شرح و ترجمه کامل دعای افتتاح - بخش پنجم

شرح و ترجمه کامل دعای افتتاح - بخش پنجم

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی مِنْ خَشْیَتِهِ تَرْعُدُ السَّمَاءُ وَ سکّان ها وَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ عُمَّارُهَا وَ تَمُوجُ الْبِحَارُ وَ مَنْ یَسْبَحُ فِی غَمَرَاتِهَا

ستایش خدایی را که آسمان و ساکنانش از خشیت او به صدا می آیند، و زمین و ساکنانش به لرزه می افتند، و دریاها و موجوداتی که در آن ها شنا می کنند به تلاطم درمی آیند.

نکته ها

# هرگاه انسان در برابر شخصیتی بزرگ قرار بگیرد، هیبت و شوکت او باعث می شود به انسان حالی دست دهد که به آن «خشیت» می گویند و این با حالت خوف و ترسی که ناشی از کیفر و عذاب است، تفاوت دارد.

بروز خشیت از عظمت الهی در موجودات گوناگون، مطلبی است که در منابع گوناگون اسلامی به روشنی بیان شده است. به عنوان نمونه، قرآن کریم در مورد برخی از سنگ ها می فرماید: «...وَ إِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَهِ اللَّه؛ بعضی از سنگ ها از خشیت الهی فرو می افتند ».

از این رو می توان چنین نتیجه گرفت که این بخش از دعای شریف افتتاح بر این مطلب دلالت دارد که تمام هستی از نوعی هوشمندی برخوردار است که این هوشمندی سبب می شود نسبت به عظمت آفریدگار خشیت داشته باشد؛ همان طور که جلوه های دیگر این هوشمندی در تسبیح گویی هستی برای خداوند بروز می کند و این مطلبی است که در آیات شریف قرآن کریم نیز مورد تصریح قرار گرفته است.

پیام ها

وقتی آسمان ها و زمین و دریاها و موجودات آن ها به مقامی رسیده اند که با درک عظمت خدای متعال، منفعل شده و خشیت آن ها آشکار گشته، چه زشت است انسانی که خود را اشرف مخلوقات می داند، نه تنها به خشیت نرسد، بلکه بر خدای بزرگ جرأت پیدا کرده و او را نافرمانی کند. (... مِنْ خَشْیَتِهِ تَرْعُدُ السَّمَاءُ وَ سکّان ها...)

الْحَمْدُ لِلّه الَّذِی هَدانا لهذا وَ ما کنّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا الله

ستایش مخصوص خداوندی است که ما را به این [همه نعمت] رهنمون شده و اگر خدا ما را هدایت نکرده بود، ما هدایت نمی یافتیم.

نکته ها

# این بخش از دعای شریف، برگرفته از آیه 43 سوره مبارکه اعراف است. وقتی مؤمنان وارد بهشت می شوند و از نعمت های الهی بهرمند می گردند، چنین می گویند: «الحمد لله الذی هدانا...».

پیام ها

1. تمام نعمت ها را از جانب خدای مهربان بدانیم. (الْحَمْدُ لِلّه الَّذِی هَدانا لهذا)

2. اگر هدایت الهی شامل حال ما نمی شد، ما نیز همانند بسیاری از انسان ها در مسیر گمراهی قرار می گرفتیم. (وَ ما کنّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا الله)

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یَخْلُقُ وَ لَمْ یُخْلَقْ وَ یَرْزُقُ وَ لَا یُرْزَقُ وَ یُطْعِمُ وَ لَا یُطْعَمُ وَ یُمِیتُ الْأَحْیَاءَ وَ یُحْیِ الْمَوْتی وَ هُوَ حَیٌّ لَا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی کلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ

ستایش مخصوص خدایی است که خالق همه چیز است، در حالی که خودش مخلوق نیست. روزی دهنده است، درحالی که کسی به او روزی نمی رساند. موجودات را غذا می دهد، درحالی که خودش را کسی غذا نمی دهد. زندگان را می میراند و مردگان را زندگی می بخشد، درحالی که خودش زنده ای است که نمی میرد، و او بر همه چیز توانا است.

نکته ها

# حمد الهی بر پایه خالقیت خدای متعال، یکی از نکاتی است که در قرآن کریم نیز مورد توجه قرار گرفته است. برای مثال، در ابتدای سوره انعام چنین آمده است: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ... »پس ما نیز از آن غافل نشویم. (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یَخْلُقُ)

# ذات مقدس خدای متعال که واجب الوجود است، نه در اصل پیدایش، محتاج دیگری است و نه در ادامه و استمرارِ وجود. (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یَخْلُقُ وَ لَمْ یُخْلَقْ وَ یَرْزُقُ وَ لَا یُرْزَقُ...)

# بر اساس آیات قرآن کریم، در خلقت و آفرینش آسمان ها و زمین، نشانه هایی برای انسان های مؤمن است که درک این نشانه ها ایشان را به حمد و ستایش الهی وا می دارد. (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یَخْلُقُ)

# یادآوری نعمتِ آفریده شدن و نعمت بهره مندی از رزق و روزی الهی، از جمله دستورات قرآن کریم است که در این بخش از دعای افتتاح مورد توجه قرار گرفته و خدای متعال به خاطر آن ها سپاس گزاری می شود. (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یَخْلُقُ وَ لَمْ یُخْلَقْ وَ یَرْزُقُ وَ لَا یُرْزَقُ)

# معنای حیات درباره ذات پروردگار با دیگران فرق می کند. این صفت، مانند سایر صفات الهی، از ذات او جدایی ناپذیر است و فنا در آن راه ندارد. قرآن کریم دراین باره می فرماید: «وَ تَوَکلْ عَلَی الْحَیِّ الَّذِی لا یَمُوتُ ».

صفت «حیات» برای بخشی از مخلوقات به کار می رود که دارای نمو، تغذیه، تولید مثل، جذب و دفع و احیاناً حس و حرکت باشند؛ ولی در مورد خداوند حیات به معنی وسیع و واقعی کلمه، عبارت است از «علم» و«قدرت». بنابراین وجودی که دارای علم و قدرت بی پایان است، حیات کامل دارد. از این رو، مراد از حیات خداوند، مجموعه علم و قدرت اوست.

نمو، حرکت، تغذیه و تولید مثل از آثار موجوداتی است که ناقص و محدودند و دارای کمبودهایی هستند که باید به وسیله تغذیه، تولید مثل و حرکت، آن را جبران کنند؛ اما آن کس که کمبودی ندارد، این امور هم درباره او مطرح نیست. از این رو، خداوند در حیات خویش، نیازمند تغذیه، تولید مثل، جذب و دفع _ که لازمه حیات موجوداتی هم چون انسان و حیوان و گیاه است _ نمی باشد. به همین سبب در دعای جوشن کبیر چنین می گوییم: «یا حی الذی لیس کمثله حی».

# بخش پایانیِ این فراز (بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی کلِّ شَیْ ءٍ قَدِیر) برگرفته از قسمت پایانی آیه 26 سوره مبارکه آل عمران است که می فرماید: «قُلِ اللَّهُمَّ مالِک الْمُلْک تُؤْتِی الْمُلْک مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْک مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِک الْخَیْرُ إِنَّک عَلی کلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ؛ بگو: بارالها! مالک حکومت ها تویی. به هر کس بخواهی، حکومت می بخشی و از هر کس بخواهی، حکومت را می گیری. هر کس را بخواهی، عزت می دهی و هر که را بخواهی خوار می کنی. تمام خوبی ها به دست توست و تو بر هر چیزی قادری».

# «خیر» به معنای چیزی است که به سبب برخورداری از خوبی ها و برتری ها، مورد درخواست و رغبت باشد.

با توجه به این معنی، می توان چنین استنباط کرد که هر عرصه ای از عرصه های زندگی، به تناسب خود، مقتضی خیری است. به عنوان مثال وقتی از جانب خدای متعال، وعده دست یابی به خیر در پرتو رعایت برخی از مسائل اقتصادی بیان می شود، هیچ منافاتی ندارد که در جا و عرصه ای دیگر، دست یابی به خیر، منوط به رعایت برخی دیگر از مسائل باشد.

ولی به طور کلی، آن چه مسلم است این است که رسیدن به خیر در تمام مناسبات، مستلزم رعایت دستورهای الهی است؛ چرا که بر اساس آیه 107 سوره یونس، شرط رسیدن به خیر، تعلق گرفتن اراده و مشیت خدای متعال بر آن است: «... إِنْ یُرِدْک بِخَیْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصیبُ بِهِ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ؛ اگر خداوند، اراده خیری برای تو کند، هیچ کس مانع فضل او نخواهد شد. آن را به هر کس از بندگانش بخواهد می رساند و او غفور و رحیم است».

از سوی دیگر در آیه 59 سوره نساء، رسیدن به خیر در سایه اطاعت از خدای متعال و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و صاحبان امر عليهم‌السلام بیان شده است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِک خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! خدا را اطاعت کنید و نیز پیامبر خدا و اولو الأمر (اوصیای پیامبر) را اطاعت نمایید و اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید [و از آن ها داوری بطلبید]. این [کار] برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است».

با کنار هم قرار دادن این دو آیه نورانی، این مطلب به دست می آید که اراده و مشیت خداوند در عطا کردن خیر، به کسانی تعلق می گیرد که در راستای اطاعت از او و اولیایش قدم بر می دارند.

البته روشن است که اگر کسی یا جامعه ای این شرط اساسی در رسیدن به خیر را در همه شئون زندگی رعایت کند، یعنی همه مناسبات زندگی خویش را در دایره اطاعت از خدای متعال و اولیای او قرار دهد، گامی استوار برای رسیدن به «خیر نهایی» برداشته که بر اساس آیه 86 سوره هود، تحت عنوان «بقیت الله» معرفی شده است: «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنینَ».

# نگاهی گذرا به منابع اسلامی، این مطلب را روشن می کند که برخی در تشخیص خیر یا ارزیابی آن، ملاک های اشتباهی دارند که آشنایی با برخی از آن ها، برای دوری از خودفریبی مناسب است:

الف) بخل: «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَهِ؛ کسانی که بخل می ورزند و آنچه را خدا از فضل خویش به آنان داده انفاق نمی کنند، گمان نکنند این کار به سود آن ها است؛ بلکه برای آن ها شر است. به زودی در روز قیامت، آن چه را نسبت به آن بخل ورزیده اند، همانند طوقی به گردنشان می افکنند».

ب) ویژگی های نژادی: «قالَ ما مَنَعَک أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُک قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ؛ [خداوند به شیطان] فرمود: در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟ گفت: من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده ای و او را از گِل».

ج) عذاب نشدن پس از کردار بد: «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کفَرُوا أَنَّما نُمْلی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ؛ آن ها که کافر شدند [و راه طغیان پیش گرفتند] تصور نکنند اگر به آنان مهلت می دهیم، به سودشان است! ما به آنان مهلت می دهیم، فقط برای این که بر گناهان خود بیفزایند و برای آن ها، عذاب خوارکننده ای [آماده شده] است».

د) اموال و اولاد در دنیا: «أَیَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنینَ*نُسارِعُ لَهُمْ فِی الْخَیْراتِ بَلْ لا یَشْعُرُونَ؛ آیا آن ها گمان می کنند اموال و فرزندانی که به عنوان کمک به آنان می دهیم، برای این است که درهای خیر را با شتاب به روی آن ها بگشاییم؟! [چنین نیست] بلکه آن ها نمی فهمند».

# «قدیر» صیغه مبالغه در داشتن قدرت است. راغب در مفردات نوشته است: »وقتی قدیر به عنوان صفت برای خدای متعال آورده می شود، منظور، نفی کردن عجز و ناتوانی از ذات مقدس او است». (وَ هُوَ عَلی کلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ)

پیام ها

1. برای رسیدن به رزق و حیات حقیقی باید سراغ سرچشمه ای زوال ناپذیر رفت. (یَرْزُقُ وَ لَا یُرْزَقُ...یُمِیتُ الْأَحْیَاءَ وَ یُحْیِ الْمَوْتی)

2. شاید خیلی چیزها در نگاه ظاهری ما خیر تلقی شوند، ولی در واقع، نه تنها خیری برای انسان ندارند، بلکه بی ضرر هم نیستند. پس چه بهتر که برای به دست آوردن خیرِ حقیقی به درگاه خدا متعال برویم که خیر در دست قدرت اوست. ( بِیَدِهِ الْخَیْرُ)

3. در جمله «بیده الخیر»، «الخیر» مبتدای مؤخر و «بیده» خبر مقدم است و پیشی گرفتن خبر بر مبتدا دلالت بر حصر دارد. افزون بر این که «ال» در «الخیر» برای استغراق است و تمامی خیرها را شامل می شود. بر این اساس باید گفت: تمامی خیرها فقط در اختیار خداست و جستجو کردن آن در جای دیگر اشتباه است.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِک وَ رَسُولِک وَ أَمِینِک وَ صَفِیِّک وَ حَبِیبِک وَ خِیَرَتِک مِنْ خَلْقِک وَ حَافِظِ سِرِّک وَ مُبَلِّغِ رِسَالاتِک أَفْضَلَ وَ أَحْسَنَ وَ أَجْمَلَ وَ أَکمَلَ وَ أَزْکی وَ أَنْمَی وَ أَطْیَبَ وَ أَطْهَرَ وَ أَسْنَی وَ أَکثَرَ مَا صَلَّیْتَ وَ بَارَکتَ وَ تَرَحَّمْتَ وَ تَحَنَّنْتَ وَ سَلَّمْتَ عَلَی أَحَدٍ مِنْ عِبَادِک وَ أَنْبِیَائِک وَ رُسُلِک وَ صَفْوَتِک وَ أَهْلِ الْکرَامَهِ عَلَیْک مِنْ خَلْقِک.

خدایا بر حضرت محمد درود فرست؛ [همو که] بنده، فرستاده، امین، برگزیده و دوست توست. او کسی است که از میان همه مخلوقاتت انتخاب کردی، همان کس که نگه دارنده اسرار و ابلاغ کننده پیام های توست. برترین، نیکوترین، زیباترین، کامل ترین، افزون ترین، رشدیافته ترین، دلپسندترین، پاک ترین، درخشنده ترین و بیش ترین صلوات و برکت و رحمت و مهربانی و سلامی را بر او بفرست که بر بندگان و پیامبران و فرستادگان و برگزیدگان و کسانی که لیاقت کرامت تو را داشته اند، فرستاده ای.

نکته ها

# نثار صلوات بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان پاکش عليهم‌السلام از جانب خدای متعال و فرشتگان الهی، مطلبی است که قرآن کریم به آن تصریح کرده و مسلمانان را نیز به آن دستور داده است.

# در معنی صلوات، از امام صادق عليه‌السلام روایت شده است: «صلوات از جانب خدای متعال، رحمت، از جانب فرشتگان، مایه رشد و پاکی و از جانب مردم، دعا است».

# اولین ویژگیِ برترین فرستاده خدا، بندگی او است. (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِک...)

# «امین» به کسی گفته می شود که آن چه را نزدش به امانت گذاشته شود، حفظ می کند و در امانت خیانت نمی کند.

در این که چه چیزی از طرف خداوند نزد پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به امانت گذاشته شده، احتمال هایی وجود دارد:

نخست این که آن امانت الهی، ولایت است که بر اساس آیه 72 سوره احزاب، زمین و آسمان ها از حمل آن سر برتافتند؛ ولی انسان آن را پذیرفت. بر اساس این احتمال، وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان بزرگوارش عليهم‌السلام این امانت الهی را به نحو شایسته حفظ کرده، ولایت الهی را به صورت تامّ و کامل در زندگی خود پیاده نموده و برای اجرای آن در جامعه نهایت تلاش خود را به کار بسته اند. از این رو، آن بزرگواران «امین الله» هستند.

احتمال دوم این است که مراد از امانتی که خدای متعال در اختیار وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قرار داد و آن حضرت، آن را حفظ کرد، وحی و قرآن است. مؤید این احتمال، بخشی از سلامی است که از زبان امامان معصوم عليهم‌السلام در زیارت ها آمده است: «السَّلَامُ عَلَی مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ أَمِینِ اللَّهِ عَلَی وَحْیِهِ وَ عَزَائِمِ أَمْرِهِ».

البته با توجه به این که کلمه «امینک» در این بخش از دعای افتتاح به صورت مطلق آمده، می توان چنین نتیجه گرفت که آن حضرت نسبت به حفظ هر آن چه از سوی خدای متعال در اختیارش قرار گرفته، نهایت تلاش خود را کرده است؛ چراکه قرآن کریم امانت داری را یکی از بارزترین ویژگی های مؤمنان معرفی کرده، و پیامبر گرامی اسلام و خاندان مطهرش در بالاترین درجه ایمان قرار دارند. (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِک...أَمِینِک)

# «صفیّ» به معنای کسی است که به سبب دوری از ناخالصی ها برگزیده شده است. با توجه به این معنی روشن می شود که وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از فساد و بدی ها خالص بوده و به همین سبب، خدا آن بزرگوار را برگزیده است. هم چنین آشکار می شود که خدا تنها کسانی را اختیار می کند که قابلیّت داشته باشند: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ ».

# در حدیثی از مولای متقیان، حضرت علی عليه‌السلام چنین آمده که خدای متعال، محبت خویش را در وجود مقدس رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم قرار داد و به همین سبب آن حضرت را «حبیب الله» (محبوب خدا) نامید. ( اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ... حَبِیبِک)

پیام ها

1. تصریح به بنده بودن برترین فرستاده خدا پیش از بیان هر ویژگی، و درخواست بهترین درودها و رحمت ها بر او، انسان را از گرفتار شدن در دام غلوّ دور می کند. ( اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِک...)

2. اگر می خواهیم در زمره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان پاکش عليهم‌السلام قرار بگیریم، باید بنده و امانت دار خوبی برای خدای متعال باشیم. (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِک...أَمِینِک)

3. نعمت های الهی به میزان پاکی و دوری انسان ها از ناخالصی به آن ها ارزانی می شود. (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ...صَفِیِّک)

4. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از جانب خدا بی دلیل برگزیده نشد؛ بلکه چون خدای متعال در وجود آن حضرت، خیر دید، او را برگزید. واژه «خِیَرَه» در موردی به کار می رود که چیزی به سبب داشتن خیر، رغبت برانگیز باشد. (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ...خِیَرَتِک مِنْ خَلْقِک )

5. تمام هستی برای انسان های عادی قابل درک نیست. در عالَم اسراری وجود دارد که فقط اولیای الهی از آن با خبر هستند. (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ... حَافِظِ سِرِّک)

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ وَصِیِّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ عَبْدِک وَ وَلِیِّک وَ أَخِی رَسُولِک وَ حُجَّتِک عَلَی خَلْقِک وَ آیَتِک الْکبْرَی وَ النَّبَإِ الْعَظِیمِ

خدایا بر حضرت علی، امیرمؤمنان و جانشین فرستاده پروردگار هستی درود فرست؛ همان کس که بنده و ولیّ تو، برادر فرستاده تو، حجت تو بر مخلوقاتت، نشانه سترگ تو و خبر مهم است.

نکته ها

# «امیرالمؤمنین» لقبی است که از جانب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت علی عليه‌السلام داده شد و بر اساس روایات، اختصاص به آن حضرت دارد و بر هیچ کس دیگر صادق نیست. (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ)

# «وصیّ» کسی است که نایب دیگری می شود تا بعد از رحلتش کارهای مربوط به او را به عهده بگیرد. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم از ابتدای آشکار کردن رسالت خویش و در ماجرای دعوت سران قریش به اسلام، حضرت علی عليه‌السلام را به عنوان وصی خود به مردم معرفی کرد. (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیٍّ... وَصِیِّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ )

# لقب «ولی الله» از آیه 55 سوره مبارکه مائده برای حضرت علی عليه‌السلام گرفته شده است. این آیه که به «آیه ولایت» مشهور است، هنگامی نازل شد که مولای متقیان در مسجد نماز می خواند. در آن هنگام، نیازمندی وارد شد و از مردم درخواست کمک کرد، ولی کسی به او توجه ننمود. در این زمان حضرت علی عليه‌السلام در حالی که در رکوع بود، انگشتر خود را به او بخشید و پس از آن، این آیه نازل شد: «إِنَّما وَلِیُّکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکعُونَ؛ به درستی که سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آن ها که ایمان آورده اند، همان ها که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع، زکات می دهند. » (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیٍّ...وَلِیِّک)

# براساس احادیث متعددی که در منابع روایی شیعی و سنی وارد شده، رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بین خود و حضرت علی عليه‌السلام «برادری» ایجاد کرد و این موضوع را به اطلاع همه مسلمانان رساند. این ویژگی نیز از جمله منقبت هایی است که جز حضرت علی عليه‌السلام شخص دیگری به آن دست نیافته است.

# «حجت» به معنی دلیل روشنی است که وقتی بیان شود، راه بهانه را مسدود می کند. این مطلب، با صراحت در قرآن کریم آمده است: «ای پیامبر! بگو دلیل رسا [و قاطع] برای خداست». بر این اساس، خدای حکیم، به وسیله فطرت توحیدی و عقلی که به انسان داده و نیز ارسال انبیا، حجت را بر مردم تمام کرده، راه خیر و شر و پایان نیک و بدِ هر کدام را هم بیان نموده، و برای خطاکاران هم راه توبه و جبران را باز گذاشته است.

بنابراین، معجزه های روشن انبیا و شیوه نیکوی دعوت و استدلال های محکم آنان و سازگاری دین با فطرت و عقل، حجّت را بر مردم تمام کرده است.

در همین راستا هرکدام از امامان معصوم عليهم‌السلام که در زمان خویش جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حجت الهی بر مردم آن زمان بوده اند، در حقیقت مصداقی بارز برای آیه نورانی« قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّهُ الْبالِغَهُ» هستند. به همین سبب در روایتی از امام صادق عليه‌السلام چنین آمده است: «ما حجت بالغه خداییم بر آن چه زیر آسمان و روی زمین است». (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیٍّ... حُجَّتِک عَلَی خَلْقِک )

# «آیه» یعنی علامتِ ظاهر و آشکار. به عبارت دیگر، آیه، شی ظاهری است که با چیزی غیرآشکار همراه می شود تا نشانه ای باشد برای آن چه پنهان است. بنابراین، کسی که آیه و نشانه ای را درک کند، می تواند آن را وسیله ای قرار دهد برای درک آن چه پنهان است.

این مطلب در آیه 53 سوره مبارکه فصلت مورد توجه قرار گرفته است: «سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ؛ به زودی نشانه های خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آن ها نشان می دهیم تا برای آنان آشکار گردد که خدا حق است».

بر این اساس، اگر به مولای متقیان، حضرت علی عليه‌السلام «آیت بزرگ خدا» گفته می شود، به جهت ویژگی های آن حضرت است که دقت در آن ها، انسان را به عظمت خالقِ حضرت علی عليه‌السلام رهنون می شود. (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیٍّ... آیَتِک الْکبْرَی)

# «نبأ» به معنی خبری است که هم مهم باشد، هم فایده داشته باشد و هم قطعی باشد. عبارت «نبا عظیم» که در این فراز از دعای افتتاح آمده، از آیات قرآن کریم گرفته شده است. مفسران کلام الهی در تعیین مصداق نبأ عظیم، امور مختلفی را بیان کرده اند؛ از جمله معاد، قیامت، قرآن و...؛ اما در کنار این موارد، آن چه روایات زیادی را به خود اختصاص داده، وجود مقدس امیرمؤمنان، حضرت علی عليه‌السلام است. یعنی آن خبر مهم، مفید، یقینی و بزرگی که مورد پرسش انسان ها خواهد بود و شگفتی شان را برخواهد انگیخت، حضرت علی عليه‌السلام و ولایت ایشان است که فکر و ظرفیت بسیاری از انسان ها توان دریافت و فهمِ حقیقت آن را نداشته و ندارد.

در حدیثی از امام رضا عليه‌السلام وارد شده که آن حضرت درباره این آیه به نقل از حضرت علی عليه‌السلام فرمودند: «ما لله نبأٌ أعظمُ مِنّی، وَ ما لِلّه آیهٌ هِیَ أکبرُ مِنّی، وَ لَقَد عُرِضَ فَضلیِ عَلیَ الأُمَم الماضِیهِ عَلیَ اختِلافِ ألسِنَتِها، فَلَم تَقرّ بِفَضلی؛ خبری بزرگ تر و نشانه ای سترگ تر از من برای خداوند نیست. به تحقیق که فضیلت من بر امت های گذشته عرضه می شد، ولی به آن اقرار نمی کردند و آن را نمی پذیرفتند».

پیام ها

1. بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم باید سر به فرمان کسی نهاد که خود ایشان در زمان حیاتش به عنوان امیرِ مؤمنان و جانشین خود معرفی کرده باشد. یکی از دلایلی که سبب شده شیعه، امامت و خلافت حضرت علی عليه‌السلام را بعد از پیغمبر اکرم بپذیرد، همین مطلب است. (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ)

2. ویژگی بارز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که عبودیت و بندگی بود، در وصی و جانشین ایشان نیز تجلی دارد. (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیٍّ...عَبْدِک)

3. بر اساس روایات، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم بین هر دو نفر از اصحاب خود، برادری ایجاد کرد و بین خود و حضرت علی عليه‌السلام نیز صیغه برادری جاری نمود. پس معلوم می شود که در میان اصحاب، حضرت علی عليه‌السلام شبیه ترین فرد به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بوده است. 

منبع: شرح دعای شریف افتتاح - محسن قرائتی 

منشورات