صفحه اصلی دعا ـ بنیاد بین المللی دعاسفرنامه های زیارتی دعا ـ بنیاد بین المللی دعا حکایتی از رمی جمرات
Loading
رمی، جمرات، انصارین، شیخ حسین، حکایت، سفرنامه

حکایتی از رمی جمرات


در سفر اولى كه به مكه رفته بودم، رفيقى داشتم كه اهل كاشان بود، در رمى جمرات، به من گفت: يك فرد نزول خوارى آمده و مى‏خواهد رمى جمره كند، اين رباخوار جمعيت را شكافت و آمد نزديك جمره، يكى حاجى الجزايرى هم آن طرف جمره بود، مثل اينكه از دست شيطان خيلى عصبانى بود، به جاى سنگ ريزه يك قلوه سنگ برداشت و چنان به طرف شيطان پرتاب كرد به ديوار خورد و كمانه كرد و به سر اين حاجى ايرانى رباخوار اصابت كرد، سر او را شكافت، من گفتم: حجّ اين الجزايرى امسال قبول است، چون سنگ ما به ديوار جمره خورد، ولى سنگ او به خود شيطان خورد، چرا؟ چون قرآن مى‏فرمايد:

«يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ»

اينقدر شيطان در مشاعر حرام خوار، تصرّف كرده كه انگار عاقل نيست. فرد عاقل فرمان خدا را نمى‏شكند، عاقلانه و منطقى زندگى مى‏كند.

شیخ حسین انصاریان


Codded & Powered by:سیستم مدیریت محتوای کنز ـ دهکده وب ver 0.2