صفحه اصلی دعا ـ بنیاد بین المللی دعاآداب زیارت دعا ـ بنیاد بین المللی دعا آداب زیارت حضرت رسول صلی الله علیه وآله
Loading
زیارت، حضرت، رسول، پیامبر، مدینه، آداب آداب زیارت حضرت رسول صلی الله علیه وآله

آداب زیارت حضرت رسول صلی الله علیه وآله


كريمُ السجايا جميلُ الشيم *** نبى البرايا شفيعُ الاُمم
امام رسل پيشواى سبيل *** امين خدا مهبط جبرئيل
شفيع الورى خواجه بعث و نشر *** امام الهدى صدر ديوان حشر
شفيعٌ مطاعٌ نبىٌّ كريمٌ *** قسيمٌ جسيمٌ نسيمٌ وسيمٌ
(سعدى)
عالم ربانى مرحوم نراقى گويد: «و چون داخل مسجد حضرت شوى، بدان كه اول موضعى كه فرايض الهيه در آن به پا داشته است، آن عرصه مطهره است و آنچه مكان افضل خلق الله است، در حيات و ممات و چون به جهت زيارت او بر در ايستادى، نهايت خضوع و خشوع را بايستى به جاى آورى و او را زنده تصوّر كنى و نزديك قبر مطهّر منوّر بروى; چون فرقى ميان حيات و ممات ايشان نيست.
پس بدان كه او بر حضور تو، مطّلع است، و زيارت تو به او مى رسد. پس شخص مقدّس او را به خيال خود متصوّر سازى و او را در مقابل خود بر تخت عظمت و جلال نشسته تصوّر كنى و بزرگى و رتبه او را در دل خود حاضر كنى و چون از زيارت او فارغ شوى، به نزد منبر مطهر رو و دست خود را بر آن بكش و تضرّع كن و حاجت خود را عرض كن و بالارفتن پيغمبر را بر آن تصوّر كن كه مهاجر و انصار در پاى آن منبر، چشم ها بر جمال مباركش دوخته و او به زبانى فصيح تر، به حمد الهى و ارشاد مردم و مسائل حلال و حرام اشتغال دارد و از خدا مسألت نما كه در روز جزا تو را از او جدا نكند».(1)
ابوالعبّاس گفت:
«مصطفى نمرده است، [بلكه] نصيب چشم تو از مصطفى مرده است».(2)
احمد صاحب كمال بانسق *** كه به لولاك او مخاطب شد زحق
رشحه اى از ابر فيضش كاف و نون *** غرق بحرش علم ماكان و يكون
شرع پاك حق زحق منهاج اوست *** منتهاى قرب حق معراج اوست
فرقش از نور لعمرك تاج يافت *** سوى قرب حق به تن معراج يافت
انبيا را پادشاه و سرور اوست *** اوليا را مقتدا و رهبر اوست
كبريايى مر او را زيبنده بود *** در خدايى، مرخدا را بنده بود
(صفى عليشاه)
مرحوم ميرزا جواد ملكى تبريزى(رحمه الله) گويد:
«سپس با آرامش و خشوع قدم بردارد و ذكر كند تا در برابر ضريح مقدّس بايستد... و با حقيقت سلام، بر او سلام دهد و بر آل او و پدران و عترت او، به تفصيل و ترتيب سلام بفرستد و در عرض سلام و صلوات، مبالغه نمايد.
بر تو است كه حضور آن حضرت را در برابر خود بدانى كه او متوجّه به تو است و رو به تو آورده است و هر چه در ظاهر و باطن تو باشد، مى بيند و مى شنود و بر رازهاى نهانى و خفاياى امور تو و كردارهاى تو مطلع و آگاه است. در اين صورت هرگاه تو كارى را كه از آن نهى شده اى، مرتكب شوى، از لباس بدنت، يا تصاحب مال غير خودت، يا نپرداختن حقوق عترت و ذريه او، يا فقراى امت او، يا چيزى از حقوق خدايى و حال آنكه تو در زيارت او مى گويى: «من آنچه را تو حلال شناخته اى، حلال مى دانم و آنچه را حرام فرموده اى، حرام مى شمارم» و يا مى گويى: «اى رسول خدا! من تو را زيارت مى كنم در صورتى كه به گمراهى مخالفين، تو بينا هستى». آيا تو اين مخالف گمراه نيستى؟ يا خويشتن را از جمله مخالفين استثنا مى كنى؟
يا در زيارت مى گويى: «پدرم، مادرم، جانم، مالم و فرزندانم فداى تو باد»، چگونه اين همه را فدا مى كنى و حال آنكه تو مخالف امر و نهى او، در مقدار كمى از مال خود هستى؟ و اگر به تو بفرمايد: اى دروغگو! آيا مرا گول مى زنى؟ آيا جواب تو چه خواهد بود؟ و بترس از اينكه در دعوى خود دروغگو باشى و در پيشگاه حضرت او، خلاف واقع بگويى و حال آنكه او دروغ را حرام فرموده است، و بدان كه دروغ گفتن به كسى كه عالم به دروغ است و مى داند كه دروغ مى گويى، استهزاى اوست و پناه بر خدا از اين خطرها.
«زيارت آن بزرگواران» امر عظيمى است و در اين باب روايت شده است كه: خداى تعالى دو مرتبه زائران آنها را زيارت مى كند. ولكن خطر آن هم بسى عظيم است. پس بترس كه به كوشش خودت در آن خطر واقع نشوى و آن را سبك نشمارى و حال آنكه او در نزد خدا بسى بزرگ است. و مهم تر آنكه معرفت و عظمت او و علم را به حال خودت و نهادت محكم بدانى و آفات گفتار و كردار و حقايق دعوى خودت را بشناسى و اگر قادر بر اصلاح خود و كردارت نباشى، لامحاله به تقصير خودت معترف باش و شرمسارى مقصّران از پيشانى تو هويدا و خوف و خضوع و خوارى، به قدر جنايتت پيدا باشد».(3)
مرحوم مولا محمّد بيدآبادى(رحمه الله) نيز گويد:
«بر تو لازم است كه تلاش و همّت كنى كه شرايط و آداب زيارت را به نحو كامل به جاى آرى و آن كس را كه به زيارتش رفته اى تعظيم نمايى و حريم حرمتش را نگهدارى و زائران را مساعدت و يارى نمايى.
بر حذر باش كه در خواندن زيارت نامه، در اين گفته ات دروغگو نباشى آنجا كه مى گويى: شهادت مى دهم و اعتراف مى كنم كه شما جايگاه مرا ناظر هستى و به گفته هاى من واقفى و مى شنوى.
تا زمانى كه شوق و ميل باطنى به زيارت و دعا دارى، در حرم باش و زمانى كه ميل تو، به سستى گراييد، بلافاصله از حرم خارج شو كه ذكر نگفتن بهتر است از ذكرى كه با غفلت و بى توجّهى به محتواى ذكر همراه باشد.
در حرم مطهّر براى پدر و مادرت و نيز كسانى كه حقى بر تو دارند ]مانند بزرگان دين و اساتيد و خويشاوندان و دوستان[ دعا و طلب رحمت نماى».(4)
مولى محسن فيض كاشانى نيز گويد:
«و اما كيفيت زيارت آن حضرت، اين است كه در برابر مرقد مطهّر آن جناب بايستد و آن حضرت را هم اكنون كه به صورت ظاهر از دنيا رفته است، مانند آن وقت كه در قيد حيات بوده، زيارت كند و نزديك به مرقد مطهّرش نرود; چنان كه اگر در برابر شخص بزرگوار زنده اى قرار بگيرد، از نظر احترامش نزديك او نمى رود، در برابر مرقد مقدّس نبوى همين معنا را مراعات كند و متوجّه باشد كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) از حـضور و قيام و زيارت او باخبر است و سلام و صلوات او به آن جناب مى رسد. بنابراين مناسب است صورت آن حضرت را، در خيال خود مجسّم سازد و به عظمت آن جناب توجّه نمايد و مقام آن حضرت را در دل خود بزرگ شمارد.
در روايت آمده است كه خداى متعال مى فرمايد: «فرشته اى را موكّل قبر آن حضرت ساختم كه هر كس از امّتان او، به وى عرض سلام كند، او سلام آن شخص را بدان حضرت ابلاغ كند».
اين موقعيت براى كسى است كه از دور بدان جناب سلام كند. مسلّماً شخصى كه قطع مراحل و طى منازل نمايد و به شوق زيارت آن حضرت حركت كند، موقعيّتش بيش از اينها خواهد بود(5)».
غير از در دوست در جهان كى يابى؟ *** جز او به زمين و آسمان كى يابى؟
او نور زمين و آسمان ها باشد *** قرآن گويد چنان نشان كى يابى؟
* * *
ابروى تو قبله نمازم باشد *** ياد تو گره گُشاى رازم باشد
از هر دو جهان برفكنيم روى نياز *** گر گوشه چشمت به نيازم باشد
(امام خمينى(قدس سره))
عارف الهى، ميرزا جواد ملكى تبريزى(رحمه الله) بر اين امر تأكيد مى كند كه
زائر مرقد منوّر حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) بايد با طهارت جسم و روح و با توبه كامل، به آن مكان مقدّس قدم بگذارد و به زيارت آن حضرت بپردازد:
«بارى، بر زائر واجب است ]به حكم عدل[ كه در اين محضر عظيم حاضر نشود، مگر بعد از توبه درست و راستى كه او را لامحاله از مخالفت فعلى پاك كرده باشد، تا از ورطه عتاب نجات يابد و از رد شدن، از درگاه او درامان باشد. واگر توفيق اين كار پيدا نكند، بر اوست كه از درى غير از آن داخل شود و آن درهاى اعتراف، پوزش، توسّل، استغفار، التجا و اضطرار است و اگر نفسِ اهمال كار او، در حمل لوازم اين درها مسامحه كند، ناچار از نا اميد نبودن از اجابت داخل شود و خداى ـ جلّ جلاله ـ را به اميد اينكه قلب رسول(صلى الله عليه وآله) را بر او مهربان كند، بخواند و ابليس هم از اين در داخل شد و پيروز گشت و به مراد رسيد و در دعاى خود بگوى:
«اللهُمَّ يا مَنْ اَجابَ لاِبْغَضِ خَلقِهِ اِبْلِيس حيثُ استَنْظَرَهُ فَاسْتَجِب لَهُ، فَاِنَّه دَعاكَ و هُوَ عاص و اَنَا ادعوكَ و اَنَا عاص فَكَما اَنَّ اجابَتَكَ شَمَلْتَهُ حيثُ دعاكَ و لَمْ يَقْنُطْ مِنْ رَحْمَتِكَ فَلتَشمِلْنى و اَنَا اَدعوكَ و اَرجو اِجابَتَكَ;
پروردگارا! اى كسى كه دعاى دشمن ترين خلق خود، ابليس، را اجابت كردى، موقعى كه از تو مهلت خواست. پس دعاى مرا هم مستجاب كن، هم چنان كه دعاى او را مستجاب كردى; زيرا او تو را دعا كرد و حال آنكه نافرمان بود و من هم تو را مى خوانم با اينكه گناهكار و نافرمانم و هم چنان كه اجابت تو شامل حال او شد، موقعى كه تو را خواند و از رحمت تو نا اميد نشد. پس رحمت خود را شامل حال من هم بفرما، كه تو را مى خوانم و اميد اجابت تو را دارم».
و چون از اين در داخل شوى، پروردگارت تو را نا اميد نخواهد كرد;
زيرا او نزد نيك پندارى بنده خود مى باشد. چگونه چنين نباشد و حال آنكه در كتاب خود نازل فرموده است كه: "واْسْئَلُوا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ اِنَّ اللهَ كانَ بِكُمْ رحيماً"(6) و چون خدا به تو راغب شود و به تو عطف توجّه فرمايد، رسول خدا(صلى الله عليه وآله)نيز با پذيرش و عطوفت، به تو توجّه فرمايد. و آن حضرت با شفقت، ملاطفت و مهربانى به تو رو مى كند و تو را در كنف رأفت و عنايت خود جاى مى دهد و مانند پدرى باعاطفه و مادرى رئوف در جواب تو لبّيك مى گويد و در مقام اجابت خطاب تو، برمى آيد و تو به مراد خودت، بلكه فوق مرادت مى رسى و براى هميشه رستگار مى شوى و چون تو با اين حالات به درگاه او بيايى و در برابر او، صورت زائر داشته باشى و اقبال او را نسبت به خود بدانى، بر تو است كه با مناجات لطيفى، با او نجوا كنى و در حضور او، حاجات و نيازمندى هاى خود را عرضه نمايى و آنچه از هجران و فراق او بر تو رسيده است، به خدمتش شكايت برى و آنچه از مصائب بر ذريه آن حضرت وارد گشته و حقوق آنها غصب شده و... به ياد آورى و نزد او، از بدى احوالت و سختى ابتلايت، شكوه نمايى... . پس بگو: اى رسول خدا! در اوان زندگانى ات در دنيا. علمى براى دين و منارى براى هدايت و حلاّل مشكلات و روشن كننده معضلات بودى، از خدا و صفات و رضاى او خبر مى دادى و... به ما رحم آور و بر ما ترحّم كن، اى رحمةً للعالمين و به نواده خودت (مهدى موعود) امر به ظهور و پراكندن نور در اين عرصه تاريك و شب ديجور، امر فرما تا اسلام حمايت شود و قرآن زنده گردد و احكام دين تقويت گردد و بساط عدالت گسترده و دستگاه جور و ستم برچيده شود و عِرض و آبروى مسلمانان مصون و جهانيان در تحت تربيت واقع گردند.
[اى رسول خدا!] از درگاه پروردگار جهان بخواه كه در وفاى به وعده و يارى بندگان خود تعجيل فرمايد; زيرا تبه كارى در خشكى و دريا، به دستِ آدميان ظهور يافته و بدبختى عالم را فراگرفته است.»(7)
بالجمله با آن حضرت(صلى الله عليه وآله) مناجات مى كنى و اشتياق خودت را به زمان «حضور و اشراق نور» او ابراز مى دارى و از هجر او، به خود او شكايت مى نمايى و از بلاياى عمومى و خصوصى كه به تو رسيده است، عرض حال مى كنى. سپس نزد او به اسرافى كه به نفس خود كرده اى و تقصيرى كه در عبادت پروردگارت نموده اى، اقرار و اعتراف مى كنى و از او مسألت مى نمايى كه در نزد خدا براى تو طلب آمرزش نمايد و درد تو را به دواى خويش درمان كند و عقل تو را كامل گرداند و نورانيت تو را به دعاى خود تمام فرمايد و تو را به دوستان خودش ملحق سازد و در همسايگى خودش، تو را بپذيرد; زيرا او گرامى ترين خلايق است و واردين بر خود را رد نمى كند و زائر و مهمان خود را جز با حاجات برآورده و افزونى فضل و كرم، دور نمى سازد.
و يقين بدان كه او(صلى الله عليه وآله) رحمت خدا براى جهانيان است و اگر تو از «فيض اقدس و نور ازهر» او محروم بمانى، مانع از جهت تو است و گناهان هرچند بسيار باشند، مانع نمى شوند، مگر اينكه خللى از جهت ايمان پيدا شود. در اين زمينه، مرحوم ملكى تبريزى مى فرمايند:
«پس ايمان خودت را تازه كن و از كفر و شرك جلى به خداوند پناه ببر; ولكن چه بسا ظلمت و تاريكى گناهان مانع از درك فيوضات زيارت او ـ كه شامل حال تو گشته است ـ باشد و از مشاهده انوار او ـ كه به تو رسيده است ـ كور شده باشى. در اين حال اگر تو را دلى و فطانتى باشد، به ناچار اين را درك خواهى كرد و به پاره اى از آثار آن، علم حاصل خواهى نمود كه شفقت آن حضرت(صلى الله عليه وآله) نسبت به مؤمنان و دوستداران عترت او معلوم است، هرچند كه گناهكار باشند.
از اين رو چگونه شفاعت او نسبت به گناهكاران و زائرانى كه بر او وارد شده و به سلام او آمده و با او مناجات كرده است و شكايت بينوايى خويش را به دربار او آورده و حقوق زايدى بر او دارند، شامل نشود و اين حقوق نزد او ضايع گردد؟
كسانى كه از اخلاق كريمه آن حضرت و معامله او با عموم مسلمانان ـ بهويژه واردين به درگاه حضرتش در حال حيات او ـ و رفتارش نسبت به نيازمندان، خبر دارند، همه اينها را مى دانند و مى شناسند....
به هر حال بر زائران او(صلى الله عليه وآله)، واجب است كه به فضل و كرم و افاضه آن حضرت، كاملا حسن ظن داشته باشند و از فيض زيارت او و انوار اقبالش، استمداد كنند و از اشراق و روبه رو شدن با آن حضرت استضائه و طلب روشنى نمايند; چه اوست كه روشن كننده هر ظلمتى است و به هر آفريده اى افاضه مى فرمايد و براى جهانيان كفايت است. او نور خداى انور و ضياى ازهر و فيض اقدس است(8)».

پاورقیها:
1 ـ جامع السعادات، ج3، ص402; معراج السعاده، ص704
2 ـ فرزانگان، ص187
3 ـ المراقبات، ج2، ص 239ـ242
4 ـ پيام حوزه، ش6
5 ـ حقايق، ص543
6 ـ نساء (4) آيه 31، «از فضل خدا مسألت كنيد خدا هميشه با شما مهربان است».
7 ـ المراقبات، ج2، ص242 ـ 246
8 ـ همان، ص246 ـ 251


Codded & Powered by:سیستم مدیریت محتوای کنز ـ دهکده وب ver 0.2