شرح دعای ابوحمزه ثمالی / بخش پنجم

شرح دعای ابوحمزه ثمالی / بخش پنجم

از حضرت آیت الله جوادی آملی حفظه الله

جلسه نهم 

گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است.
وجود مبارك امام سجاد برای جذب و جلب رأفت و رحمت الهی دستور انعطاف را به انسان مرحمت می‌كند، تا یك نیایشگر به ذات أقدس إله عرض كند: اگر گناهی از ما صادر شده است، در اثر لِجاج و عِناد نبوده! ما می‌دانیم كه مستوجب عذاب الهی هستیم، لكن
دو عامل ما را وادار می‌كند كه از ذات أقدس إله درخواست عفو كنیم؛
1- گناه ما روی لجاج و عِناد نیست. ما به عنوان اَلَدُّ الخِصام و مانند آن دست به گناه دراز نكرده‌ایم. بلكه بر اثر غفلت بوده است.
2- می‌دانیم شما بخشنده و مهربانی! پس قصور ما از یك سوی، كَرم شما از سوی دیگر ، این دو عامل ما را وادار می‌كند كه دست نیایش به سوی شما دراز كنیم . اگر كسی بر اثر لجاج گناه كند، مستكبرانه دست به گناه دراز كند، چنین كسی در خُور عفو نیست! یا اگر مولائی كریمانه با بنده‌اش برخورد نكند، چنین بنده تبهكاری به خود اجازه درخواست عفو نمی‌دهد. لكن هر دو عامل در اینجا برای دعا وجود دارد؛ یكی غفلت و جهالت ما، دوّم كَرم و بزرگواری شما.
آنگاه عرض می‌كند: خدایا! نه تنها ما را ببخش، بلكه همه تبهكاران را ببخش! اگر راهی برای بخشش تبهكاران نباشد، اینها ناامید خواهند بود. آنگاه فرقی بین مولای رئوف، و عاقل رئوف نخواهد بود.
این جمله را با این صورت بازگو می‌كند كه: گرچه ما استحقاق گذشت نداریم، ولی شما مولای كَریمی!

وَ إنْ كُنّا غِیرُ مُستوجِبینِ لِرَحمَتِكْ فَأنْتَ اَهلُ أنْ تَجُودَ عَلَینا وَ عَلَی المُذنِبینَ بِفَضلِ سَعَتِكْ

پروردگارا! می‌خواهی با ما برابر اوصاف ما رفتار كنی یا برابر اوصاف خودت؟! اگر می‌خواهی برابر اوصاف ما رفتار كنی، ما مستحقّ عذابیم، اگر می‌خواهی برابر با اوصاف خودت رفتار كنی، ما مشمول رحمتت قرار می‌گیریم .
پروردگارا! می‌خواهی با ما برابر اوصاف ما رفتار كنی یا برابر اوصاف خودت؟! اگر می‌خواهی برابر اوصاف ما رفتار كنی، ما مستحقّ عذابیم، اگر می‌خواهی برابر با اوصاف خودت رفتار كنی، ما مشمول رحمتت قرار می‌گیریم .

فَامْنُنْ عَلَینَا بِمَا أنْتَ اَهلُه

‎ْبر ما منّت بِنه به این كه ما را برابر وصفی كه خود داری به محكمه دعوت كن، نه برابر استحقاقی كه داریم ! این كه در برخی از ادعیّه آمده است: اِلهی آمِنّا بِفَضلِكَ وَ لا تُؤآمِنّا بِعَدلِكَ از همین قبیل است.

وَ جُدْ عَلَینَا فَإنّا مُحتاجُونَ إلی نِیلِكَ

ما به عطای تو نیازمندیم، تو از تعذیب ما بی‌نیازی!
آنگاه در جملات بعد این چنین عرض می‌كند:

یا غَفّارْ بِنُورِكَ اهْتَدَینَا وَ بِفَضلِكَ اسْتَغْنَینَا وَ بِنِعْمَتِكَ أصبَحْنَا وَ أمْسَلنَا

پروردگارا ! آن مقدار هدایتی كه نصیب ما شده است، با نور وحی و فطرت و عقلی بود كه تو به ما دادی! و اگر ما از دیگران بی‌نیاز شدیم، در اثر تفضّل تو بود! و ما در بامداد و شامگاه غرق نعمت توایم . به نعمت تو صبح كردیم، به نعمت تو شام می‌كنیم . یعنی حیات ما، زندگی ما در كنار سفره نعمت توست.

ذُنُوبُنا بِینِ یَدَیْكَ نَستَغْفِرُكَ اللّهُمَّ مِنّا

پروردگارا ! گناهان ما هم معلوم توست و هم خود ما مقدور تو ! هم از سیّئات ما باخبری، هم از تعذیب تبهكاران و بر تعذیب تبهكاران مقتدری. ما توبه می‌كنیم، به طرف تو برمی‌گردیم. (توبه) یعنی رجوع . اصولاً مسئله رجوع درباره عبد معنا دارد، درباره ذات أقدس إله فیضش می‌تواند رجوع كند، امّا ذاتش رجوع بردار نیست.
بیان مطلب از این قبیل است: چون ذات أقدس إله هستی نامتنهی است، این مقدّمة اوّل، یك موجود نامتنهی نسبتش به جمیع اشیاء عَلَی السّواء است، این مقدّمه دوّم.
بنابراین خدای سبحان نسبتش به جمیع اشیاء در جمیع شرائط و شئون و احوال و شرائط عَلَی السَّواء است. این چنین نیست كه به كسی نزدیك باشد و از كسی دور باشد. البتّه در بحث‌های حوزوی و مدرسه‌ای برای بطلان دور و تَسَلسُل این چنین بازگو می‌كنند كه سلسله علل و معلولات باید به سرآغاز ختم بشود. چنین تفكّری با تفكّر نیایش و دعا خیلی هماهنگ نیست! خدائی كه انسان با بطلان دور و تَسَلسُل ثابت می‌كند، معنایش این است كه: این سلسله علل بالأخره باید منتهی بشود به مبداء آفرینش. و خدا به عنوان سرآغاز این سلسله تلقّی می‌شود. اگر آحاد این سلسله مُتبائِنات باشند كه خدا یك مُباینی است با دیگران مُبائنات، منتها از دیگر مُباینات بزرگتر و مهمتر است. و اگر این سلسله، سلسله تشكیكی باشد، همه اینها مراحل یك واقعیّت‌اند و خدا أعلَی المُراتب است.
به هر تقدیر چه بر اساس تَبایُن هستی، چه بر اساس تشكیك خداوند سرآغاز سلسله است. امّا بر اساس نامتنهی بودنِ ذات أقدس إله كه لسان دعا همین لسان غیر متنهی بودن خداست، این چنین نیست كه خدا سر سلسله باشد. نسبت خدا به صادر اوّل و صادر آخر یكسان است. چون اصولاً حقیقت نامتنهی تفاوتی در ناحیه او نخواهد بود. به همه اشیاء در همه شرائط یكسان احاطه دارد. و اگر تفاوتی هست، از طرف گیرندگان است، نه از طرف دهنده.
به هر تقدیر چه بر اساس تَبایُن هستی، چه بر اساس تشكیك خداوند سرآغاز سلسله است. امّا بر اساس نامتنهی بودنِ ذات أقدس إله كه لسان دعا همین لسان غیر متنهی بودن خداست، این چنین نیست كه خدا سر سلسله باشد. نسبت خدا به صادر اوّل و صادر آخر یكسان است. چون اصولاً حقیقت نامتنهی تفاوتی در ناحیه او نخواهد بود. به همه اشیاء در همه شرائط یكسان احاطه دارد. و اگر تفاوتی هست، از طرف گیرندگان است، نه از طرف دهنده. لذا
در این دعا عرض می‌شود كه: خدایا! گناهان ما در دست توست. ما هم مقدور توایم . اگر بخواهی ببخشی روی كَرم است و اگر بخواهی انتقام بگیری، روی عدل است. ما به طرف تو برمی‌گردیم، وگرنه لطف تو نسبت به همه ما عَلَی السَّواء است.

تَتَحَبَّبُ إلَینا بِالنِّعَمْ وَ نُعارِضُكَ بِالذُّنُوب

خدایا ! تو خود را به عنوان دوست نسبت به ما نشان می‌دهی، با این كه همواره مهربانانه با ما رفتار می‌كنی! ما به عنوان دشمنی گناه می‌كنیم . خیر تو به طرف ما نازل است، شرّ ما به طرف تو سائل . یعنی آنچه فرشتگان به طرف تو ابلاغ می‌كنند گناهان ماست.
همواره یك فرشته كریمی است، سیّئات ما را به عرض شما می‌رساند، گرچه شما به ما و به فرشته‌ها از خود ما و فرشته محیط تری و عالمتری! ولی مع ذلك با همه این گزارش‌های تلخ كه به عرضتان می‌رسد، مانع نمی‌شود كه شما ما را غرق نعمت نكنی، و آلاء و نعمت‌ها را بر ما فاضلانه نریزی! چه قدر شما حلیمی، چه قدر شما بزرگواری، چه قدر شما از جهت مُبدع و محیط بودن كریمی! با این كه دائماً از طرف ما نقص گزارش می‌شود، ولی همواره از طرف شما كمال و نیل و عطا به ما می‌رسد.
غَفَرَ اللهُ لَنَا وَ لَكُمْ وَالسَّلامُ عَلِیكُمْ وَ رَحمَهُ اللهِ وَ بَرَكاتُه 

 

جلسه دهم 

گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است.
یكی از خواسته‌های امام سجاد سلام الله علیه در سحرهای ماه مبارك رمضان طبق نقل ابوحمزه ثمالی این است:

اَللّهُمَّ اَشغَلْنَا بِذِكرِكَ وَ اَعِذْنَا مِنْ سَخَطِكَ وَ اَجِرْنَا مِنْ عَذابِكْ وَارْزُقنا مِنْ مَواهِبِكْ وَ أنعِمْ عَلَینَا مِن فَضلِكَ وَارْزُقنا حَجَّ بِیتِكَ وَ زِیارَهِ قَبرِ نَبیِّكَ صَلَواتُكَ وَ رَحمَتُكَ وَ مَغفِرَتُكَ وَ رِضوانُكَ عَلَیهِ وَ عَلی اَهلِ بِیتِه

در عین حال كه وجود مبارك امام سجاد از ذات أقدس إله نجات از دوزخ و رهائی از عواقب تلخ گناه را مسئلت می‌كند، یاد و نام خدا را هم از خدا طلب می‌كند، درخواست می‌كند. قبلاً هم ملاحظه فرمودید كه بعد از تخلیه از گناه نوبت به تجلیه و تَحلیّه می‌رسد. در خیلی از جمله‌ها اوّل بخشایش گناه را طلب می‌كند بعد حِلیة نام و یاد الهی را!
عرض می‌كند: خدایا! ما را به نام خودت مشغول بكن كه یاد تو در دل و نام تو بر لب! در صحیفه سجادیّه این چنین عرض می‌كند: یا مَنْ ذِكرُهُ شَرَفٌ لِلذاكِرین وَاشْغَلْ قُلُوبَنا بِذِكرِكَ عَنْ ذِكرِ مَنْ سِواكْ. پروردگارا! اگر كسی بود كه یاد تو شرف كسانی است كه به نام تو و یاد تو به سر می‌برند. یعنی اگر كسی یاد تو را در قلبش احیاء كرده است، آن قلب قلب شریف است. و اگر دل ای ظرف یاد تو نبود، از شرف غیبی و الهی طرفی نبسته است!
پروردگارا! اگر كسی بود كه یاد تو شرف كسانی است كه به نام تو و یاد تو به سر می‌برند. یعنی اگر كسی یاد تو را در قلبش احیاء كرده است، آن قلب قلب شریف است. و اگر دل ای ظرف یاد تو نبود، از شرف غیبی و الهی طرفی نبسته است!
عرض می‌كند: خدایا! ای كسی كه یاد او و نام او شرف است برای ذاكر، قلب ما را به نام خودت مشغول كن و دل ما را از هر یاد و نامی اِعراض بده كه صحنه نفس ما صحنه نام و یاد تو باشد! در بحث‌های آینده به خواست خدا خواهیم داشت كه امام سجاد سلام الله علیه عرض می‌كند: دل ما را لبریز از خشیّت خود و همچنین محبّت خود قرار بده. این ذكر مُستوئِب باعث آن خشیّت غالب یا محبّت غالب می‌شود. اگر انسان دائماً به یاد حقّ بود، فقط از او می‌هراسد و به او امیدوار است. و اگر دائماً به او امیدوار بود و از او هراسناك بود، كم كم دائماً به او مهر می‌ورزد و نام و یاد غیر از او را از دل بیرون می‌كند. و اگر دائماً به نام و یاد او به سر برد و فقط به او مهر ورزید، قلبش مُتیَّم به حبّ الهی خواهد شد، كه كم كم به محدوده حَیَمان فرشتگان بار می‌یابد.
آنچه كه در دعای كمیل آمده است كه: قَلبِی مُتَیَّمَاً بِحُبِّكْ. این بعد از آن است كه انسان اوّل قلبش را به نام خدا و یاد خدا متذكّر كرد، بعد در خوف و رجاء موحّد شد، بعد محبّ خدا شد، بعد محبوب خدا! اگر چنانچه تمام قلب محبّ خدا بود و مُتیّم به حبّ الهی شد، آنگاه چنین قلبی هم محبوب ذات أقدس إله است.
در این جمله‌های دعای ابوحمزه ثمالی، امام سجاد سلام الله علیه به خدا عرض می‌كند: پروردگارا ! ما را به نام خودت مشغول بكن! چنین كه در زیارت امینُ الله هم این چنین است كه قلوب ما را مَشغُولَهً عَنِ الُّدنیا، مُفارِقَهً عَنِ الدُّنیا بِحَمْدِكَ وَ ذِكرِكَ وَ ثَنائِكْ. ما را به نام خودت مشغول بكن و از ذكر دنیا و آنچه رأس كلّ خطیئه است ما را باز بدار . وَ أعِذْنَا مِنْ سَخَطِكَ، ما را از انتقام و خشم خودت پناه بده. و ما را از عذابت نجات بده و از مواهب ات برخوردار بفرما، و فضلت را بر ما به عنوان نعمت‌های الهی ارزانی بدار !
آنگاه زیارت حجّ خدا، حجّ خانه خدا و زیارت مواقف شریفه، حرم مطهّر پیغمبر صلّی الله علیه و سلّم و ائمه معصومین سلام الله علیهم مورد درخواست است. آن روز كه امام سجاد سلام الله علیه این دعاها را ایراد می‌كردند، سخن از بقیع و ائمه بقیع و مشاهد مشرّفه در بقیع نبود! البتّه شهدای دیگر، مؤمنین و مؤمنات در مدینه مدفون بودند، امّا سخن از ائمه بقیع نبود. ولی الآن كه پیروان قرآن و عترت این دعاها را در سحرهای ماه مبارك رمضان تلاوت و قرائت می‌كنند، منظورشان این خواهد بود كه ما آمدیم كه مشرّف بشویم، هم حرم مطهّر پیغمبر صلّی الله علیه و آله را زیارت كنیم، هم ائمه بقیع را و هم قبور مؤمنین را و هم قبور شهدای اُحُد را و مانند آن.
پروردگارا ! مرا بیامرز، پدر و مادر مرا بیامرز ، آنها را مورد رحم و مهر قرار بده، همان طور كه آنها در كودكی به لطف و احسان تو مرا پروراندند، آنها را هم مورد رحمت قرار بده . به آنها اگر كار خیر كردند، در قبال احسانشان، احسان بده و اگر سَیّئ ای داشتند خدای ناكرده، آنها را هم ببخش!
عرض می‌كند:
پروردگارا! تو نزدیكی، دور نیستی و جواب می‌دهی، كسی را ناامید نمی‌كنی. توفیقی بده كه ما به طاعت تو عمل بكنیم و بر ملّت تو و بر سنّت رسول خدا صلّی الله علیه و سلّم برویم . این كه عرض می‌كنیم: وَ تَوَفَّنَا عَلی مِلَّتِكَ، این در حقیقت عمل به وصیّت یعقوب و ابراهیم (سلام الله علیهما) است . این بزرگواران، فرزندان ظاهری و باطنی خود را توصیه كردند كه بر ملّت الهی بمیرند، كه آنها مثلاً جریان یعقوب این چنین است كه به فرزندان خود فرمود: یا بَنِیَّ، لا تَمُوتُنَّ إلا وَ أنتُمْ مُسلِمُون. یعنی بكوشید كه مسلمان بمیرید. همین وصیّت را قبل از یعقوب، ابراهیم خلیل (سلام الله علیه) هم به فرزندان خود كرده است. و چون مسلمان‌های راستین فرزندان ابراهیم خلیل‌اند، مِلَّهَ أبیكُمْ اِبراهیم هُوَ سَمّاكُمُ المُسلِمینَ مِنْ قَبل ، كه در بخش پایانی سوره مباركه حج است، نشان می‌دهد كه همه مسلمان‌ها فرزندان ابراهیم خلیل، آن بت شكن تاریخ اند! اگر مسلمان‌ها فرزندان ابراهیم خلیل اند، باید به وصیّت پدرشان عمل كنند. وجود مبارك خلیل حقّ به ما وصیّت كرد كه سعی كنید اسلام را به همراه تان به برزخ و قیامت ببرید. اگر كسی ایمان مُستُودَع داشته باشد، معاذالله در پایان عمر بی ایمان می‌میرد.
آنگاه عرض می‌كند:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد. وَاغْفِر لِی وَ لِوالِدَیَّ وَارْحَمْهُما كَما رَبَّیانِی صَغیراً وَاجْزِهِمَا بِالأحسانِ اِحساناً وَ بِالسَّیئاتِ غُفراناً

پروردگارا ! مرا بیامرز، پدر و مادر مرا بیامرز ، آنها را مورد رحم و مهر قرار بده، همان طور كه آنها در كودكی به لطف و احسان تو مرا پروراندند، آنها را هم مورد رحمت قرار بده . به آنها اگر كار خیر كردند، در قبال احسانشان، احسان بده و اگر سَیّئ ای داشتند خدای ناكرده، آنها را هم ببخش! گرچه پدر و مادر جزء مجاری فیض إله هستند، امّا یك انسانی كه خدا را می‌خواند به عنوان مبداء و مُنعِم كلّ، او دیدش درباره جهان این نیست كه ذات أقدس إله فاعل بعید است و موجودات دیگر فاعل قریب. چنین كه دید او این نیست كه خداوند فاعل به معنای ما مِنه است، یعنی فاعل الهی و مُجدّ، و دیگران فاعل به معنای ما بِه اند، یعنی علّت مُعدّه. چون بالأخره اگر دیگران فاعل قریب باشند، خدا فاعل بعید، و دیگران فاعل ما بِه باشند، خدا فاعل ما مِنه، یعنی دیگران وسیله باشند، خدا مبداء فاعلی، باز یك صیرورتی و تعدّدی هست . امّا اگر دیگران را مجاری فیض بدانیم و مظاهر بدانیم، دیگر هیچ مشكلی پیش نمی‌آید . پروردگارا ! پدر و مادر ما مظهر فیض تو بودند، تو آنها را رحم بكن، همه مؤمنین و مؤمنات، زنده و مُردة آنها را بیامرز و بین ما و بین آنها در خیرات تبعیّتی برقرار كن! هر خیراتی كه آنها انجام دادند، ما انجام بدهیم . هر خیری هم كه نصیب آنها می‌شود، نصیب ما هم بشود.

منبع: موسسه اهل البیت 

منشورات