دعای یمانی - غلبه بر دشمن

دعای یمانی از مهمترین دعاهای امیرالمؤمنین امام علی عليه‌السلام برای شکست و غلبه بر دشمنان است. شایسته است مؤمنان در این روزهای پرآشوب جنگ از خواندن این دعا و معرفی و ارسال آن به دیگران غافل نگردند.

دانلود PDF دعای یمانی

ابو عبدالله حسین بن ابراهیم بن علی قمی، معروف به ابن‌الخياط، از هارون بن موسی تلعکبری، از عبدالواحد بن عبدالله بن یونس موصلی، از علی بن محمد بن احمد علوی، از عبدالرحمن بن علی بن زیاد روایت کرد که گفت: عبدالله بن عباس و عبدالله بن جعفر گفته‌اند:

روزی ما نزد مولایمان امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب‌ عليه‌السلام بودیم که حسن بن علی‌ عليه‌السلام وارد شد و عرض کرد: ای امیرالمؤمنین! بر در مردی است که از او بوی مُشک به مشام می‌رسد. فرمود: به او اجازه بده. پس مردی درشت‌اندام و خوش‌چهره، با سیمایی شگفت و هیئتی برجسته، زبان‌آور و بر او لباس پادشاهان بود، داخل شد. گفت: السلام علیک یا امیرالمؤمنین و رحمة‌الله و برکاته. من مردی‌ام از دورترین بلاد یمن، از اشراف عرب که نسبم به شما می‌رسد. پشت سرم ملکی بزرگ و نعمتی فراوان گذاشته‌ام و در رفاه و خوشی و زندگی آسوده و املاک آبادم. روزگار امور را به من آزموده و تجربه‌هایم کرده است. دشمنی دارم بخیل و سختگیر که با بسیاری نیرو و یاور و انبوه جمعیتش بر من چیره شده و حیله‌هایم در برابرش به بن‌بست رسیده است. شبی در حال خواب بودم که ندا دهنده‌ای نزد من آمد و بانگ زد که: «برخیز ای مرد، به سوی برترین آفریدهٔ‌ خدا پس از پیامبرش، امیرالمؤمنین،‌ برو و از او بخواه دعایی را که حبیب خدا، برگزیده‌اش، و پاک‌ترین‌شان از آفریدگان، محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم ـ که درود خدا بر او و خاندانش باد ـ به او آموخت، به تو بیاموزد؛ که در آن، نام اعظم خداوند عزوجل است. به آن نام، بر دشمن ستیزه‌جوی خود دعا کن». ای امیرالمؤمنین! از خواب برخاستم و به هیچ کار دیگری نپرداختم تا با چهارصد بنده رو به سوی شما روان شدم. هم‌اکنون خدا و رسولش و شما را گواه می‌گیرم که همهٔ آنان را آزاد کردم، و آزادی‌شان را فقط برای خدا، جلّت عظمته، انجام دادم. از راهی دور و شهری بسیار دور نزدتان آمدم، که بدنم لاغر و قوّتم کم شده است. پس به حق پدری و پیوند نزدیک، بر من منت گذار و همان دعایی را که در خواب دیدم به من بیاموز، همان که منادی مرا امر کرد برای آن نزد تو بیایم. مولایمان امیرالمؤمنین‌ عليه‌السلام فرمود: بلی، چنین خواهم کرد ان‌شاءالله. سپس دوات و کاغذی خواست و این دعا را برایش نوشت:

برای خواندن دعا اینجا کلیک کنید

منشورات