگر نیز می توان گفت، در واقع این زائر است که به سبب زیارتش آباد و جانش از ویرانی و خرابی خارج می شود.
معنای اصطلاحی

زیارت، همواره بار دینی و مذهبی داشته و با قصد آیین گزار همراه بوده است. برای نمونه «زائر بیت الله، مسلمانی است که بنا بر وجوب دینی یا از روی استحباب، به زیارت خانه خدا می رود و حاجی می شود... بیشتر مسلمانان به زیارت قبر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و قبور ائمه علیهم السلام نیز می روند و با خواندن زیارتنامه، ادای احترام می کنند».
زیارت، حقیقتی اصیل

«زیارت، از جمله حقایق ارزشمند و حیاتی است.» «زیارت، واقعیتی اصیل است»؛ یعنی زنده و عینی است و با موضوعی زنده و واقعی سروکار دارد و نیز با آثار عینی، رو در رو در خواهش ها و آرزوهای زائر، کارگر است. به دیگر بیان، هر چند بر آن خرافه بسته اند، امری جعلی و با اساس خرافی نیست و موضوع و آثار خیالی و ذهنی و سرگرم کننده ندارد.

استاد شهید مطهری، زیارت را فراتر از ارتباط دیداری زنده های مادی می داند و می گوید:

در مذهب، با اولیاء اللّه از دنیا رفته نیز چنین عمل می شود که با زنده، بلکه زنده تر از زنده های معمولی؛ چون در آنِ واحد، هزارها نفر با او سخن می گویند و درود می فرستند و در عالم ضمیر خود، یک ارتباط واقعی برقرار می کنند.
پیام متن:

زیارت اصیل، برقراری پیوند روحیِ زائر با زیارت شونده است.

اهمیت نیت در زیارت

از نگاه دینی، کارهای انسان باورمند به دو دسته رده بندی می شود: الف) کارهای عبادی؛ ب) کارهای غیرعبادی.

از جمله تفاوت کارهای عبادی با غیرعبادی در این است که عبادت، ارتباط ویژه با خدای سبحان و تنها برای اوست و در واقع، جز برای او، روا و پذیرفته نیست. بنابراین، عبادت باید با قصد نزدیک شدن به خداوند انجام شود؛ برخلاف کارهای غیرعبادی که این مهم در آنها شرط نیست. نیت در عبادت، دمِش روح در کالبد عمل است؛ بال رهایی از ناسوت به لاهوت و از ملک به ملکوت است. زیارت نیز از سنخ عبادت دانسته شده است. ازاین رو، نیت باید در سراسر عناصر زیارت، حضور و جریان داشته باشد.

«زیارت، نوعی عبادت و سبب تقرب به خداست. لازم است زائر نیت کند؛ چون روح عبادت نیت است و عبادت بدون نیت، جسد بی روح است. ازاین رو، علامه حلی در کتاب شریف تذکرة الفقها، در مقدمه بحث مزار می فرماید: «یَشْتِرَطُ فِی الزّیاراتِ کُلِّها النّیَّةُ، لِأَنّها عِبادَةٌ؛ در همه زیارت ها (قربة الی اللّه ) شرط است؛ زیرا زیارت، عبادت است».
پیام متن:

در زیارت، دل نیز باید همراه باشد و همراهی دل زمانی فراهم است که زیارت، تنها برای خدا باشد و بس.
آداب زیارت

پای این عنصر، به ترتیب از حقیقت ادب و آداب عرفی می توان سخن گفت. مقصود از آداب در اینجا، همان شرایط ظاهری یک کار است. ادب، جلال و شکوه و جمال و زیبایی است و جامه زیورین و آبروی آن به شمار می آید. ادب، بروزگاه ارزش یک کار و آیین پیوند دادن بیرون با درون و گذرگاه رسیدن به بارگاه باطن است. بدین ترتیب، ادب، راه یافتن به سرسرای یک عمل کامل خوانده می شود.

آداب زیارت، درآمدی برای درک بایسته و شایسته خود زیارت و پیش آهنگ عجز و نیاز زائر است.

آداب زیارت نیز گوناگون یاد شده است. برخی عبارتند از: غسل زیارت، ذکرهای غسل زیارت، پوشیدن لباس تمیز، اذن دخول، بوسیدن عتبه، آهسته سخن گفتن، تکبیر، نزدیک شدن به ضریح و بوسیدن آن، استقبال قبله حقیقی، خواندن زیارت مأثور، نماز زیارت، دعای پس از نماز زیارت، تلاوت قرآن، تکریم حرم و خادمان آن، زیارت وداع و کمک به تهی دستان. البته برخی از آنها مانند غسل و پوشیدن لباس پاکیزه، بین بیشتر کارهای عبادی، مشترک است و بعضی از آنها نیز به حالات و شرایط باطنی مربوط است، یعنی کار درونی و قلبی زائر در این امر بسیار مؤثر است، مانند: خضوع و خشوع، حضور قلب، توبه و دگرگونی منش و روش.

پیام متن:

شأن والای زیارت، اقتضا می کند که همراه با آدابی ویژه صورت پذیرد.

خشوع و حضور قلب هنگام زیارت

انسان، موجودی است آزاد با داشتن اختیار در گزینش های دلخواه. ازاین رو، حالات او گمارده خود اوست و بر همین پایه، درون گاه او؛ با فرودگاه فضیلت ها است یا انباری انباشته از رذیلت ها.

رذیلت ها، شرایط باطنی انسان را به طرف سستی و نیستی می برند؛ در حالی که فضیلت ها، شرایط باطنی را رو به روال سامان دهی فرا می خوانند. در واقع، دل انسان را به گستره عوالم وجود، گشاده و فراخ می سازند و او را به عالم اکبر، رهنمون می شوند.

مرحوم شهید ثانی، پای آداب زیارت نوشته است:

[کسی که قصد زیارت دارد] اگر خشوع و نازک دلی یافت، وارد شود؛ در غیر این صورت، بهتر آن است که زیارت را به زمان دل نازکی واگذارد. چون مهم ترین هدف در زیارت، حضور قلب برای دریافت رحمتی است که از سوی پروردگار نازل می شود:

فَإنْ وَجَدَ خُشوعا و رِقَّةً دَخَل، وَإلاّ فَالاَْفْضَلُ لَه تَحرّی زمانِ الرَّقَّةِ، لاِءَنَّ الْغَرَضَ الأهَمَّ حضورُ الْقَلْبِ لِتَلَقَّی الرَّحْمَةِ النّارِ زلَةِ مِنَ الرَّبِّ.

حال با خطاب به مولایمان حضرت مهدی(عج) ندا می دهیم که:

مهدیا، پیش تر و بیشتر از زیارت، رضایتت را آرزو دارم که بی زیارت می توانم سربلند و دل آرام بگذرانم، ولی بی رضایت تو، روزگاری هر چند هزاران بار به زیارت کعبه و عتبات عالیات حضور یافته باشم، سرافکنده و بدفرجام خواهم بود.

اساسا زائر واقعی و بهره مند، کسی است که جانش را سرشار از نیکی ها کرده و با جان بخشی به زندگی اش، میان خود و زیارت شده سنخیت و هم سویی تمام را برای رسیدن به آرزوهایش پدید آورده باشد. بوعلی، ارتباط زائر با زیارت شده را به نوعی، پیش زمینه یاری جویی می داند و می گوید: «همانا جان زائر، از ارواح زیارت شده گان، خیر را جلب و ضرر و اذیت را دفع می کند».

کوتاهی و کم کاری زائر در این مهم، جز او را محروم نمی سازد: گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست؟

پیام متن:

پیش از آنکه در پی زیارت امام باشیم، به جست وجوی رضایت امام باشیم.

وجود سلسله مراتب در زیارت شونده ها

مرتبه و کمال زیارت شونده، در تحرک حسی و حالت های باطنی زیارت کننده و نگه داشت حرمت و حریم او تأثیر دارد؛ زیرا «هر چه زیارت شونده برتر و کامل تر باشد، قصد، جدی تر و درجه تکریم و تعظیم نیز برتر است که شاهد آن، اظهار محبت و مودت قلبی و ابراز طاعت و پیروی در عمل است، آن گونه که در زیارت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت گرامی آن حضرت مشاهده می شود».

البته این به معنای جواز ترک زیارت برای برخی از افراد نیست، بلکه به معنای مرتبه بندی بودن زیارت است. ازاین رو، اگر کسی به هر دلیلی بر زیارت متعالی و رو در رو قدرت نداشت، نباید خود را از مرتبه های پایین تر زیارت و از راه دور، محروم سازد. چنان که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

کسی که بعد از وفات من مرا زیارت کند، مانند آن است که در زمان حیات من به سوی من شتافت. پس اگر نتوانست - دست کم از راه دور ـ بر من سلام کند، که به من خواهد رسید.

از امام صادق علیه السلام نیز نقل می کنند که فرمود:

کسی که نتواند به ما بپیوندد، با دوستان شایسته ما بپیوندد و هر که نتواند به دیدار ما آید، با دوستان شایسته ما دیدار کند تا پاداش دیدار کردن ما برای او نوشته شود.
پیام متن:

زیارت حقیقی، همان برقراری ارتباط قلبی با معصومین علیهم السلام است که با سلامی از راه دور نیز ادا می شود.

نقش زمان در زیارت

سید بن طاووس می گوید:

اِنَّ لاِءوْقاتِ الْقَبُولِ اَسرارُ اللّه جَلَّ جَلالُه ما تَعْرِفُ اِلاّ بِالْمَنْقُولِ.

همانا وقت های پذیرش، اسراری دارد که از آنِ خداوند است و جز با آیات و روایات شناخته نمی شود.

برای نمونه، از «عید مبعث» یاد می کنیم که پربارترین زمانه توجه خداوند به بشر و جلوه سزاواری انسان کامل، برای هم کلام شدن ذات اقدس یگانه به اوست.

تکیه قرآن کریم و سفارش پرمضمون امامان عصمت علیهم السلام به برخی از وقت ها، امری راهبردی و پرقدر است. دو نمونه از آیه های موجود در این باره چنین اند:

«وَاذْکُرُوا اللّه َ فی أَیَّامٍ مَعْدُوداتٍ؛ و خدا را در روزهایی معیّن یاد کنید». (بقره: 203)

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَی بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللّه ِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَاآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ.

و در حقیقت، موسی را با آیات خود فرستادیم [و به او فرمودیم] که قوم خود را از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون آور و روزهای خدا را به آنان یادآوری کن که بدون شک، در این [یادآوری]، برای هر شکیبایِ سپاسگزاری، عبرت هاست.

ماه های ذی قعده، ذی حجه، رجب، شعبان، رمضان، شب های قدر، شب ها و روزها و عصرهای جمعه و هنگام غروب، همه از زمان های ویژه دانسته شده اند و ویژه تر از همه، گاه سحر است که جناب رسول اللّه صلی الله علیه و آله نیز فرمود:

خَیْرُ وَقْتٍ دَعَوْتُمُ اللّه َ عَزَّ وَجَلَّ فِیهِ الاْءَسْحَارِ.

بهترین و سودمندترین زمانی که خدای عزوجل را در آن بخوانید، اوقات سحری است.
هر چه می خواهی خبر، وقت سحر

این وقت های یاد شده، مناسبت های زمانی و مناسبت های زمانی، از والاترین مناسبت ها هستند و بی شک، برای چگونگی خواستن و احوال و حالات نمازگزار و دعا و زیارت کننده، بسیار تأثیرگذارند و فرصت تقرب در آن، فراهم تر است.

مرحوم شهید ثانی، در این باره می نویسد: «زیارت از روی نیت در زمان های مشهور (مناسبت های ویژه)، مستحب است».

بر همین پایه، «خداوند متعال به لحاظ ظرفیت، شأنیت و به هر دلیلی، به زمانی مانند لیلة القدر توجه دارد».

اگر زائری بتواند همواره در خواستن، چه خواستن، چگونه خواستن و احوال خویش هوشمندانه و یک دله، مناسبت ها و اولویت های زمانی آن را با راستی و درستی بپاید، بی شک، دست به استجابت و تعالی و تقرب در پیشگاه پروردگار رسانده و از صراط احوال ناپایدار، گذشته و در بهشت حال و مقام ماندگار، آرام یافته است.

پیام متن:

از شیوه های پاس داشت حرمت زیارت، زمان شناسی آن است.

زیارت شونده و شرف بخشی او به مکان

همواره، اصالت با پاک گهری انسان است. ازاین رو، ارجمندی مکان، شاخه ای از ارزشمندی انسان پاک نهاد به شمار می آید. مکان های خجسته، شرافت شان را وامدار ارج و آبروی کسانی هستند که در آنجا قرار گرفته اند یا اثری در آنجا از آنها به جای مانده است، چنان که گفته شده: «شَرفُ المَکانِ بِالْمَکین؛ شرف مکان، به کسی است که در آنجاست.» بی شک، اثر مکان، از اثر وجودیِ مکین است که در تار و پود مکان به جای مانده و مثال انرژی مثبت، از آن ساطع می شود و در روحیه و آرامش و خواهش دیگران اثر می گذارد. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «لاَ أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَد؛ سوگند به این شهر، در حالی که تو در این شهر جای داری». (بلد: 1 و 2)

علامه مجلسی رحمهم الله در تفسیر دو آیه یاد شده می نویسد:

خدای سبحان به مکه سوگند یاد کرده و سوگندش را به درآمدن رسولش صلی الله علیه و آله در آن، مقید فرموده است؛ تا افزونی فضیلت آن جناب را آشکار کرده باشد و تا آگهی دهد که شرف مکان، به شرف اهل آن است.
پیام متن:

حتی مکان بی جان نیز، بر اثر هم جواری با پاکان، شرف می پذیرد.

پرهیز از زیارت جان های منفی

همان گونه که زیارت جان های پاک، سازنده هست و بدان سفارش شده، زیارت جان های آلوده و ناپاک، زیان بار است و به وا نهادن آن سفارش می شود. در این باره این روایت از امام صادق علیه السلام شنیدنی است:

ای فرزندم! چون خواستی زیارت کنی، به زیارت نیکان برو و از زیارت بدکاران پرهیز کن! زیرا آنان همانند صخره ای هستند که آبی از دامن آنها نمی جوشد و چون درختی هستند که برگ هایش سبز نمی شود و چون زمینی هستند که گیاهی در آن نمی روید. علی بن موسی علیه السلام فرمود: پدرم تا زمان مرگ این سفارش را رها نکرد.
پیام متن:

زیارت شایستگان، آری؛ زیارت ناشایستگان، نه.

نکته هایی از زیارت

1. دست یابی به حقیقت زیارت و شرط کمال آن، در گرو پشت پا زدن به همه رذیلت ها و روی آوردن به همه فضیلت ها و نیکی هاست و نیز به همگونی و همراهی فکر و خیال و قلب و زبان و عمل، با آموزه های شریعت بستگی دارد.

2. زیارت، شرک نیست. شهید مطهری در این باره می نویسد:

انبیا و اولیا راه های خدا هستند: «اَنْتُمُ السَبیلُ الاْءَعْظَمُ وَ الصِّراطُ الاَْقْوَمُ» و آنان نشانه های سیر الی اللّه هستند: «وَ اَعْلاما لِعِبادِهِ و منارا فی بِلادِهِ وَ اَدِلاّءَ عَلی صِراطِهِ.» هادیان و راهنمایان به سوی حق می باشند: «... الدُّعاةُ اِلَی اللّه ِ وَ الاَْدِلاّءُ عَلی مَرْضاةِ اللّه .» پس مسئله این نیست که توسل و زیارت و خواندن اولیا شرک است، مسئله چیز دیگر است. اولاً باید بدانیم انبیا و اولیا چنین صعودی در مراتب قرب الهی کرده اند که از ناحیه حق تا این حد مورد موهبت واقع شده باشند یا نه؟ از قرآن کریم استفاده می شود که خداوند به پاره ای از بندگان خود چنین مقامات و درجاتی عنایت کرده است.

3. «زیارت ائمه معصومین علیهم السلام در مقام «اولیاء اللّه » و درخواست از آنان در جایگاه «شفیعان درگاه الهی» و «بندگان صالح پروردگار»، عین توحید و یکتاپرستی و سبب پرورش روح تقوا و ایمان است».

«کسی که کمترین آشنایی با مسائل روانی و روحیه الگوپذیری انسان داشته باشد، صحّه خواهد گذاشت که اگر زائری با توجه و حضور قلب و با درک درست از محتوای بلند کلمه ها و جمله های متن زیارت ها در حرم آن بزرگواران حضور یابد، در هر جمله ای از این زیارت ها یک درس مهم تربیتی و انسان ساز نهفته است».

4. زیارت، بخشی از نیازهای روحی و زندگی معنوی و اجتماعی و نمای عشقی پایدار است.

5. در زیارت، تلقین و آموزه هایی است که انسان زائر را از جهل و گمراهی می رهاند و او را به زندگی شایسته فردی و اجتماعی رهنمون می شود.

6. زیارت آن است که در اندیشه و عمل، کارگر بیفتد و زیست فردی و اجتماعی را محتوا ببخشد. شهید ثانی، در مقام بیان یکی دیگر از آداب زیارت می نویسد:

اَنْ یَکونَ الزّائرُ بعدَ الزِّیارَةِ خیرا مِنْ قَبْلِها؛ فَإِنَّها تَحُطُّ الاْءَوْزارَ إذا صادَفَتِ الُقَبُولَ.

زائر، بعد از زیارت، بهتر از پیش از زیارت باشد. پس همانا زیارت چون به درجه قبول رسد، سبب آمرزش گناهان و لغزش ها می شود.

7. زیارت، آن است که بهره حضور زائر را با محضر زیارت شونده درآمیزد.

8. زیارت، آن است که برات رضایت حق را به دست زائر هدیه دهد.

9. زیارت، نفخه ای نو در کالبد زیستن و ترجمانی از «نَفَخْتُ فیهِ مِن روحی» است.

10. زیارت، یک کشش و نیاز نفسانی است.
منبع: حوزه دات نت


Codded & Powered by:سیستم مدیریت محتوای کنز ـ دهکده وب ver 0.2