دعای برطرف کردن درد مثانه و فلج

امام جعفر صادق عليه‌السلام فرمود: روزی در خدمت پدرم نشسته بودم و مردی نزد او بود که یک دست او فلج و خشک گردیده بود و از پدرم استدعا نمود که او را دعایی تعلیم نماید. می‌گفت که درد سنگ مثانه نیز دارد و نمی‌تواند بول کند مگر به مشقّت و دشواری بسیار. پس پدرم به او این دعا را آموخت. آن مرد به پدرم گفت: استدعا دارم دو دست مبارک خود را بر دست من بمالید. پس حضرت چنان کرد و فرمود: این دعا را در سجده نماز شبت بخوان و دعا این است:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ دُعَاءَ الْعَلِيلِ الذَّلِيلِ الْفَقِيرِ أَدْعُوكَ دُعَاءَ مَنْ قَدِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ وَقَلَّتْ حِيلَتُهُ وَضَعُفَ عَمَلُهُ مِنَ الْخَطِيئَةِ وَالْبَلاَءِ دُعَاءَ مَكْرُوبٍ إِنْ لَمْ تُدَارِكْهُ هَلَكَ وَإِنْ لَمْ تَسْتَنْقِذْهُ فَلاَ حِيلَةَ لَهُ فَلاَ تُحِطْ بِي. يَا سَيِّدِي وَمَوْلاَيَ وَإِلَهِي مَكْرَكَ وَلاَ تُثْبِتْ عَلَيَّ غَضَبَكَ وَلاَ تَضْطَرَّنِي إِلَى الْيَأْسِ مِنْ رَوْحِكَ وَالْقُنُوطِ مِنْ رَحْمَتِكَ وَطُولِ الصَّبْرِ عَلَى الاَْذَى. اللَّهُمَّ لاَ طَاقَةَ لِي عَلَى بَلاَئِكَ وَلاَ غَنَاءَ بِي عَنْ رَحْمَتِكَ وَرَوْحِكَ وَهَذَا ابْنُ نَبِيِّكَ وَحَبِيبِكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ بِهِ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ فَإِنَّكَ جَعَلْتَهُ مَفْزَعآ لِلْخَائِفِ وَاسْتَوْدَعْتَهُ عِلْمَ مَا كَانَ وَمَا هُوَ كَائِنٌ فَاكْشِفْ ضُرِّي وَخَلِّصْنِي مِنْ هَذِهِ الْبَلِيَّةِ إِلَى مَا عَوَّذْتَنِي مِنْ عَافِيَتِكَ وَرَحْمَتِكَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ إِلّاَ مِنْكَ يَا اللهُ يَا اللهُ يَا اللهُ.

خداوندا! تو را می‌خوانم مانند خواندن بیمار خوار و محتاج تو را می‌خوانم مانند کسی که احتیاج و پریشانی او بسیار است و چاره‌اش کم و توفیق عمل خیر او به جهت گناه کم گردیده است مانند شخصی اندوهناک تو را می‌خوانم که اگر به او رسیدگی نکنی هلاک می‌شود و اگر او را از بلاها رها ننمایی چاره‌ای برای او نمی‌ماند. پس ای سید و ای صاحب و ای خدای من، عقوبت خود را شامل حال من مکن و بر من خشم خودت را چیره مکن و مرا به مأیوس شدن از آسایشت و ناامیدی از رحمتت و صبر کردن بسیار بر آزار مضطر مکن. خداوندا! نمی‌توانم بلایت را تحمل کنم و از رحمت و آسایشت بی‌نیاز نیستم و این است پسر پیغمبر تو و دوست تو [که رحمت‌های تو بر او باد] به وسیله او روی به سوی تو می‌آورم. آن حضرت را برای فرد ترسناک پناه قرار دادی و به او علم آن چه را که بوده است و آن چه را که می‌باشد سپرده‌ای پس درد مرا برطرف کن و مرا از این بلا نجات ده و به سلامتی و رحمت خود برسان که به من می‌بخشیدی. امید من بریده است مگر از تو ای خدای من ای خدای من ای خدای من.

راوی گوید: پس آن مرد بیرون رفت. بعد از چند روز خدمت حضرت رسید بر او اثری از بیماری که دیده بودیم باقی نمانده بود. امام صادق عليه‌السلام امر کرد این جریان را پنهان کنیم و فرمود: پدرم را خبر دادم که آن مرد شفا یافت فرمود: ای فرزند! هر کسی به بلائی مبتلا شود و آن را از مردمان پنهان کند و با این دعا به خدا شکوه نماید که او را شفا دهد پس او را از بلا نجات می‌دهد.

منشورات