بخش‌ها:

جایگاه ولایت در ادعیه و زیارات عید غدیر

دریافت مقاله PDF

 نویسنده: سید محمد حسینی

 

تعریف امام و امامت

امامت در لغت به معنای پیشوایی و رهبری است و هر کسی که متصدی رهبری گروهی شود "امام" نامیده می شود خواه در راه حق باشد یا در راه باطل، خواه انسان باشد يا كتاب يا غير آن، حق باشد يا باطل؛ جمع امامت، ائمّه است[1]؛ قرآن پيشوايان را به دو دسته تقسيم مي كند، پيشوايان حقّ و پيشوايان باطل، مثل «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا»[2]؛ «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النّارِ»[3]. در قرآن کریم واژه "ائمّة الکفر" درباره سران کفار بکار رفته است.، صاحب قاموس گفته است: امام آنست كه از وى پيروى شود رئيس باشد يا غير آن، ريسمانى كه بنّا به ديوار مي كشد تا راست بنا كند، راه، متولّى امر، قرآن، پيغمبر، خليفه، فرمانده لشگر، و آنچه بچّه هر روز ياد مي گيرد، و نمونه‌اي كه از روى آن نظير آنرا مي سازند و ...  .

ناگفته نماند معنى جامع، همان مقتدا بودن است، ريسماني كه بنّا از آن پيروى مي كند و طبق آن بنا مي كند، راهي كه انسان در امتداد آن قدم بر مي دارد، كتابي كه مي خواند همه امام و پيشوا و مقتدايند.[4]

مقام امامت يعنى رهبرى و پيشوایى مردم، و «امام» كسى است كه با تشكيل‌ حكومت الهى و به دست آوردن قدرتهاى لازم در جهت پياده نمودن احكام خداوند سعى و تلاش مى‌نمايد، و به عبارت ديگر وظيفه امام اجراى دستورات خداست در حالى كه وظيفه رسول ابلاغ و رسانيدن اين احكام است.»[5]

شیعیان معتقدند که امامت، منصبی است الهی که از طرف خدای متعال به کسانی که صلاحیت آن را دارند داده شده و خدای متعال بوسیله پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) این کار را انجام داده و امیر مؤمنان علی عليه‌السلام را جانشین بلافصل وی قرار داده و سپس یازده نفر از فرزندان او را یکی پس از دیگری برای تصدی مقام امامت تعیین و نصب فرموده است و پیروی از ایشان را بر همه انسانها واجب نموده است. [6]

«امامت» معنا و مفهوم رهبرى و راهنمايى را مى‌دهد و اثر چنين مقامى حجّيت گفتار و كردار و افكار او نسبت به عموم امت است كه در پيشگاه خداى بزرگ، مورد قبول واقع خواهد شد. بنابراين، فرق ميان «ولايت امر» كه به معناى سلطه زعامت و رياست است با «ولايت امامت» كه به معناى مقام پيشوايى و لزوم پيروى از او و حجيت قول و فعل اوست روشن است و تعبير به «ولايت» به لحاظ اين است كه امامت، نوعى سلطه بر اعمال و افكار مردم مى‌باشد و آن را تحت نفوذ و تبعيت خود در مى‌آورد.[7]

يكى از مراحل ولايت تشريعى پيامبران و امامان معصوم «ولايت امامت» است كه به معناى پيشوايى دينى و رهبرى معنوى مى‌باشد و از مقام «زعامت» كه به معناى حكومت و رهبرى سياسى است، والاتر مى‌باشد، از همين رو پس از آزمايشهاى فراوان، مقام امامت به حضرت ابراهيم عليه‌السلام داده شد: «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً ....»[8]« به يادآور هنگامى كه خداوند ابراهيم را به امورى امتحان فرمود و او همه را به جاى آورد، خدا به او گفت: من تو را به پيشوايى خلق برگزيدم». و در همين زمينه دربارۀ عموم پيامبران آل ابراهيم مى‌فرمايد:« وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا ....»[9]‌« آنان (انبياى آل ابراهيم) را پيشوايان مردم ساختيم تا خلق را به امر ما هدايت كنند».[10]

در آیه «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظّالِمِينَ»[11] مراد از امام، ابراهيم عليه‌السلام است و از «لا يَنالُ عَهْدِي الظّالِمِينَ» اینگونه برداشت می شود كه امامي كه خدا از او راضى است و امامي كه امامت او را خدا مي دهد از ستمكاران برگزيده نمي شود «لا يَنالُ عَهْدِي الظّالِمِينَ».

اگر گويند: كسي كه ظالم و ستمگر بود ولى توبه كرد و نيكوكار شد، يا كافر و مشرك بود و ايمان آورد چه مانعى دارد كه چنين كسى از جانب خدا امام باشد؟ گوئيم: وجدان و فطرت حكم مي كند كه چنين كسى هم امام نباشد و خدا او را براى اينكار انتخاب نكند، درست است توبه و ايمان بسيارى از كارها را جبران ميكند، ولى باز وجدان حكم ميكند كه خداوند فقط پاكان مطلق را براى اينكار انتخاب مي كند نه آنانكه در گذشته ستمگر و مسلوب الاطمينان بوده و الآن توبه كرده‌اند و يا مشرك بوده و ايمان آورده‌اند؛[12]

شکی نیست که رسالت امامان معصوم عليهم‌السلام، که منصب الهی امامت جامعه را بر عهده دارند، نجات جامعه بشری از ورطه جهل و خرافات، و انحراف از مبانی دینی و اخلاقی و هدایت آن به سوی کمال واقعی انسانی و سعادت اخروی است. این مهم زمانی تحقق عینی می یابد که پیشوایان حقیقی جامعه، سردمدار امور و در یک کلام، در صدر کار باشند تا در سایه این حاکمیت و زعامت، بتوانند به تبیین و تفسیر فرهنگ و اندیشه اصیل اسلامی بپردازند.

با توجه به اوضاع اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی و وضعیت شیعیان در عصر امامان، اعمال جنایتکارانه حکام زورگو، موجی از ترس و وحشت را بر جامعه اسلامی ، بویژه شیعیان و دوستداران اهل بیت عليهم‌السلام، حاکم می ساخت و همین اختناق و خفقان موجب می شد تا مردم نتوانند از معارف الهی حضرات معصومین عليهم‌السلام استفاده نمایند و از انوار تعالیم قدسیه شان روشنایی و بهره بگیرند و در طریق خداشناسی از گردنه های سخت به راحتی عبور نمایند.

امامان معصوم دست از رسالت خویش در عصر های گوناگون برنداشتند و به حکم آگاهی به تمام روش های بیانی و کلامی ، بهترین وسیله را برای نیل به اهداف عالی خود و نجات انسان ها از فرورفتن در منجلاب جهل و گمراهی به کار گرفتند. مردم را در برابر اعمال جباران ستمگر که از راه حق منصرف گشته، اصرار بر نابودی دین خدا ورزیده، آثار و احکام نبوت را به بازی گرفته بودند، آگاه می کردند. این شیوه بیان در قالب « دعا و مناجات» متجلی گشت که بی شک حتی از جهاد با شمشیر و نبرد با سلاح گرم، مهم تر و مؤثرتر بود؛ چرا که امامان با این سبک بیان، تمام اندیشه ها را به خود جلب می نمودند و می توانستند  سد محکمی در مقابل سیل ویرانگر اعمال ستمگرانی که به ناحق بر گرده مردم سوار شده بودند قرار دهند .

همانطور که می دانیم دعا پیوندی معنوی میان انسان و پروردگار است که اثر تربیتی و سازندگی مهمی در روح انسان دارد. از این رو از دیدگاه اسلامی، از جایگاه خاصی برخوردار است.

بررسی کتب حدیثی این را می رساند که پیرامون واقعه غدیر خم و روز عید بزرگ غدیر ، دعاهای بسیاری وارد شده است که سید بن طاووس در کتاب « اقبال الاعمال »  به بیان آن پرداخته است. بررسی معانی و مفاهیم این دعاها پرده از بسیاری از معارف در مورد خداشناسی، نبوت و ولایت امیر المؤمنین حضرت علی ؟ع؟ بر می دارد که در این نوشتار به اختصار برخی را بیان می نماییم:

1- توحید و خداشناسی:

ادعیه روز عید غدیر خم، بالاترین معارف توحیدی را در قالب دعا به انسان های حقیقت جو و پیروان خویش ارائه می دهد و در آن، ذات مقدس الهی را از هر گونه تشبیه به مخلوقات و هر نوع عیب و نقصی پاک و مبرا می سازد. نمونه هایی از این بیانات چنین است.امام صادق عليه‌السلام در دعای روز عید غدیر خویش اینگونه با ذات اقدس الهی مناجات می کند:

اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ وَ كَفَى بِكَ شَهِيداً وَ أُشْهِدُ مَلَائِكَتَكَ وَ حَمَلَةَ عَرْشِكَ وَ سُكَّانَ سَمَاوَاتِكَ وَ أَرْضِكَ بِأَنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْمَعْبُودُ الَّذِي لَيْسَ مِنْ لَدُنْ عَرْشِكَ إِلَى قَرَارِ أَرْضِكَ‏ مَعْبُودٌ يُعْبَدُ سِوَاكَ إِلَّا بَاطِلٌ مُضْمَحِلٌّ غَيْرَ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْمَعْبُودُ لَا مَعْبُودَ سِوَاكَ تَعَالَيْتَ عَمَّا يَقُولُ الظَّالِمُونَ عُلُوّاً كَبِيراً [13]

«خداوندا! من تو را گواه می گیرم و تو برای گواهی کافی هستی و نیز فرشتگان و حاملان عرش و ساکنان آسمان ها و زمین را گواهی می گیرم مبنی بر این که تو معبودی هستی که از عرش تا زمین جز روی [ذات] تو پرستیده نشده است مگر آن که باطل و نابود است. معبودی جز تو نیست و هیچ کس جز تو پرستیده نمی شود و از آنچه ستمگران درباره تو می گویند بسیار برتری...»

و در دعای دیگری می فرمایند:

اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ ...سُبْحَانَكَ مُنْزِلَ التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الزَّبُورِ وَ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ إِلَهَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ إِلَهَ مَنْ فِي الْأَرْضِ لَا إِلَهَ [إِلَّا هُوَ] فِيهِمَا غَيْرُكَ جَبَّارَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ لَا جَبَّارَ فِيهِمَا غَيْرُكَ مَلِكَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ [مَلِكَ مَنْ فِي‏] الْأَرْضِ لَا مَلِكَ فِيهِمَا غَيْرُك‏...[14]

« خداوندا ... ای پروردگار زمین و آسمان ها ... پاکی تو ای فرو فرستنده تورات و انجیل و زبور و قرآن بزرگ، ای معبود آنان که در آسماهای هفتگانه اند و معبود آنانکه در زمین هستند که معبودی جز تو در آن دو نیست و ای شکوهمند چیره بر همه آسمانیان و زمینیان که شکوهمندی جز تو در آن نیست و ای فرمانروای آنان که در آسمان ها و زمین هستند که فرمانروایی جز تو در آن دو نیست ...»

در ادامه دعا صفات خداوند همچون عظیم، قدیم، حیّ ، احد، صد، فرد، وتر، رحمان و رحیم و ...را برمی شمارد و خداوند را به بزرگی یاد می کند.        

2- نبوت و امامت:

علاوه بر صلوات بر محمد و آل محمد که در میانه و انتهای ادعیه آمده است، تصدیق به نبوت و امامت را در کنار اعتراف به وحدانیت خدا تلقّی می کنند و مقام و منزلت پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت علی ؟ع؟ را وسیله تقرّب قرار می دهند. به عنوان مثال:

....شَهِدْنا بِمَنِّكَ بِأَنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ رَبُّنَا وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدَكَ وَ رَسُولَكَ نَبِيُّنَا وَأَنَّ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيُّنَا وَ مَوْلَانَا ...[15]

« گواهی می دهیم که معبودی جز تو نیست و تو پروردگار مایی و حضرت محمد صلّی الله علیه و آله بنده و فرستاده تو ، پیامبر ماست و حضرت علی عليه‌السلام ، امیر مؤمنان، سرپرست و مولای ماست.»

در جای دیگر آمده است:

....رَبِّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي كُلَّهَا بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين‏.[16]

«پروردگارا بر محمد و آل محمد درورد فرست و همه گناهان مرا بیامرز به رحمتت ای مهربان ترین مهربانان»

و یا اینکه در جایی دیگر بعد از صلوات بر محمد و آل محمد به بیان دعاهای گوناگون دنیوی و اخروی پرداخته است و می فرماید:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ ... اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ لِوَالِدَيَّ وَ مَا وَلَدَا وَ الْمُؤْمِنِينَ [و للمؤمنين‏] وَ الْمُؤْمِنَاتِ ... اللَّهُمَ‏ اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ ...اللَّهُمَّ أَصْلِحْ لَنَا أَئِمَّتِنَا وَ قُضَاتَنَا وَ وُلَاةَ أُمُورِنَا وَ جَمَاعَتَنَا وَ دِينَنَا الَّذِي ارْتَضَيْتَ لَنَا اللَّهُمَّ أَعِزَّ الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ وَ أَذِلَّ الشِّرْكَ وَ أَهْلَه‏[17]

« خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و بر محمد و آل محمد مبارک گردان ... خداوندا، من ، پدر ، مادر و تمامی فرزندان آن دو و همه مردان و زنان مومن و مسلمان را ... بیامرز در کار ما اصلاح کن و ... اسلام را عزت بخش و ...»

.....فَأَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُصْلِحَ لِي أَحْوَالَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة.....[18]

« .....از تو خواهانم به حق محمد و آل محمد، بر محمد و آل محمد درود فرستی و همه حالات دنیا و آخرتم را سامان ببخش....»

3- بیان واقعه غدیر خم

یکی دیگر از جلوه های زیبای ادعیه روز غدیر بیان واقعه غدیر در  آن است.

.....رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا النِّدَاءَ وَ صَدَّقْنَا الْمُنَادِيَ رَسُولَكَ صلى‌الله‌عليه‌وآله إِذْ نَادَى نِدَاءً عَنْكَ بِالَّذِي أَمَرْتَهُ أَنْ يُبَلِّغَ عَنْكَ مَا أَنْزَلْتَ إِلَيْهِ مِنْ مُوَالاةِ وَلِيِّ الْمُؤْمِنِينَ وَ حَذَّرْتُهُ وَ أَنْذَرْتَهُ إِنْ لَمْ يَبْلُغْ أَنْ تَسْخَطَ عَلَيْهِ وَ أَنَّهُ إِذَا بَلَّغَ رِسَالَتَكَ [رِسَالاتِكَ‏] عَصَمْتَهُ مِنَ النَّاسِ فَنَادَى مُبَلِّغاً وَحْيَكَ وَ رِسَالاتِكَ أَلَا مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ وَ مَنْ كُنْتُ وَلِيَّهُ فَعَلِيٌّ وَلِيُّهُ وَ مَنْ كُنْتُ نَبِيَّهُ فَعَلِيٌّ أَمِيرُهُ [19]...

«پروردگارا ! ندا را شنیدیم و به ندا در دهنده، یعنی رسولت- درود خدا بر او و خاندان او- آنگاه که بر اساس دستور تو ندا در داد ولایت ولی مؤمنان را- که بر او نازل کرده بودی و او را پرهیز و بیم داده بودی که در صورت عدم تبلیغ آن، بر او خشم خواهی گرفت و در صورت تبلیغ پیام هایت او را از گزند مردم نگاه خواهی داشت- به ما رسانید و به این صورت ندا در داد و وحی و پیام های تو را به اطلاع ما رسانید که هان ! هرکس من مولای اویم ، علی مولای اوست و هرکس من سرپرست اویم، علی سرپرست اوست و هرکس من فرمانروای اویم علی فرمانروای اوست.»

در این دعا علاوه بر بیان مختصر این واقعه مهم تاریخی، معنا و مفهوم «ولی» را بیان می دارد که معنای ولایت چیزی غیر از صرف دوست داشتن است؛ و منظور پیامبر گرامی اسلام از بیان ولی، واگذاری ولایت و سرپرستی جامعه به حضرت علی عليه‌السلام بوده است.

ائمه در ادعیه روز غدیر علاوه بر اینکه آیات اکمال دین را برای بیان واقعه غدیر خم به کار برده اند برای وضوح این واقعه و مفهوم ولایت و جایگاه والای آن، به آیه ی اخذ میثاق از تمامی موجودات تمسک نموده و بیان نموده اند که ولایت علی ابن ابیطالب عليه‌السلام همان میثاق پروردگار است که در عالم ذرّ از انسان گرفته شده بود و آدمی به آن پاسخ بلی داده بود ولی در زمین و در جهان مادی آن را به فراموشی سپرده بود تا اینکه پیامبر اسلام این عهد و میثاق را دوباره یادآور شدند و در ماجرای غدیر، انسان را به سوی فطرت اولیه خود که همان پذیرش ولایت الهی است سوق داد.

...وَ مَنَنْتَ بِشَهَادَةِ الْإِخْلَاصِ لَكَ بِوَلَايَةِ أَوْلِيَائِكَ الْهُدَاةِ مِنْ بَعْدِ النَّذِيرِ الْمُنْذِرِ السِّرَاجِ الْمُنِيرِ وَ أَكْمَلْتَ لَنَا الدِّينَ بِمُوَالاتِهِمْ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ عَدُوِّهِمْ وَ أَتْمَمْتَ عَلَيْنَا النِّعَمَ بِالَّذِي جَدَّدْتَ لَنَا عَهْدَكَ وَ ذَكَّرْتَنَا مِيثَاقَكَ الْمَأْخُوذَ مِنَّا فِي ابْتِدَاءِ [مُبْتَدَإِ] خَلْقِكَ إِيَّانَا وَ جَعَلْتَنَا مِنْ أَهْلِ الْإِجَابَةِ وَ ذَكَّرْتَنَا الْعَهْدَ وَ الْمِيثَاقَ وَ لَمْ تُنْسِنَا ذِكْرَكَ فَإِنَّكَ قُلْتَ ‏وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏.....[20]

« .....و با پذیرش ولایت دوستان هدایت گرت بعد از پیامبر که بیم دهنده و اعلام کننده و چراغ فروزان بود، اقرار و گواهی خالصانه خود را بر ما منت نهادی و با دوستی آنان در بیزاری از دشمنانشان، دین ما را کامل گردانیدی و با تجدید عهد آنان، نعمت هایت را بر ما تمام نمودی و پیمان گرفته شده در آغاز آفرینش ما را به یادمان آوردی و از پاسخ مثبت دهندگان به آن قرار دادی و آن عهد و میثاق را به یاد ما آوردی و کاری نکردی که یادت را فراموش کنیم؛ زیرا خود فرموده ای : و آنان را به یاد آر که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، نسل او را برگرفت و آنان را بر خودشان گواه گرفت که آیا من پروردگار شما نیستم ؟! و آنان گفتند : بلی....».

ویا در فرازی از زيارتى كه به سندهاى معتبره از حضرت امام هادی عليه‌السلام نقل شده،آمده است كه :

....ثُمَّ أَمَرَهُ بِإِظْهَارِ مَا أَوْلاَكَ لِأُمَّتِهِ إِعْلاَءً لِشَأْنِكَ وَ إِعْلاَناً لِبُرْهَانِكَ وَ دَحْضاً لِلْأَبَاطِيلِ وَ قَطْعاً لِلْمَعَاذِيرِ؛ فَلَمَّا أَشْفَقَ مِنْ فِتْنَةِ الْفَاسِقِينَ وَ اتَّقَى فِيكَ الْمُنَافِقِينَ أَوْحَى إِلَيْهِ رَبُّ الْعَالَمِينَ‏؛ يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ‏؛ فَوَضَعَ عَلَى نَفْسِهِ أَوْزَارَ الْمَسِيرِ وَ نَهَضَ فِي رَمْضَاءِ الْهَجِيرِ فَخَطَبَ وَ أَسْمَعَ وَ نَادَى فَأَبْلَغَ‏؛ ثُمَّ سَأَلَهُمْ أَجْمَعَ فَقَالَ هَلْ بَلَّغْتُ فَقَالُوا اللَّهُمَّ بَلَى فَقَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ ثُمَّ قَالَ أَ لَسْتُ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا بَلَى فَأَخَذَ بِيَدِكَ وَ قَالَ مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلاَهُ‏ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ‏ فَمَا آمَنَ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِيكَ عَلَى نَبِيِّهِ إِلاَّ قَلِيلٌ وَ لاَ زَادَ أَكْثَرَهُمْ غَيْرَ تَخْسِيرٍ وَ لَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى فِيكَ مِنْ قَبْلُ وَ هُمْ كَارِهُونَ‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ‏ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لاَئِمٍ‏ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ...‏

یکی دیگر از جلوه های وارده در این دعاها بیان ویژگی های امیر المؤمنین به کمک آیات وارده پیرامون شخصیت ایشان در قرآن کریم است . به عنوان مثال آیاتی چون:

وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيم[21]؛ ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ‏[22] ؛ وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ‏[23]؛ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ[24] ؛ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقين[25]‏

در این ادعیه ذکر گردیده اند.

 

.4- تولّی و تبری

همانگونه که در مفهوم امامت بیان شد؛ در برابر ائمۀ ايمان (ائمّۀ الهى)، ائمّۀ كفر قرار دارند كه در قرآن كريم نيز بدان اشاره شده و به قتال با آنان دستور داده است:«... فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ..»؛« با پيشوايان كفر (و ضلالت) كارزار كنيد؛ زيرا عهد و پيمان آنان را اعتبارى نيست تا بس كنند».[26]

بدون تردید هیچیک از تولی و تبری بدون دیگری کفایت نمی کند؛ نه با تولی محض می توان به سعادت رسید و نه با تبرّی تنها می توان از شقاوت رهید. اسماعیل جعفی به امام باقر عليه‌السلام عرض کرد: شخصی محبت امیرالمؤمنین عليه‌السلام را در دل دارد، لیکن از دشمنی او تبری نمی جوید و می گوید: علی عليه‌السلام نزد من محبوب تر است. امام باقر عليه‌السلام فرمود: چنین کسی پریشان حال و آشفته خاطر است و دشمن محسوب می شود، پشت سر او نماز نگذار، او کرامت و ارزشی ندارد، مگر اینکه از او بترسی و مجبور به تقیّه باشی[27] .

در بیان دیگری که از امام صادق عليه‌السلام رسیده، تبرّی را نشانه صداقت در محبّت دانسته، فرمودند: کسی که ادعای دوستی و محبت ما را دارد و از دشمنان ما برائت نمی جوید، در اظهار دوستی ما صادق نیست، بلکه دروغ می گوید[28].

 ادعیه  روز غدیر هم  تجلی گاه تولی و تبری است.

...اللَّهُمَّ قَدْ قَبِلْنَا أَمْرَكَ وَ نَهْيَكَ [وَ سَمِعْنَا] وَ أَطَعْنَا لِنَبِيِّكَ وَ سَلَّمْنَا وَ رَضِينَا فَنَحْنُ مَوَالِي عَلِيٍّ وَ أَوْلِيَائِهِ كَمَا أَمَرْتَ نُوَالِيهِ وَ نُعَادِي مَنْ يُعَادِيهِ وَ نَبْرَأُ مِمَّنْ يَبْرَأُ مِنْهُ وَ نُبْغِضُ مَنْ أَبْغَضَهُ وَ نُحِبُّ مَنْ أَحَبَّه‏[29]...

« خدایا امر و نهی تو را پذیرفتیم و به فرمان تو گوش سپردیم و از پیامبرت اطاعت و تسلیم اوییم و از او خشنودیم و همانگونه که دستور دادی، موالی و دوستداران علی عليه‌السلام هستیم، با دوستان او دوست و با دشمنان او دشمن هستیم و از هر کس که از او بیزاری جوید بیزاری می جوییم و هر کس کینه او را داشته باشد، کینه او را در دل می پروریم و دوستداران او را دوست داریم»

ائمه عليه‌السلام همچنین در چندین فراز از دعاهای خویش، جامعه اسلامی را به اعتقاد و عمل به این مسأله فرا می خوانند و چنین بیان می دارند که:

اللَّهُمَّ الْعَنِ الْجَاحِدِينَ الْمُعَانِدِينَ الْمُخَالِفِينَ لِأَمْرِكَ وَ أَمْرِ رَسُولِكَ صلى‌الله‌عليه‌وآله . اللَّهُمَّ الْعَنِ الْمُبْغِضِينَ لَهُمْ لَعْناً كَثِيراً لَا يَنْقَطِعُ أَوَّلُهُ وَ لَا يَنْفَدُ آخِرُه . اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ ثَبِّتْنَا عَلَى مُوَالاتِكَ وَ مُوَالاةِ رَسُولِكَ وَ آلِ رَسُولِكَ وَ مُوَالاةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِم ‏[30]

« خدایا کسانی که فرمان تو  و فرمان رسولت- که درود خدا بر او و خاندان او باد - را انکار کرده و با آن ستیزه و مخالفت نمودند، لعنت کن. خدایا کسانی را که با آنان دشمنی ورزیدند، بسیار لعنت کن، لعنتی که آغاز آن نگسلد و تا آخر آن پایان نپذیرد. خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و ما را بر دوستی خود و دوستی رسول و خاندان رسولت و دوستی امیرمومنان – درود های خدا بر آنان – استوار بدارد.»

5- بیان صفات حضرت علی عليه‌السلام

در بحار الانوار علامه مجلسی زیارتی مخصوص این روز ارائه گردیده[31] که در آن امیر مؤمنان علی عليه‌السلام را دین قویم و صراط مستقیم خطاب نموده است:« السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دِينَ اللَّهِ الْقَوِيمَ وَ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِيمَ...».

در روایات « صراط مستقیم» به وجود مقدّس حضرت امیر مؤمنان علی عليه‌السلام تفسیر شده است؛ ازجمله اینکه حمادبن عیسی در تأویل آیه « اهدنا الصراط المستقیم» از امام صادق عليه‌السلام روایت کرده است که مراد امیرالمؤمنین و شناختن اوست و دلیل بر اینکه صراط مستقیم امیرالمؤمنین است ؛ قول خداوند است:«وانّه فی امّ الکتاب لدینا لعلیّ الحکیم» و منظور آن امیرالمؤمنین است که در ام الکتاب (سوره حمد) در آیه « اهدنا الصراط المستقیم» مذکور شده است.[32]

بزرگان دین نیز در تبیین این مطلب اینگونه بیان نموده اند که: صراط مستقیم یکی است و دو تا شدنش محال است. از طرف دیگر،صراط مستقیم بین عبد و ربّ، ولایت علی بن ابی طالب است .در نتیجه اگر این امر از بین برود ، رابطه بین خلق و رب قطع می شود و وقتی قطع شد غرض از خلقت باطل می گرددو ثمره بعثت زائل می گرددو نبوّت انبیا از آدم تا خاتم به باد فنا می رود. به همین دلیل است که خدای متعال فرمودند:« يا يُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما انْزِلَ الَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ انَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ..»[33] ووقتی هم کار تمام شد ، فرمود:« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً فَمَنِ اضْطُرَّ في‏ مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ..»[34][35]

با دقت در آیات بالا  جایگاه و مقام امامت روشن می گردد.لسان خدای تبارک و تعالی در آیه « يا ايُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما انْزِلَ الَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ انَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ.»

 

از مجموع آیات و روایات بیان شده تا کنون می توان این نتیجه را بیان کرد که خداوند متعال به اسلام با ولایت حضرت علی عليه‌السلام رضایت داده است و نیز دین با ولایت او کامل و نعمت با ولایت او تمام خواهد شد.و این مطلب با امامت و سرپرستی حضرت علی عليه‌السلام سازگاری دارد.و لذا مطابق برخی از روایات، بعد از نزول آیه اکمال و قبل از پراکنده شدن مردم پیامبر ؟ص؟ فرمودند: «اللَّه اكبر بر اكمال‏ دين‏ و اتمام نعمت و رضايت پروردگار از رسالتم و ولايت على پس از من!»[36]

در دعاهایی که در روز عید غدیر در کتب دعایی همچون اقبال سید ابن طاووس وارد شده مضامینی همچون:« مولا»؛«امام المؤمنین»؛«الصراط المستقیم»و..در مورد حضرت علی عليه‌السلام به کار رفته است و در این ادعیه ائمه خداوند را به خاطر هدایت شدن و تمام شدن نعمت و کامل شدن دین، قرار گرفتن حضرت به عنوان نشانه ای از نشانه های بزرگ خداوندشکر وسپاس گفته و از خداوند خواسته اند کسانی که حق این روز و حرمت آن را انکار می کنند و در نتیجه با خاموش ساختن نور حضرت علی عليه‌السلام در صدد بستن راه ایشان هستند را لعنت نماید و از کار اهل بیت پیامبر  گره گشایی کند و اندوه آنان و اندوه مؤمنان را به وسیله آنان برطرف سازد و زمین را به وجود ایشان از عدل و داد پر نماید و به وعده ای که به آنان داده عمل نماید چرا که خداوند هرگز خلف وعده نمی کند.

 

نتیجه:

نتیجه آن که دعاهای آل محمد عليهم‌السلام همانند قرآن مجید، در بردارنده اصول اسلامی و معارفی است که موجب تکامل نفوس و استواری عقاید و فزونی صفات پسندیده می باشد. در این ادعیه با استشهاد به آیات قرآنی جایگاه ولایت و امامت حضرت علی عليه‌السلام به همراه بیان داستان غدیر خم مسلمان را به پیروی از ایشان و امامان بعد از ایشان رهنمون می دارد و ائمه در دعاهایشان هر مقصد و مطلوبی را یکی می دانند و هر توسلی را تنها به او و هر پناهگاهی را محصور به او می بینند. هیچ کس نیست که این ادعیه را بخواند و غیر خدا را بشناسد و یا از غیر او مسئلت کند و یا چشم امیدی به غیر او داشته باشد زیرا در این دعاها به خوبی در می یابد که با غیر خدا بودن و از غیر خدا چیزی خواستن جز ناامیدی، بی بهره گی و ناکامی و سست آرمانی نصیبی نخواهد داشت و با این اعتقاد خط بطلان بر همه عقاید پوچ و انحرافی که در زمینه ولایت ایجاد گشته می کشند.

 

 

 

 

 

[1] . « الإمام: من يأتم به الناس من رئيس، أو غيره، محقا كان أو مبطلا. و منه: إمام الصلاة. (ج) أئمة»: سعدى ابو جيب، القاموس الفقهي لغة و اصطلاحا: ص: 24؛ « الإمام من يؤتم به: أي يقتدى به، سواء كان إنسانا يقتدى بقوله أو بفعله، أو كتابا، أو كلاهما محقّا أو مبطلا»: محمود عبد الرحمان، معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهية؛ ج‌1، ص: 281؛ لإِمام: كلُّ من اقتُدِى به و قُدِّم فى الأمور. و النبىُّ صلى اللّه عليه و سلم إمام الأئمة، و الخليفة إِمام الرَّعية، و القرآن إِمام المسلمين.»: ابو الحسين، احمد بن فارس بن زكريا، معجم مقائيس اللغة، ج‌1، ص: 28

[2] .  سوره انبياء:73.

[3] . سوره قصص: 41.

[4] . قاموس قرآن؛ ج‌1، ص: 120 - 121‌

[5] . منتظرى نجف‌آبادى، حسين على ، معارف و احكام نوجوانان، ص: 50- 51‌

[6] .« الإمام: هو المقتدى أو القدوة. و يراد به في فقهنا: الإمام المعصوم المفترض الطاعة من قبل اللّٰه عز و جل و هو أحد الأئمة المعصومين الاثني عشر. و يقول الفلاسفة و العارفون: إن للإمامة مرتبة أعلى من النبوة. و من هنا أعطيت لإبراهيم عليه‌السلام بعد أن أعطي النبوة و الرسالة. قال تعالى: إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً.»: ما وراء الفقه: ج‌8، ص: 491        .

[7] .  حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه، ص: 192‌.

[8] . سوره بقره:  124.

[9] .  سوره انبياء: 73.

[10] . حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه؛ ص: 191.

[11] - سوره بقره: .124

[12] . قاموس قرآن، ج‌1، ص: 122‌.

 

[13] إقبال الأعمال (ط - القديمة) : ج‏1، ص: 476-477.

.

[14] إقبال الأعمال (ط - القديمة) : ج‏1 ؛ ص481

[15] إقبال الأعمال (ط - القديمة) : ج‏1 ؛ ص479.

[16] إقبال الأعمال (ط - القديمة) : ج‏1 ؛ ص482.

[17] إقبال الأعمال (ط - القديمة) : ج‏1 ؛ ص486.

[18] إقبال الأعمال (ط - القديمة) : ج‏1 ؛ ص492.

[19] إقبال الأعمال (ط - القديمة) : ج‏1 ؛ ص477.

[20] إقبال الأعمال (ط - القديمة) : ج‏1 ؛ ص:478-479.

[21]  . سوره زخرف: 4.

[22] . سوره تکاثر: 8.

[23] . سوره صافات: 24.

[24] . سوره نساء: 59.

[25] . سوره توبه: 119.

[26] . سوره توبه: 3.

[27] - وسائل، ج8، ص309.

[28] - بحارالانوار، ج27، ص58.

[29] إقبال الأعمال (ط - القديمة) : ج‏1 ؛ ص475.

[30] إقبال الأعمال (ط - القديمة) : ج‏1 ؛ ص475.

[31] بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏97 ؛ ص360.

[32] - تفسیرالقمی، ج1،ص28؛ معانی الاخبار، ص32، بحارالانوار، ج24، ص12.

[33] - سوره مائده:67.

[34] - سوره مائده:3.

[35] - نفس نفیس خاتمیت، 226-227.

[36] - تاريخ سياسى صدر اسلام / ترجمه كتاب سليم ؛ ص198.

 

منشورات