شرح و ترجمه کامل دعای افتتاح - بخش چهارم

شرح و ترجمه کامل دعای افتتاح - بخش چهارم

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یُجِیبُنِی حِینَ أُنَادِیهِ وَ یَسْتُرُ عَلَیَّ کلَّ عَوْرَهٍ وَ أَنَا أَعْصِیهِ وَ یُعَظِّمُ النِّعْمَهَ عَلَیَّ فَلَا أُجَازِیهِ فَکمْ مِنْ مَوْهِبَهٍ هَنِیئَهٍ قَدْ أَعْطَانِی وَ عَظِیمَهٍ مَخُوفَهٍ قَدْ کفَانِی وَ بَهْجَهٍ مُونِقَهٍ قَدْ أَرَانِی فَأُثْنِی عَلَیْهِ حَامِداً وَ أَذْکرُهُ مُسَبِّحاً

سپاس خدای را که پاسخم را می دهد هنگامی که او را می خوانم، و با اینکه نافرمانی اش می کنم، زشتی هایم را می پوشاند. نعمت های بزرگ را به من می دهد، ولی من شکرش را به جا نمی آورم. پس چه بسیار هدیه های گوارایی که به من بخشید و در چه بسیار مواقف هولناکی گرفتار شدم که به فریادم رسید و بی نیازم کرد و چه بسیار شادی های شگفت انگیزی که به من نشان داد. پس او را سپاس گزارم و از او با تنزیه و پاک دانستن از بدی ها یاد می کنم.

نکته ها

# مرور آیات قرآن کریم این نکته را روشن می سازد که کلمه «ندا» هم در مواردی به کار رفته که مراد، صدای بلند و فریاد بوده و هم در مواردی که منظور، صدای آهسته بوده است. از این رو به نظر می رسد هرکس به تناسب حال خود، هرگونه خدا را بخواند خوب باشد. (یُجِیبُنِی حِینَ أُنَادِیهِ)

# هرگاه خدا را صدا بزنیم، او پاسخ می دهد. (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یُجِیبُنِی حِینَ أُنَادِیهِ)

# واژه «موهبه» از کلمه «هبه» گرفته شده که به معنی بخشیدن چیزی به دیگری بدون چشم داشت به عوض آن است و به کسی که زیاد هبه می دهد «وهاب» می گویند. این کلمه یکی از صفاتی است که در قرآن کریم برای خدای مهربان به کار رفته است.

# «هنیئه» به معنای نعمتی است که پشت سرش سختی و مشقتی نباشد.

# در بسیاری از موارد که مشکلات و سختی ها زندگی را از همه جهات فرا می گیرد، ترس و دلهره بر انسان مسلط می شود، دست انسان از همه جا کوتاه می شود و هیچ روزنه امیدی به از بین رفتن تنگناها و فراهم شدن آسایش و آرامش وجود ندارد، ناگهان به عنایت الهی، تک تک سختی ها از بین رفته و زندگی غرق در خوشی می شود و انسان از اعماق وجود، نفس راحتی می کشد. در این مواقع، دست کفایت الهی بر سر انسان سایه می اندازد. «کفایت» یعنی بی نیازی از غیر و رسیدن به مراد. (وَ عَظِیمَهٍ مَخُوفَهٍ قَدْ کفَانِی)

# «بهجه» به معنی شادمانی و خرّمی است. «مونقه» نیز از واژه «انق» گرفته شده و به معنی شگفت انگیز و تعجب آور است. پیام ها

1. در هیچ حالی، از راز و نیاز با خدای مهربان غافل نشویم؛ چون هرگاه او را بخوانیم، پاسخ می دهد. (الَّذِی یُجِیبُنِی حِینَ أُنَادِیهِ)

2. در بسیاری از موارد، لطف خدای رئوف، منوط به خوبی انسان ها نیست. (وَ یَسْتُرُ عَلَیَّ کلَّ عَوْرَهٍ وَ أَنَا أَعْصِیهِ وَ یُعَظِّمُ النِّعْمَهَ عَلَیَّ فَلَا أُجَازِیهِ)

3. اگر بدی های ما برای دیگران آشکار نشده، این لطفی است از جانب خدای ستار. (وَ یَسْتُرُ عَلَیَّ کلَّ عَوْرَهٍ)

4. اگر خدای ستار زشتی های ما را پوشانده، به این معنی نیست که کار بدی از ما سرنزده است. (وَ یَسْتُرُ عَلَیَّ کلَّ عَوْرَهٍ وَ أَنَا أَعْصِیهِ)

5. از خدا بیاموزیم که عیب پوشی فقط نباید نسبت به کسانی باشد که رابطه خوبی با ما دارند. (یَسْتُرُ عَلَیَّ کلَّ عَوْرَهٍ وَ أَنَا أَعْصِیهِ)

6. از خدا بیاموزیم که عیب پوشی باید نسبت به همه زشتی ها باشد، نه فقط نسبت به بعضی از آن ها. (یَسْتُرُ عَلَیَّ کلَّ عَوْرَهٍ)

7. خدایی که در عین ناسپاسی ما، این همه نعمت بزرگ به ما داده است، اگر شکر نعمت های او را به جا آوریم، بسیار بیشتر از آنچه اکنون داریم به ما ارزانی می کند. (وَ یُعَظِّمُ النِّعْمَهَ عَلَیَّ فَلَا أُجَازِیهِ)

8. بخشش های الهی، هم «موهبه» هستند و هم «هنیئه»؛ یعنی خدای رئوف در مقابل آنچه می بخشد، چشم داشتی ندارد و اگر تکالیفی را بر ما واجب کرده، برای رشدِ خودمان است؛ و هم چنین آن چه را می بخشد آنقدر گوارا است که بعد از آن سختی و مشقتی دامن گیر انسان نمی شود. (فَکمْ مِنْ مَوْهِبَهٍ هَنِیئَهٍ قَدْ أَعْطَانِی)

9. در شادی ها مستی نکنیم و خدای مهربان را از یاد نبریم. یادمان باشد که همه خوشی ها و شادی ها از جانب او به ما رسیده است. (وَ بَهْجَهٍ مُونِقَهٍ قَدْ أَرَانِی)

10. «تسبیح» یعنی منزه دانستن و دور شمردن خدای بزرگ از نقص ها و عیب ها. خدا را این گونه یاد کنیم. (وَ أَذْکرُهُ مُسَبِّحاً)

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یُهْتَک حِجَابُهُ وَ لَا یُغْلَقُ بَابُهُ وَ لَا یُرَدُّ سَائِلُهُ وَ لَا یُخَیَّبُ آمِلُهُ

سپاس خدای را که پرده اش دریده نمی شود، و درگاهش بسته نمی شود، و دست کسی که به سوی او بلند شده رد نمی شود، و آن که به درگاهش با آرزو آمده، ناامید برنمی گردد.

نکته ها

# واژه شناسان «هتک» را به معنی دریدن پوششی که مانع از ظاهر شدن عیب ها است معنی کرده اند. وقتی گفته می شود حجاب الهی مورد هتک قرار نمی گیرد، به این معنی است که خداوند، عیب و نقصی ندارد که با دریده شدن حجاب و پوشش آشکار شده و بر ملا گردد. در اصطلاح علم منطق، این جمله «سالبه به انتفاء موضوع» است. (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یُهْتَک حِجَابُهُ)

# «باب» به معنی در است و در این جا کنایه از راه ارتباطی است. در واقع، این عبارت از دعای شریف افتتاح، در پی بیان این نکته است که راه ارتباطی با خدا هیچ گاه بسته نیست و انسان هرگاه اراده کند، می تواند با خدای چاره ساز ارتباط برقرار نماید. (وَ لَا یُغْلَقُ بَابُهُ)

# «یُخَیَّبُ» مضارع باب «تفعیل» از فعل «خاب، یخیب» و به معنی «محروم شدن از آن چه مورد امید بوده» است. خداوند آن که را با امید به درگاهش رو آورده باشد، ناامید نمی کند. ( وَ لَا یُخَیَّبُ آمِلُهُ)

پیام ها

1. گمان نکنیم که اگر ما دستورات خدای حکیم را انجام ندهیم و او را نافرمانی کنیم، نسبت به او هتک حرمت کرده ایم. پرده حرمت الهی، هتک شدنی نیست. (لَا یُهْتَک حِجَابُهُ)

ای مگس! عرصه سیمرغ نه جولانگه توست عِرض خود می بری و زحمت ما می داری

2. هرچند بر اساس دستور و توصیه های قرآن کریم و اولیای الهی، بعضی از زمان ها از اهمیت خاصی برای دعا و ارتباط با خدای متعال برخوردارند، یادمان باشد که راه ارتباط با خدا هیچ گاه بسته نیست. پس چه بهتر که گاه و بی گاه سری به سجده بگذاریم و دست نیازی به درگاه الهی بلند کنیم. (وَ لَا یُغْلَقُ بَابُهُ)

3. خدای مهربان در قرآن کریم دستور داده که انسان ها از فضل الهی درخواست کنند، و کریمی که خود، دیگران را به درخواست فراخوانده، دست رد به سینه کسی نمی زند. (وَ لَا یُرَدُّ سَائِلُهُ)

4. واژه «آمِل» اسم فاعل از کلمه «أمل» است و بیشتر در مورد آرزوهایی به کار می رود که دست یافتن به آن ها بعید به نظر آید. در پیشگاه الهی همه چیز را باید طلب کرد، حتی اگر رسیدن به آن بعید به نظر برسد. ( وَ لَا یُخَیَّبُ آمِلُهُ)

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یُؤْمِنُ الْخَائِفِینَ وَ یُنَجِّی الصَّالِحِینَ وَ یَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفِینَ وَ یَضَعُ الْمُسْتَکبِرِینَ وَ یُهْلِک مُلُوکاً وَ یَسْتَخْلِفُ آخَرِینَ

سپاس خدای را که اهل ترس را ایمنی می بخشد، صالحان را نجات می دهد، مستضعفان را بالا می برد، مستکبران را وا می نهد و به زمین می زند، پادشاهانی را هلاک کرده و گروه دیگری را جانشین می کند.

نکته ها

# بررسی آیات و روایات، نشانگر این موضوع است که «خوف» یکی از پر تأکیدترین آموزه های دینی است. اما پرسش این جاست که اهل ایمان باید از چه چیز بترسند؟ آیا خدا ترس دارد؟

باید توجه داشت خوفی که در آموزه های دینی مورد تأکید قرار گرفته، به معنای ترسی نیست که سبب دوری از ذات مقدس خدای متعال بشود؛ چرا که خداوند، رحمان و رحیم است: «و هو الرحمن الرحیم». بلکه مقصود از خوف، آن است که انسان ها به سبب عدالت خداوند و ترس از گرفتار شدن به عذاب او، خود را به گناهان آلوده نکنند. در حدیثی چنین آمده است:

# «...نَظَرَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیٌّ عليه‌السلام إِلَی رَجُلٍ أَثَّرَ الْخَوْفُ عَلَیْهِ فَقَالَ: مَا بَالُک قَالَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ. فَقَالَ :یَا عَبْدَ اللَّهِ خَفْ ذُنُوبَک وَ خَفْ عَدْلَ اللَّهِ عَلَیْک فِی مَظَالِمِ عِبَادِهِ وَ أَطِعْهُ فِیمَا کلَّفَک وَ لَا تَعْصِهِ فِیمَا یُصْلِحُک ثُمَّ لَا تَخَفِ اللَّهَ بَعْدَ ذَلِک فَإِنَّهُ لَا یَظْلِمُ أَحَداً وَ لَا یُعَذِّبُهُ فَوْقَ اسْتِحْقَاقِهِ أَبَداً؛ امیرمؤمنان حضرت علی عليه‌السلام مردی را دید که آثار ترس در چهره اش نمایان بود. از او علت را پرسید. آن مرد عرض کرد: از خدا می ترسم. امیر مؤمنان فرمود: ای بنده خدا! از گناهان خود بترس. هراس تو باید از آن باشد که خداوند به خاطر ستم های تو بر بندگانش، با تو به عدالت رفتار کند. پس تکلیف های خدا را انجام بده و از فرمان های الهی که سبب اصلاح تو می شوند سرپیچی مکن. اگر این گونه رفتار کردی، دیگر از خدا نترس؛ چراکه او به هیچ کس ظلم نمی کند و هیچ کس را بیشتر از آن چه حقش باشد عذاب نمی نماید».

البته در برخی از آیات قرآن کریم نیز با صراحت بیان شده که از چه چیز باید ترس داشت. به عنوان نمونه، در آیه 46 سوره مبارکه الرحمن چنین آمده است: «وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتان؛ و برای کسی که از مقام پروردگارش بترسد، دو باغ بهشتی است» و یا در سوره نازعات فرموده است: «وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِیَ الْمَأْوی؛ و آن کس که از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوا و هوس بازدارد، قطعاً بهشت جایگاه اوست».

در اینکه منظور از «مقام رب» چیست، تفسیرهای متعددی بیان شده است که برخی از آن ها از این قرارند:

الف) منظور، مواقف قیامت است که انسان در این مقامات، در پیشگاه خداوند برای حساب متوقف می شود. بر اساس این دیدگاه، «مقام ربه» به معنی «مقامه عند ربه» است؛ یعنی ایستادن انسان در پیشگاه خداوند متعال.

ب) منظور، علم خداوند و نظارت او نسبت به همه احوال انسان هاست. همان طور که در آیه 33 سوره رعد آمده است: «أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلی کلِّ نَفْسٍ به ما کسَبَتْ؛ آیا کسی که بالای سر همه ایستاده و مراقب اعمال همگان است، هم چون کسی است که این وصف را ندارد؟»

یکی از شاهدها برای این تفسیر، حدیثی است که از امام صادق عليه‌السلام نقل شده که درباره آیه 46 سوره مبارکه الرحمن فرمود: «... مَنْ عَلِمَ أَنَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَرَاهُ وَ یَسْمَعُ مَا یَقُولُهُ وَ یَفْعَلُهُ مِنْ خَیْرٍ أَوْ شَرٍّ فَیَحْجُزُهُ ذَلِک عَنِ الْقَبِیحِ مِنَ الْأَعْمَالِ فَذَلِک الَّذِی خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی؛ کسی که می داند خدا او را می بیند و آنچه می گوید را می شنود و آن چه از خیر و شر انجام می دهد را می داند، پس این توجه، او را از کارهای زشت باز می دارد، و این فرد همان کسی است که قرآن می فرماید: از مقام پروردگارش می ترسد و خود را از هوای نفس باز می دارد». (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یُؤْمِنُ الْخَائِفِینَ)

# رسیدن به امنیت، یکی از پاداش های اهل خوف است. مرور آیات و روایات، به ما نشان می دهد که چنین افرادی به پاداش های دیگری نیز دست می یابند که یکی از آن ها تسلط نهایی بر کره زمین است. قرآن کریم در این رابطه می فرماید: «وَ قالَ الَّذینَ کفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکمْ مِنْ أَرْضِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فی مِلَّتِنا فَأَوْحی إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکنَّ الظَّالِمینَ؛ وَ لَنُسْکنَنَّکمُ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذلِک لِمَنْ خافَ مَقامی وَ خافَ وَعیدِ؛ کافران به پیامبران خود گفتند: ما قطعاً شما را از سرزمین خود بیرون خواهیم کرد، مگر اینکه به آیین ما بازگردید! در این حال، پروردگارشان به آنها وحی فرستاد که: ما ظالمان را هلاک می کنیم و شما را بعد از آنان در زمین سکوت خواهیم داد، این [موفقیّت] برای کسی است که از مقام من بترسد و از عذاب [من] بیمناک باشد! » (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یُؤْمِنُ الْخَائِفِینَ)

# خداوند، صالحان را نجات می دهد: «یُنَجِّی الصَّالِحِین». انسان های صالح چه ویژگی هایی دارند؟ قرآن کریم در آیات 114 و 113 سوره مبارکه آل عمران، برخی از ویژگی های صالحان را چنین بیان می کند: «... مِّنْ أَهْلِ الْکتَابِ أُمَّهٌ قَائمَهٌ یَتْلُونَ ءَایَاتِ اللَّهِ ءَانَاءَ الَّیْلِ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ؛ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکرِ وَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ أُولئِک مِنَ الصَّالِحینَ؛ از اهل کتاب، جمعیّتی هستند که [به حق و ایمان] قیام می کنند و پیوسته در اوقات شب، آیات خدا را می خوانند، در حالی که سجده می کنند. به خدا و روز دیگر ایمان می آورند، امر به معروف و نهی از منکر می کنند و در انجام کارهای نیک، پیشی می گیرند و آن ها از صالحان اند».

# «مستضعفین» جمع اسم فاعل واژه «ضعف» است و چون به باب «استفعال» برده شده، به معنای کسی است که علی رغم داشتن توانایی، او را به ضعف کشانده اند و ضعیف دانسته اند. # «یستخلف» از کلمه «خلف» گرفته شده و به معنی جانشین شدن است. در کنار آیات قرآن کریم، از مرور تاریخ نیز روشن می شود که در دوره های گوناگون، هر امتی جانشین امت دیگری شده و این طور نبوده است که امتی برای همیشه بر روی زمین حاکم شود.

در برخی از آیات، بیان شده که پیامبران الهی مأمور بوده اند که به امت خود گوشزد کنند که جانشین امت های قبل هستند: «...وَ اذْکرُوا إِذْ جَعَلَکمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ...؛ حضرت هود به قوم خود گفت: به یاد آورید هنگامی که [خدا] شما را جانشینان قوم نوح قرار داد».

در برخی دیگر از آیات، فرستاده های خدای متعال به امت خود می گفتند که خدا گروه و امت دیگری را جانشین شما خواهد کرد: «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُکمْ ما أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَیْکمْ وَ یَسْتَخْلِفُ رَبِّی قَوْماً غَیْرَکمْ..؛ حضرت هود به قوم خود گفت: پس اگر روی برگردانید، من رسالتی را که مأمور بودم به شما رساندم و پروردگارم گروه دیگری را جانشین شما می کند... »

در برخی دیگر از آیات، فرستاده های الهی به امت خود وعده می دادند که خدای بزرگ، آن ها را جانشین ستمگران خواهد کرد: «قالَ عَسی رَبُّکمْ أَنْ یُهْلِک عَدُوَّکمْ وَ یَسْتَخْلِفَکمْ فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرَ کیْفَ تَعْمَلُون؛ [حضرت موسی] گفت: «امید است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند و شما را در زمین جانشین [آن ها] سازد، پس بنگرید که چگونه عمل می کنید». از تمامی این آیات روشن می شود که پیوسته گروهی جانشین امت دیگری می شدند و به جای آن ها روی زمین حکمرانی می کردند؛ ولی آن چه مهم است این است که بر اساس آیه 55 سوره مبارکه نور، امتی که جانشین همه آن ها می شود، امتی است که ویژگی ایمان و عمل صالح را کنار هم دارند و بر پایه روایات، ایشان امت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکونَ بی شَیْئاً وَ مَنْ کفَرَ بَعْدَ ذلِک فَأُولئِک هُمُ الْفاسِقُونَ؛ خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، وعده می دهد که قطعاً آنان را همان گونه که به پیشینیان آن ها خلافت روی زمین را بخشید، حکمران روی زمین خواهد کرد و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل خواهد کرد؛ آن چنان که تنها مرا بپرستند و چیزی را شریک من نکنند. و کسانی که پس از آن کافر شوند، آن ها فاسقان اند».

پیام ها

1. خداوند کسانی را که نسبت به ذات مقدس او یا نسبت به وعده هایش خوف داشته باشند، در نهایت به آرامش می رساند. پس گناه نکنیم تا ثابت کرده باشیم که در پیِ امنیت حقیقی هستیم. (یؤمن الخائفین)

2. نجات از هلاکت با سخن و حرف به دست نمی آید؛ بلکه باید در زمره شایستگان قرار بگیریم تا به نجات برسیم. (و ینجّی الصالحین)

3. برای رسیدن به نجات، انجام یک یا چند کار شایسته کافی نیست؛ بلکه شایستگی و صلاحیت باید در وجود انسان نهادینه شود. (... الصالحین)

4. در همیشه بر یک پاشنه نمی چرخد! ممکن است ستمگران چند صباحی با اِعمال قدرت، انسان های شایسته را به ضعف بکشانند، ولی اراده الهی بر آن تعلق گرفته که مستضعفان را بالا ببرد و مستکبران را پایین بیاورد. (ویرفع المستضعفین وَ یَضَعُ الْمُسْتَکبِرِینَ وَ یُهْلِک مُلُوکاً وَ یَسْتَخْلِفُ آخَرِینَ)

الْحَمْدُ لِلَّهِ قَاصِمِ الْجَبَّارِینَ مُبِیرِ الظَّالِمِینَ مُدْرِک الْهَارِبِینَ نَکالِ الظَّالِمِینَ صَرِیخِ الْمُسْتَصْرِخِینَ مَوْضِعِ حَاجَاتِ الطَّالِبِینَ مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنِینَ

سپاس خدایی را که شکننده زورگویان، ضرر زننده (هلاک کننده) ستمگران، دریابنده فراریان، عذاب کننده ستمگران و فریادرسِ دادخواهان است. او خدایی است که محل اصلی حاجت نیازمندان و تکیه گاه اهل ایمان است.

نکته ها

# «قاصم» اسم فاعل از واژه «قصم» و به معنی کسی است که چیز محکمی را طوری بشکند که از هم جدا شده و دو تکّه گردد.

# «جبّار» صیغه مبالغه از واژه «جبر» است و هنگامی که به عنوان صفت برای خدای متعال مطرح شود، دلالت بر ظهورِ عظمت و نفوذ قدرتِ خداوند در تمام هستی دارد؛ ولی اگر درباره انسان ها به کار رود، به معنای کسی است که علی رغم ناتوانی و نقص، ادعای برتری داشته و نه تنها نظر کسی را نمی پذیرد، بلکه نظر خویش را بر دیگران تحمیل می کند و حقوق آن ها را زیر پا می نهد.

خداوند، ستمگرانی را که بر دیگران غلبه ظاهری دارند، از بین می برد و باید خدا را بر این نعمت شکر گفت. (وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ قَاصِمِ الْجَبَّارِینَ)

# چه کسانی در زمره جبابره قرار دارند؟ پاسخ این پرسش در گفتگوی عمر بن یزید با امام صادق عليه‌السلام روشن شده است. روایت از این قرار است:

«قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ عليه‌السلام : إِنَّنِی آکلُ الطَّعَامَ الطَّیِّبَ وَ أَشَمُّ الرِّیحَ الطَّیِّبَهَ وَ أَرْکبُ الدَّابَّهَ الْفَارِهَهَ وَ یَتْبَعُنِی الْغُلَامُ فَتَرَی فِی هَذَا شَیْئاً مِنَ التَّجَبُّرِ فَلَا أَفْعَلَهُ؟ فَأَطْرَقَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه‌السلام ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا الْجَبَّارُ الْمَلْعُونُ مَنْ غَمَصَ النَّاسَ وَ جَهِلَ الْحَقَّ. قَالَ عُمَرُ فَقُلْتُ :أَمَّا الْحَقُّ فَلَا أَجْهَلُهُ وَ الْغَمْصُ لَا أَدْرِی مَا هُوَ؟ قَالَ : مَنْ حَقَّرَ النَّاسَ وَ تَجَبَّرَ عَلَیْهِمْ فَذَلِک الْجَبَّار؛

عمر بن یزید نقل می کند که به امام صادق عليه‌السلام عرض کردم: من غذای نیکو می خورم و بوی خوش استفاده می کنم و بر مرکب با نشاط و قوی سوار می شوم و غلامم پشت سرم روانه می شود. آیا به نظر شما در این کار من، نوعی از ویژگی جباران وجود دارد که آن را ترک کنم؟

امام پس از اندکی سکوت فرمودند: به درستی، آن جبّاری از رحمت خداوند دور است که نسبت به مردم، غمص داشته باشد و در رابطه با حق جاهل باشد.

به حضرت عرض کردم: من نسبت به حق جاهل نیستم، ولی نمی دانم منظور از غمص چیست؟

# حضرت فرمود: مراد کسی است که مردم را تحقیر، و با بزرگی با آن ها رفتار کند».

# «مبیر» اسم فاعل از واژه «بور» است. این واژه در کتاب های لغت شناسی به «هلاک کننده» ترجمه شده، ولی برخی از صاحب نظران بور را خسران شدیدی دانسته اند که رو به نابودی است. در این صورت، مبیر به معنای ضرر زننده خواهد بود. (مُبِیرِ الظَّالِمِین)

# «مُدرِک» اسم فاعل باب إفعال از واژه «درک» و به معنای کسی است که به چیزی می رسد و آن را در می یابد.

# «هارب» اسم فاعل از واژه «هرب» می باشد و به معنای فرار کننده و گریزنده است. خدای مهربان در پی کسانی است که از او فراری اند و بالاخره آن ها را درمی یابد. (مُدْرِک الْهَارِبِین)

# «نَکال» عذابی است که اثر آن باقی و ظاهر باشد تا دیگران ببینند و عبرت بگیرند. (نَکالِ الظَّالِمِینَ)

# «صریخ» در لغت به معنای فریادرس و کمک رسان است. خداوند، فریادرسِ فریادکنندگان است. (صَرِیخِ الْمُسْتَصْرِخِین)

# «معتمَد» از «عمد» گرفته شده و به معنی تکیه گاه است. تکیه گاه اهل ایمان، خدای متعال است، نه غیر او. (مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنِین)

پیام ها

1. نعمت های خدای مهربان را همه جانبه بنگریم. شکسته شدن قدرت جبارانی که روزگاری بر گُرده مردم سوار بودند و آن ها را از پیروی حق باز می داشتند، نعمت بزرگی است که نباید از آن غافل شد. (وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ قَاصِمِ الْجَبَّارِین)

2. سعی کنیم که در زمره زورگویان قرار نگیریم تا اراده الهی بر شکستن ما تعلق نگیرد. (قَاصِمِ الْجَبَّارِین)

3. شاید اهل ظلم و ستم، در دنیا سود مادی را از آن خود کنند، ولی آن چه یقینی است این است که زیان کنندگان حقیقی آن ها هستند. (مُبِیرِ الظَّالِمِین)

4. خدا مهربانی را در حق ما تمام کرده است. ما بارها فریب شیطان را خورده ایم و از درگاه پربرکت الهی گریخته ایم؛ ولی او ما را از منجلاب بدی ها رهایی داده است. پس شکر نعمت را فراموش نکنیم. (الْحَمْدُلِلَّهِ...مُدْرِک الْهَارِبِین)

5. سرگذشت پیشینیان را مرورکنیم و از آن ها عبرت بگیریم. (نَکالِ الظَّالِمِینَ)

6. واکنش ما باید در قبال انسان ها و نوعِ رفتارشان متفاوت باشد. خدای متعال در برابر بعضی از هنجارشکنان، عذاب کننده و نابودکننده است (قَاصِمِ الْجَبَّارِینَ مُبِیرِ الظَّالِمِینَ...نَکالِ الظَّالِمِینَ) و در قبال برخی دیگر، دریابنده و پذیرایی کننده. (مُدْرِک الْهَارِبِینَ)

7. در سختی ها خدا را با تمام وجود بخوانیم. (صَرِیخِ الْمُسْتَصْرِخِینَ)

8. در خواندن خدا و خواستن از او، حُجب و حیا معنی ندارد.(صَرِیخِ الْمُسْتَصْرِخِینَ)

9. حاجت خود را به هر جایی غیر از درگاه الهی ببریم و به هر که غیر او بگوییم، راه را اشتباه رفته ایم. (مَوْضِعِ حَاجَاتِ الطَّالِبِینَ)

10. نشانه ایمان حقیقی این است که در همه امور به خدای متعال تکیه کنیم. (مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنِینَ)

 

منبع: شرح دعای شریف افتتاح - محسن قرائتی 

منشورات