صفحه اصلی دعا ـ بنیاد بین المللی دعااهمیت زیارت دعا ـ بنیاد بین المللی دعا جایگاه زیارت نبی اعظم در منابع و مذاهب اسلامی
Loading
زیارت، مدینه، نبی، پیامبر مدینة النبی

جایگاه زیارت نبی اعظم در منابع و مذاهب اسلامی


اشاره

زیارت قبر نبی اعظم (ص) در طول تاریخ، در منابع اسلامی و نزد مسلمانان چه حكم و جایگاه و منزلتی داشته است؟ جست وجو و یافتن پاسخ علمی برای پرسش بالا، هدف اصلی از نگارش این مقاله است؛ پرسشی كه پاسخگویی منصفانه به آن می تواند یكی از محورهای وحدت میان مسلمانان(با تمامی گستره و تفاوتی كه از نظر زبان، نژاد، رنگ، ملیت و قومیت، عقاید و مذاهب، آداب و رسوم و فرهنگ و غیره در میان آنها حاكم است) باشد. در این عصر كه جهانیان به تدریج احیای مجدد اسلام و تمدن و ارزشهای اسلامی و بازگشت مسلمانان به خویشتن خویش را مشاهده می كنند، زیارت پیامبر رحمت6، این نقطه نورانی و حقیقت ناب، می تواند مسلمین را در حول و محور پیامبر خویش گرد آورد و آنها را در رسیدن به اهداف عالی دین و سعادت دنیوی رهنمون باشد.

زیارت نبی اعظم (ص) از زاویه های گوناگون و ابعاد متفاوت قابل بررسی است و آنچه در این نوشتار بیشتر مورد توجه و اهتمام است، بررسی این موضوع از بعد فقهی و به شیوه بررسی و تحقیق مباحث فقهی است. این مقاله در قسمت اول به مستندات استحباب زیارت پیامبر (ص) می پردازد. قسمت دوم مقاله به نظریه ابن تیمیه و پیروان او اشاره دارد كه سفر برای زیارت پیامبر (ص) را حرام دانسته اند. قسمت سوم مقاله نیز از ابعاد فقهی ـ سیاسی زیارت پیامبر (ص) و وظیفه حكومت اسلامی در این زمینه بحث می كند.

قسمت اول: مستندات استحباب زیارت نبی اعظم (ص) و فضیلت آن

1. قرآن كریم و استحباب و فضیلت زیارت پیامبراعظم (ص)

«ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفروالله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحیماً».1 به حكم این آیه هرگاه مسلمانان بر نفس خویش ستم كنند و مرتكب گناه شوند، اگر به حضور رسول اكرم (ص) برسند و در حضور ایشان از خداوند متعال طلب غفران و آمرزش كنند و رسول الهی6 نیز برای آنان از درگاه حضرت حق، آمرزش آنان را طلب نماید، پروردگار سبحان را تواب و رحیم می یابند. نكته مهم درباره این آیه كریمه، عبارت: «جاؤك» و آمدن نزد پیامبر خداست. حال آیا رسیدن به حضور رسول خدا، اختصاص به حیات ظاهری و مادی آن حضرت دارد یا آیه بیانگر یك حكم عام و كلی در تمامی زمانهاست و اختصاص به حیات مادی پیامبر (ص) ندارد؟

در پاسخ باید گفت: با توجه به ثبوت حیات برای انبیا و اولیای الهی و شهیدان پس از مرگ مادی كه با ادله نقلی مسلم در جای خود به اثبات رسیده است2 و با توجه به ثبوت حیات برزخی و عدم فنای نفس انسانی پس از مرگ كه در معارف نقلی و عقلی به اثبات می رسد،3 به حضور پیامبر رسیدن، اختصاص به حیات دنیوی ایشان ندارد و پس از مرگ ظاهری نیز آمدن به حضور پیامبر و استغفار نزد آن حضرت صادق است و واقعیت دارد. چنین نیست كه این آیه شریفه تنها قضیه خارجیه ای باشد كه اختصاص به چند سال از عمر دنیوی پیامبر رحمت6 داشته باشد، بلكه متكفل یك قضیه حقیقیه و حكم عام و كلی برای تمامی اعصار و ازمان، الی یوم القیامه خواهد بود. هم از این روست كه در اذن دخول حرمهای شریف گفته می شود: «و اعلم ان رسولك و خلفائكC احیاءٌ عندك یرزقون، یرون مقامی و یسمعون كلامی... .»4 لذا طبق روایاتی كه حتی در صحاح اهل سنت نقل شده، پیامبر فرموده است:

ما من احدٍ یسلم علی إلا رد الله علی روحی، حتی أرد علیه السلام؛

هر كس بر من سلام كند، خداوند سلام او را به من می رساند و من نیز پاسخ سلام او را خواهم داد.5

شاهد بر این حقیقت كه رسیدن به حضور پیامبر اعظم (ص) امری عام و گسترده به گستردگی زمان است، تلقی مسلمانان در طول تاریخ از این حقیقت است كه مسلمانان به زیارت قبر پیامبر (ص) می رفتند و با تلاوت این آیه شریفه، در كنار مضجع شریف آن حضرت، به استغفار می پرداختند.6 هم اینك نیز تمامی فرق مسلمانان و پیروان مذاهب مختلف هر وقت در جوار مضجع شریف آن حضرت قرار می گیرند، بر آن حضرت سلام می كنند و ایشان را همچون حال حیات مادی زیارت می كنند؛ همچنان كه تمامی مذاهب اعم از شیعه و حنبلی و حنفی و مالكی و شافعی در تشهد پایانی هر نماز، آن وجود شریف را مورد خطاب قرار می دهند و با توجه به آن حضرت (ص) می گویند: «السلام علیك ایها النبی و رحمةالله و بركاته.»7 و بدیهی است كه اظهار سلام و تحیت در صورتی است كه فرد مقابل حضور داشته و به گونه ای آن را بشنود. لذا در زیارتنامه شیعه و سنی خطاب به پیامبر گرامی اسلام همین آیه « ولو أنهم اذ ظلموا» قرائت می شود و طبق آن از حضرت درخواست شفاعت می گردد. چنان كه جزیری در زیارتنامه ای كه نقل كرده این آیه را آورده است و بالاتر آنكه وی همچون روایات و منابع مذهب اهل بیت، پس از ذكر اعمال زیارت پیامبر و رفتن به روضه شریفه می گوید: «ثم یأتی المنبر فیضع یده علی الرّمانة التی كان6 یضع یده علیها اذا خطب لتناله بركة الرسول.»8 تمامی این ادله و قرائن و شواهد با صرف نظر از ادله عمومی و قطعی و مورد اتفاق مذاهب اسلامی، درباره زیارت قبور و استحباب آن است.9 همه این موارد نیز دلیل دیگری است بر اینكه حیات پس از مرگ دنیوی ادامه دارد و زوال و فنایی برای انسان نیست.

چكیده گفتار آن است كه آیه مباركه «ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفروالله و استغفر لهم الرسول» بیانگر قضیه و حكم عام و كلی است و نشان دهنده فضیلت و ارزشمندی و استحباب زیارت پیامبراعظم (ص) در تمامی اعصار است. اصولاً بر طبق تفسیر اهل بیتC از آیات شریفه قرآنی، همان طور كه در قرآن كریم اطاعت و فرمان برداری از رسول خدا (ص)، اطاعت از خداوند سبحان شمرده شده است، و همان طور كه بیعت با پیامبر (ص) بیعت با خداوند محسوب می شود، زیارت آن حضرت نیز در حكم زیارت الله است. چنان كه صدوق(ره) در كتاب توحید، به سند خویش از عبدالسلام بن صالح هروی نقل می كند:

قلت لعلی بن موسی الرضاC : یا ابن الرسول (ص) ما تقول فی الحدیث الذی یرویه اهل الحدیث: ان المؤمنین فیه یرون ربهم فی منازلهم فی الجنة؟ فقال: یا ابا الصلت، ان الله فضل نبیه محمد(ص) علی جمیع خلقه من النبیین و الملائكة و جعل طاعته طاعته و متابعته متابعته و زیارته فی الدنیا و الآخرة زیارته. فقال: «من یطع الرسول فقد اطاع الله» و قال: «ان الذین یبایعونك انما یبایعون الله» و قال رسول الله6: «من زارنی فی حیاتی او بعد موتی فقد زارالله» و درجة النبی (ص) ارفع الدرجات فمن زاره الی درجة فی الجنة من منزله فقد زارالله تبارك و تعالی الحدیث.10

2. استحباب و اهمیت زیارت پیامبراعظم (ص) در روایات فریقین

برای كسی كه مختصر آشنایی با متون روایی و احادیث فریقین دارد، به خوبی آشكار و روشن است كه روایات مرتبط با زیارت رسولالله (ص) و فضیلت و اهمیت آن، بسیار زیاد، بلكه در حد متواتر است. در جوامع روایی شیعه، احادیث مرتبط باموضوع زیارت پیامبر (ص) به قدری فراوان و گسترده است كه استقصا و استقرای آنها خود در حد یك كتاب خواهد بود. مرحوم ابن قولویه قمی در كتاب نفیس و ارزشمند كامل الزیارات، در چندین باب، دهها روایت در این زمینه نقل می كند11 كه بسیاری از آنها قریب المضمون هستند و در آنها پیامبراكرم (ص) فرموده اند: «من زارنی فی حیاتی أو بعد موتی كان فی جواری یوم القیامة» و نیز اینكه زیارت پیامبر، موجب شفاعت آن حضرت و شهادت و گواهی ایشان خواهد بود و فضیلت آن به اندازه حج پذیرفته شده با رسولالله (ص) و زیارت ایشان به منزله زیارت الله در عرش است.

مرحوم شیخ حر عاملی، در كتاب پر قیمت وسائل الشیعة، در شش باب از ابواب مزار، دهها روایت در فضیلت زیارت پیامبر (ص) و كیفیت آن، به ویژه پس از مناسك حج نقل كرده است. مرحوم صاحب وسائل برای ابواب المزار، چنین عنوان زده است: «باب تأكد استجاب زیارة قبر رسولالله (ص) و اجبار الوالی الناس علیها و وجوبها كل سنة».12 وی در این باب بر سه نكته تأكید ورزیده است؛ استحباب مؤكد بودن زیارت قبر پیامبر (ص)، وادار كردن مردم توسط والی و حكومت برای زیارت پیامبر (ص)، و وجوب زیارت آن حضرت در هر سال. البته منظور وی از وجوب، چنان كه در پایان باب تذكر داده، وجوب كفایی است.

اینكه مرحوم صاحب وسائل در این باب، سخن از اجبار مردم توسط والی برای رفتن به زیارت پیامبر (ص) را مطرح كرده است، گرچه صریحاً در روایات این باب ذكر نشده، ولی در ابواب وجوب الحج باب پنج، روایتی نقل شده است كه امام المسلمین مردم را برای حج و زیارت پیامبر وادار می كند، چرا كه در روایات ترك زیارت پیامبر (ص) جفای بر آن حضرت شمرده شده است. عده ای از فقها مثل شهید اول فرموده اند: اگر مردم زیارت آن حضرت را ترك كنند، بر امام المسلمین است كه ایشان را به رفتن به زیارت آن حضرت مجبور كنند، زیرا ترك زیارت آن حضرت موجب جفای محرم است.13

روایاتی كه در جوامع روایی شیعه در استحباب و فضیلت زیارت نبی گرامی اسلام (ص) نقل شده است، به همان مضمون یا قریب به آن نیز در بسیاری از منابع روایی اهل سنت منقول است. این روایات به قدری گسترده و فراوان است كه در حد استفاضه بلكه تواتر خواهد بود و از این رو نیازمند بحث سندی و دقت در رجال آنها نیست. مرحوم علامه امینی در كتاب الغدیر از بیش از چهل منبع روایی اهل سنت، این روایات را نقل كرده است كه تنها به فشرده ای از آن در اینجا اكتفا می كنیم.

1. روایت: «من زار قبری وجبت له شفاعتی» در چهل و یك منبع نقل شده است.

2. روایت: «من جائنی زائراً لا تعمله الّا زیارتی كان حقاً علی أن اكون له شفیعاً یوم القیامة»، از شانزده منبع نقل شده است.

3 . روایت: «من حج فزار قبری بعد وفاتی كان كمن زارنی فی حیاتی»، از بیست و پنج منبع نقل شده است.

4 . روایت: «من حج البیت و لم یزرنی فقد جفانی» از نه منبع نقل شده است.

5 . روایت: «من زارنی بعد موتی فكأنما زارنی فی حیاتی» از سیزده منبع نقل شده است.

6 . روایت: «من زارنی بالمدینة محتسباً كنت له شفیعاً» و با الفاظی مشابه در بیست و یك منبع نقل شده است.

7 . روایت: «من زارنی میتاً فكأنما زارنی حیاً و من زار قبری وجبت له شفاعتی یوم القیامة و ما من احد من امتی له سعة ثم لم یزرنی فلیس له عذر»، در شش منبع ذكر شده است.

علاوه بر این هفت روایت، پانزده روایت دیگر، یعنی در مجموع بیست و دو روایت درباره زیارت پیامبر اكرم (ص) و فضیلت و ارزش آن در منابع اهل سنت نقل شده است. این روایات را عده ای از علمای اهل سنت در پاسخ به امثال ابن تیمیه كه به حرمت شد رحال و سفر برای زیارت پیامبر اعظم (ص) فتوا داده اند، گردآوری كرده اند و اسناد آنها را بررسی نموده اند؛ عالمانی همچون تقی الدین سبكی شافعی(متوفای751ق) در كتاب شفاءالسقام فی زیارة خیر الانام و سمهودی(متوفای911ق) در كتاب وفاء الوفاء.14

نتیجه آنكه زیارت پیامبر اكرم (ص) به عنوان یك اصل مسلم در روایات متواتر شیعه و سنی مورد تأكید قرار گرفته است و یكی از مهم ترین محورهای وحدت امت اسلامی و سرچشمه نورانی برای بهره گیری مسلمانان از تعالیم نورانی پیامبر اعظم (ص) و رسیدن به سعادت دنیا و آخرت و كسب مكارم اخلاق و ساختن مدینه فاضله محسوب می شود.

3. استحباب زیارت نبی اعظم (ص) به اجماع مذاهب اسلامی

از نظر فقهای مذهب اهل بیت(ع)، استحباب زیارت نبی اكرم (ص) مورد اتفاق و از مسلماتی است كه جای مناقشه و شبهه ندارد. محقق حلی در شرائع الاسلام گوید:«یستحب زیارة نبی (ص) للحاج مستحباً مؤكداً.»15 علامه حلی نیز در تذكرة الفقهاء گوید:

تستحب زیارة الرسول (ص) قال رسول الله: من زار قبری بعد موتی(كان) كمن هاجر الی فی حیاتی فان لم تستطیعوا فابعثوا الی بالسلام یبلغنی.»16

مرحوم صاحب جواهر، پس از نقل كلام محقق حلی كه در بالا به آن اشاره شد، در شرح آن گوید:« اجماعاً و ضرورة من الدین و لذا یجبر الامام الناس علیها لو تركوها.»17 به عقیده صاحب جواهر، مسئله زیارت نبی اعظم (ص) آن چنان روشن و آشكار است كه نه تنها از اجماعیات بلكه از ضروریات دینی است كه منكر آن، حكم منكر ضروری دین را دارد، یعنی در حد ارتداد است. و از جهت همین جایگاه رفیع است كه والی مسلمانان موظف است مردم را به زیارت آن حضرت وادار كند.

اما از نظر دیگر مذاهب اسلامی نیز مسئله زیارت رسول خدا (ص) و استحباب آن، موضوعی كاملاً روشن و مورد اتفاق همگان بوده است. تقی الدین سبكی شافعی در كتاب شفاء السقام فی زیارة خیر الانام، پس از ذكر احادیث این موضوع، بابی را برای ذكر نص علمای مذاهب اربعه اهل سنت قرار داده است و پس از ذكر اجماعی بودن استحباب زیارت حضرت رسول (ص) می گوید:

لاحاجة الی تتبع كلام الاصحاب فی ذلك مع العلم باجماعهم و اجماع سایر العلماء علیه و الحنفیة قالوا: ان زیارة قبر النبی (ص) من افضل المندوبات و المستحبات بل یقرب من درجة الواجبات.18

عبدالرحمن جزیری نیز گوید:«لاریب فی ان زیارة قبر المصطفی علیه الصلاة و السلام من اعظم القرب و اجلها شأناً.»19 در كافی ابن قدامه حنبلی گفته شده است: «و یستحب زیاره قبر النبی (ص) ...لما روی ان النبی (ص) قال: من زارنی او زار قبری كنت له شفیعاً او شهیداً.»20

مرحوم علامه امینی در تتبعی كامل، بیش از چهل سخن از اعلام مذاهب اربعه را گرد آورده است كه همگی آنها بر استحباب و اهمیت زیارت قبر نبی گرامی اسلام (ص) تأكید ورزیده اند و عده ای از آنها نیز ادعای اتفاق كرده اند. قاضی عیاض مالكی(متوفای544ق) در شفا گوید: «و زیارة قبره 6 سنة مجمع علیه». ابن هبیرة(متوفای 560ق) در كتاب اتفاق الائمة گوید: «اتفق مالك و الشافعی و ابوحنیفه و احمدبن حنبل رحمه الله تعالی علی أن زیارة النبی (ص) مستحبه.»21

از آنچه در این قسمت گذشت، به خوبی می توان نتیجه گرفت كه استحباب زیارت پیامبر اعظم (ص) اصل مسلمی در میان تمامی مذاهب اسلامی بوده است كه بر اساس مبانی صحیح فقهی و مدارك و ادله متخذ از كتاب و سنت، مورد پذیرش فقهای بزرگ مذاهب قرار گرفته است تا آنجا كه این مسئله از یك مطلب اجماعی فراتر رفته و می تواند به عنوان یكی از ضروریات اسلامی تلقی شود.

4. زیارت نبی اعظم (ص) به حكم عقل

ارزش و فضیلت و اهمیت زیارت پیامبر رحمت، حضرت محمدبن عبدالله6، از اموری است كه با استفاده از موارد ذیل می توان از مستقلات و غیر مستقلات احكام عقلی آن را دانست و آن را به اثبات رسانید.

1) زیارت پیامبر (ص) از مصادیق زیارت قبور است كه ادله شرعی كافی بر استحباب آن اقامه شده است و به حكم عقل، آن كبرای كلی بر این صغری و مصداق خاص قابل تطبیق و نتیجه گیری است.

2) وجوب تعظیم و شكر و سپاس از كسی كه برای آدمی زحمت كشیده و برای او كار و تلاشی انجام داده است، از امور فطری آدمیان بلكه از غرائز حیوانی است. اینكه عقل و فطرت آدمی به لزوم رعایت حرمت استاد و مربی و پدر و مادر حكم می كند، بر اساس همین مبناست. هر چه كاری كه برای آدمی انجام شده است، دارای اهمیت بیشتری باشد، این لزوم احترام و سپاس بالاتر خواهد بود. بر اساس همین مطلب است كه متكلمان به قاعده وجوب شكر منعم در مباحث توحید و خداشناسی تمسك كرده اند. از همین جهت است كه در روایات وارد است:«من علمنی حرفاً فقد صیرنی عبداً.» عقل ناسپاسی كسانی را كه برای انسان كاری انجام داده و از این رو حقی بر گردن آدمی پیدا كرده اند جفا و ستم و از مصادیق آشكار ظلم تلقی می كند و آن را قبیح می شمرد. كسی كه احترام معلم را نگه ندارد، به پدر و مادر جفا كند و شأن و حرمت مربی را نگه ندارد، عقل آن كار را به عنوان ظلم، سرزنش و نكوهش می كند.

طبق این مقدمه، در باب تعلیم و تزكیه و تربیت، كدام معلم و مربی بالاتر از پیامبر رحمت اسلام (ص) كه در راه تربیت و بسط و گسترش مكارم اخلاق و شریعت الهی و عقاید حق، از هیچ كوششی فرو گذار نكرد، تا آنجا كه قرآن می فرماید:«لعّلك باخع نفسك الا یكونوا مؤمنین».22 آیا عقل به تعظیم و تكریم این شخصیت نورانی و این پدر مهربان و این معلم بشریت حكم نمی كند؟ بی شك جفا و بی احترامی به ذات مقدس نبوی6 از نظر عقل گناهی نابخشودنی است و رعایت احترام او برای مسلمین بلكه برای جمیع ابنای بشر فرض عقلی است. بی گمان به زیارت او رفتن و مضجع شریف او را تكریم كردن و بدین وسیله آثار وحیانی او را زنده و با طراوت نگه داشتن، از مصادیق بارز این تعظیم است و او را فراموش كردن و آثار و یاد او را از دلها زدودن از مصادیق جفای بر آن حضرت خواهد بود. از این رو در روایات زیارت نیز گذشت كه پیامبر (ص) فرموده اند: كسی كه حج انجام دهد و مرا زیارت نكند، بر من جفا كرده است؛ یعنی ترك زیارت آن حضرت، از مصادیق پایمال كردن حق و ستم به ساحت مقدس ایشان شمرده شده است.

3) زیارت رسول اكرم (ص) و مشاهده آثار نبوت و وحی از بهترین مصادیق تذكر و موعظه است و باعث می شود. انسان با زیارت قبر نورانی آن رادمرد الهی، در مسیر پذیرش حق و پایداری و استواری در آن از هیچ كوششی دریغ نكند و در مسیر آن بدون هراس از سرزنش سرزنش گران و «لومه لائم» تمامی زحمات را به جان بخرد تا به سعادت و دوری از شیطان و هوای نفس نائل شود. از این رو چنین زیارتی از مهم ترین راهها برای قرب الی الله شمرده می شود. جزیری در الفقه علی المذاهب الاربعة در همین زمینه گوید:

و مما لاخفاء فیه ان زیارة قبر المصطفی6 تفعل فی نفوس اولی الالباب اكثر مما تفعله ایّ عبادة اخری فالذی یقف علی قبر المصطفی ذاكراً مالاقاه6 فی سبیل الدعوة الی الله و اخراج الناس من ظلمات الشرك الی نور الهدایة و مابثّه من مكارم الاخلاق فی العالم اجمع و ما محاه من فساد عام شامل و ما جاء به من شریعة مبنیة علی جلب المصالح للمجتمع الانسانی و درء المفاسد عنه لابد ان یمتلیء قلبه حبّاً لذالك الرسول الذی جاهد فی الله حق جهاده و لابد ان یحبب الیه العمل بكل ما جاء به و لابد ان یستحیی من معصیة الله و رسوله و ذلك هو الفوز العظیم.23

5. زیارت نبی اعظم (ص) و سیره عقلا

از سیره های عقلایی كه همواره در تاریخ بشریت وجود داشته و با عمر بشر گره خورده است، نكوداشت و بزرگداشت كسانی است كه در حوزه ای از حوزه های مختلف، خدمتی برای بشریت انجام داده اند. عقلا فراموشی انسانهای خدوم و كسانی را كه در راه بشریت كاری انجام داده اند گناهی نابخشودنی می شمرند. هیچ ملت و قومی را نمی توان شناخت كه در برابر بزرگان و نقش آفرینان خویش در عرصه های علمی، فرهنگی، سیاسی، نظامی، ورزشی، هنری و غیره، احساس دین نكنند و به نام و یاد آنها بی اعتنا باشند. این رویه ای بوده كه همواره وجود داشته و اكنون نیز به وفور شاهد آنیم. بی تردید این سیره ای است كه در مرئی و مسمع شارع بوده و نه تنها از آن ردع نكرده، بلكه با مشوقهای گوناگون و در قالب موارد و مصادیق مختلف، به آن ترغیب و تشویق كرده است. از مصادیق بارز آن، گرامیداشت نام شهیدان راه حق و اولیا و انبیای الهی و در صدر همه آنها خاتم النبی (ص) می باشد. از مصادیق بارز و روشن این تعظیم كه در میان عقلا نیز رواج دارد، به زیارت قبور آنها رفتن و ادای احترام به پاس زحمات بی شائبه آنان است.

6. زیارت نبی اعظم (ص) و سیره مسلمانان

چنان كه در بحث از آیه «و لوانهم اذ ظلموا انفسهم» اشاره شد، سیره مسلمانان از همان اوان رحلت حضرت ختمی مرتبت6 آن بوده است كه با اشتیاق به زیارت او می شتافته اند و به او ادای احترام و سلام داشته اند. این سیره مستمره و جاریه ای بوده است كه در طول تاریخ حاجیان و معتمران بیت الله الحرام، به زیارت مكه مكرمه اكتفا نمی كرده اند، و بر خود فرض می دانسته اند كه زیارت قبر نبی اكرم (ص) را نیز فراموش نكنند و بدین وسیله آثار نبوت و رسالت را زنده نگه دارند. در طول تاریخ این سیره كه در حضور اهل بیت(ع) و صحابه تابعین و فقهای مذاهب مختلف بوده، هرگز نقل نشده است كه مسلمانان را از این كار منع كنند و آنها را نهی نمایند، بلكه این شعله ای بوده كه در طول تاریخ همواره فروزان تر شده و گرمابخش محفل مسلمین گشته است.

قسمت دوم: ابن تیمیه و حرمت سفر به قصد زیارت نبی اعظم (ص)

اشاره

علی رغم ادله مسلم و قطعی فراوانی كه در بخش گذشته به آن اشاره شد؛ ادله ای كه بر قطعی بلكه ضروری بودن استحباب زیارت قبر نبی اعظم (ص) به اجماع جمیع مذاهب اسلامی تأكید می كنند، ابن تیمیه(متوفای728 ق) تنها فردی بود كه به مخالفت با این حكم پرداخت و شدّ رحال و سفر كردن به قصد زیارت پیامبر اكرم (ص) را حرام اعلام كرد و آن را از مصادیق سفر معصیت شمرد كه مسافر نباید نمازش را قصر كند و به طور كامل باید آن را انجام دهد. اگر چه این فتوای ابن تیمیه، تنها فتوای شاذ و بر خلاف اجماع او نبود و اصولاً وی در بسیاری از افكار و عقاید مسیری بر خلاف اجماع علمای اسلامی طی كرد و در همان زمان، دانشمندان هم عصر با وی به مخالفت شدید و علنی با افكار تند و انحرافی او پرداختند و كتابهای فراوانی در پاسخگویی به افكار و اندیشه های نادرست وی به رشته تحریر درآمد، لیكن پس از چند قرن، فتاوای ابن تیمیه، توسط محمدابن عبدالوهاب(متوفای1115ق) نبش قبر شد و با حاكمیت یافتن وهابیه بر برخی سرزمینهای اسلامی، این فتوا در میان عالمان وهابی رواج یافت و دنبال شد.24 در این قسمت، نخست به نقل برخی از كلمات ابن تیمیه و مریدان او می پردازیم و سپس مستند آنها را می بینیم و در گام سوم مستند آنها را نقد و بررسی می كنیم.

1) فتوای ابن تیمیه و پیروان او

ابن تیمیه معتقد است: تمامی احادیثی كه از پیامبر (ص) درباره زیارت قبرش وارد شده، ضعیف بلكه جعلی است.25 محمدابن عبدالوهاب نیز گوید: «تسن زیارة النبی الا انه لایشد الرحل الا لزیارة المسجد و الصلاة فیه.»26 عبدالعزیز بن باز نیز با بیانی شبیه به سخنان بالا معتقد است:

الاحادیث الواردة فی زیارة قبر النبی (ص) خاصة فكلها ضعیفه بل قیل: انها موضوعة... فلا یجوز للمسلم ان یسافر الی المدینة المنوّرة للصلاة فی المسجد النبوی بل یستحب... و لایجوز له ان یسافر الی المدینة من اجل زیارة قبر النبی (ص) او قبور اخری. 27

2) مستند ابن تیمیه و پیروان او

وهابیه گذشته از آنكه روایات وارد در باب زیارت قبر پیامبر (ص) را ضعیف و جعلی شمرده اند، برای حرمت سفر به قصد زیارت آن حضرت به یك روایت تمسك كرده اند. بن باز در این باره گوید:

لایجوز له(مسلم) ان یسافر الی المدینة من اجل زیارة قبر النبی (ص) او قبور اخری، لماثبت عن ابی هریرة قال: لاتشد الرحال الاّ ثلاثة مساجد: المسجد الحرام و مسجدی هذا و المسجد الاقصی، رواه الامام احمد و البخاری و مسلم و ابوداود و النسائی و ابن ماجه. 28

3) بررسی مستند ابن تیمیه و پیروان او

اینكه روایات وارد در باب زیارت قبر نبی اعظم (ص) را ضعیف و مجعول بدانند، نادرست و غیر قابل پذیرش است؛ چرا كه در قسمت اول، در بررسی ادله استحباب زیارت قبر پیامبر اكرم (ص) گذشت كه این روایات اولاً: در حد متواتر در جوامع روایی شیعه و سنی نقل شده است. ثانیاً: بر اساس تتبع برخی از بزرگان اهل سنت، برخی از روایات وارد در این باب از نظر سند بی اشكال است. ثالثاً: زیارت پیام�


Codded & Powered by:سیستم مدیریت محتوای کنز ـ دهکده وب ver 0.2